تبليغاتX
توازن - مرجع اطلاعات حسابداری - تولید ناب

Contact US Admin Profile






تولید ناب | |  

يکي از اين تکنيک هاي جديد توليد ناب است که برخاسته از صنعت خودروسازي است . باتوجه به اين که صنعت خودرو سازي يک صنعت مادر و به تعبيري «صنعت صنعتها» محسوب مي شودو از طرف ديگر با لحاظ کردن پتانسيل هاي عظيم و اهميت صنعت خودروسازي در زمينه توسعه و اشتغال‌زايي، اجراي موفق اصول ناب در اين صنعت منجر به افزايش چشمگير توان رقابتي توليد کنندگان داخلي با بهره گيري از ويژگيهاي توليد ناب در کاهش مداوم هزينه ها و قيمتها مي شود که طبعاً به ديگر صنايع نيز سرايت خواهد کرد.
توليد ناب در واقع شيوه توليدي است که ضمن به کارگيري فوايد توليد انبوه و توليد دستي، با هدف کاهش ضايعات و حذف هر فعاليت بدون ارزش افزوده شکل گرفته است. بر اين مبنا تكنيك ناب با كمك مجموعه ابزارهاي خود مي‌تواند نقش بنياديني در اصلاح و بهبود فرايندها داشته باشد.

از قرون تولید دستی تا عصر تولید ناب !

دو انقلاب در ابتدا و انتهای قرن بیستم رخ داد ؛ انقلاب آغازین همانا ظهور تولید انبوه و پایان عصر تولید دستی بود و انقلاب پایانی ظهور تولید ناب و خاتمه یافتن عصر تولید انبوه است . اکنون جهان در آستانه عصری جدید به سر می‌برد ، عصری که در آن دگرگونی شیوه‌های تولید محصولات و ساخته‌های بشر چهره زندگی او را یکسره دگرگون خواهد کرد . پس از جنگ جهانی اول هنری فورد و آلفرد اسلون (مدیر جنرال موتورز) تولیدات صنعتی جهان را از قرون تولید دستی که شرکتهای اروپایی رواج داده بودند ، بدرآوردند و به عصر تولید انبوه کشاندند ؛ با ترویج این شیوه تولید در تمام صنایع ، ایالات متحده رهبر جدید شیوه‌های تولیدی گردید و صنعت خودروسازی ، موتور و قلب تپنده اقتصاد این کشور شد . در همین راستا ، پیتر دراکر در سال 1946 لقب صنعت صنعتها را به صنعت خودروسازی اطلاق کرد . همچنین تولید ناب در سالهای پایانی جنگ جهانی دوم توسط تای‌چی‌اوهنو درشرکت خودروسازی تویوتا در ژاپن مطرح گردید . مبحث تولید ناب در سال 1990 توسط جیمز ووماک و همکارانش از دانشگاه MIT در قالب یک کار تحقیقاتی با عنوان ماشینی که جهان را تغییر داد منتشر گردید . او و همکارانش ، تولید ناب را به عنوان ترکیبی از مدل تولید سنتی فورد و مدل کنترل اجتماعی در محیط تولید ژاپنی می‌شناسند .

تولید ناب، اصطلاحی که جان کرافیسک بر نهاده است. از این رو "ناب" نامیده می شود که در مقایسه با تولید انبوه، هر چیز را به میزان نکته مورد استفاده قرار می دهد، این شیوه تولید، نیروی انسانی موجود در کارخانه، فضای لازم برای تولید،سرمایه ای که مصرف ابزار آلات می شود، نیروی مهندسی لازم برای به وجود آوردن محصول جدید و زمان مورد نیاز برای ساخت محصول جدید را به نصف تقلیل می دهد همچنین در تولید ناب موجودی مورد نیاز به کمتر از نصف می رسد، عیب بسیار کمتر می شوند و محصولات با تنوع فزاینده تولید می شوند.

 

بنابراین بحث تولید ناب و نیز سایر شیوه‌های تولیدی با صنعت خودروسازی گره خورده است و برای توصیف شیوه تولید ناب نیاز به بررسی سه شیوه تولیدی بالاست تا با مقایسه آنها تفاوت و امتیازاتشان معلوم گردد .. در گامهای آتی به تشریح ، ازین سه متد تولیدی سخن خواهیم گفت

تولید دستی

یک تولیدگر دستی از کارگران بسیار ماهر و ابزارهای ساده اما انعطاف پذیر استفاده می کند تا دقیقا آنچه را بسازد که مشتری میخواهد. یعنی یک واحد در یک زمان برخی مشخصه های تولید دستی عبارتند از:

1 - وجود نیروی کاری ماهر;

2 - وجود سازماندهی بسیار غیرمتمرکز;

3 - به کارگیری ابزارآلات ماشینی چندکاره ;

4 - حجم بسیار پایین تولید.

همچنین از ضعفهای تولید دستی این است که قیمت محصول بالا بوده و در صورت افزایش حجم تولید، قیمت پایین نمی آید. (امروزه در مورد ماهواره ها و سفینه های فضایی که برجسته ترین تولیدات دستی هستند همین مشکل وجود دارد).

از مشکلات دیگر تولیدکنندگان دستی این است که معمولا فاقد آن سرمایه مالی وانسانی کافی هستند که به دنبال نوآوریها و پیشرفتهای اساسی باشند چرا که پیشرفت واقعی در دانش فنی مستلزم تحقیق و پژوهش سازمان یافته است ..

