|
|
بالاخره من هم پس از چند سال انتظار طاقت فرسا در اول مهر ماه ۱۳۶۴راهی مدرسه شدم. خیلی خوشحال بودم و درپوست خود نمی گنجیدم.مثل اینکه خواب می دیدم...
ادامه مطلب ...
از کودکی علاقه ی بسیار زیادی به درس و مدرسه داشتم یادم می آید که یکی از فامیل یک سال از من بزرگتر بود و زود تر ازمن به مدرسه رفت . روزی که او به مدرسه رفت من شش ساله بودم ... ادامه مطلب ...
در یکی از روز های تابستان به یاد دارم که گربه ای وارد اتاق شد این اتاق را در خانه ما اتاق آهک می نامیدند در واقع از این محل به عنوان انباری مصالح و سایر ابزار آلات استفاده می شد. ادامه مطلب ...
مدیرت توازن در نظر دارداز امروز مطلبی را با عنوان خاطرات من ارایه نماید لذا از کلیه دوستان وآشنایان که دارای خاطرات مشترکی هستند خواهشمند است مطالب و خاطرات خود را جهت ارایه در سایت به ما ارسال فرمایند |
|