اما بااین حال محصولات دستی و سفارشی همچنان بازار خود را حفظ کرده است چرا که برخی از مشتریان نیازها و سلیقه های خاصی دارند که فقط این شیوه تولیدی پاسخگوی نیازهای آنهاست . اما در دهه 1990 برای شرکتهای تولیدکننده دستی ، تهدیددیگری از جانب شرکتهای تولیدکننده ناب ، به ویژه شرکتهای ژاپنی آغاز شده است و آن تهدید این است که تولیدگران ناب در تعقیب آن بخشی از بازار هستند که تاکنون درانحصار تولیدگران دستی بوده است . برای مثال ، شرکت هوندا با اتومبیلهای ورزشی (NS-x) با بدنه آلومینیومی خود حمله مستقیمی به بازار خودروهای ورزشی (FERRARI) کرده است .

از مشخصه‌هاي توليد انبوه چه مي‌دانيم؟

توليدگر انبوه در طراحي محصولات از متخصصين ماهر استفاده مي‌نمايد ، اما اين محصولات توسط كارگران غيرماهر ساخته مي‌شوند كه ماشين‌آلات گران و تك‌منظوره را هدايت مي‌كنند. اين محصولات هم‌شكل ماشيني، در حجم بسيار بالا توليد مي‌شوند. ازآنجاكه توليد محصول جديد محتاج تغيير كل سيستم است ، بسي گرانتر از محصول قبلي خواهد شد. از اين‌ رو توليدكننده انبوه تا جائيكه ممكن باشد، از نوآوري در طرح خودداري مي‌نمايد. در نتيجه محصول، به بهاي از دست رفتن تنوع و به دليل وجود روشهاي كاري كه براي كاركنان كسالت‌بار است، ارزانتر در اختيار خريدار قرار مي گيرد. برخي از مشخصه‌هاي توليد انبوه عبارتند از:                                                                                                              

·                               1- نيروي كار: تقسيم كار تا هرجا كه امكان دارد ؛ در كارخانه‌هاي با توليد انبوه، كارگر مونتاژكننده تنها به چند دقيقه تعليم و آموزش نياز دارد.

2- سازماندهي: با استفاده از يك ادغام عمودي كامل، توليدكننده انبوه سعي مي‌كند كه از مواد اوليه تا ساير قطعات را خود توليد كند. ولي مشكل ادغام عمودي كامل، ديوان‌سالاري وسيع است.                       

3- ابزارها: از ابزارآلاتي كه فقط در هر زمان يك وظيفه را انجام مي‌دهد استفاده مي‌شود كه اين كار صرفه‌جويي زيادي در زمان آماده‌سازي ماشين‌آلات به وجود مي‌آورد. 

4- محصول: محصولات تنوع اندكي دارند اما قيمتهاي آن به خاطر تنوع كم روند نزولي پيدا مي‌كند.

 

کاهش نیرو

(به درصد)
 تولید انبوه

(بهار 1914)
 اواخر تولید دستی

(پاییز 1913)
 دقایق نیروی کار صرف شده برای مونتاژ
 
62
 226
 594
 موتور
 
75
 5
 20
 مولد برق
 
83
 26.5
 150
 محور
 
88
 93
 750
 سازه های اصلی کامل کننده خودرو
 

 

خاستگاه تولید ناب كجاست ؟

زادگاه تولید ناب در شركت تویوتا در جزیره ناگویا در ژاپن است . نخستین پیروزی خانواده تویوتا در صنعت ماشین‌آلات نساجی بود و در دهه 1930 به دلیل نیاز شدید دولت ، شركت مذكور وارد صنعت وسایل‌نقلیه موتوری گردید ؛ در آن سالها این شركت با مشكلاتی از قبیل بازار داخلی كوچك ، نیروی كار ثابت ، فقدان سرمایه كافی و رقبای خارجی علاقه‌مند به بازار ژاپن مواجه بود .                                                              

در آن سالها ، ای ‌جی‌تویوتا با مهندس شركت ، تای‌چی‌اوهنو به آمریكا سفر كرده و از شركت اتومبیل‌سازی فورد بازدید به عمل آوردند و نهایتا به این نتیجه رسیدند كه اصول تولید انبوه قابلیت پیاده‌سازی در ژاپن را ندارد و این سیستم پر از  muda(اتلاف) است . برهمین اساس ، آنها شیوه جدیدی از تولید كه بعدها تولید ناب نام گرفت را ایجاد نمودند . یك تولیدگر ناب مزایای تولید دستی و تولید انبوه را با یكدیگر تلفیق كرده و از قیمت بالای اولی و انعطاف ناپذیری دومی اجتناب می‌نماید و از ماشین‌آلاتی استفاده می‌كند كه هم خودكار و هم انعطاف‌پذیرند . برخی از مشخصه‌های تولید ناب عبارتند از :

1-  استفاده از  JIT.                       

2- تاكید بر پیشگیری از تولید محصول معیوب .                                              

3- پاسخ به نیازهای مشتریان .                                                                    

4- كایزن .                                                                                                    

5- سیستم افقی ارتباطات .                                                                    

6- افزایش ادغام وظایف .             

 دلايل تاکيد بر توليد ناب به عنوان يک راهبرد موفق
- نياز به رقابت موثر در اقتصاد جهاني
- فشار از طرف مشتريان براي کاهش قيمتها
- نياز به استانداردسازي فرايندها براي دستيابي به نتايج مورد انتظار
- افزايش دائمي انتظارات مشتري

سيستم ناب در سازمان هاي خدماتي
در عمليات اداري يک شرکت توليدي يا در يک سازمان خدماتي، بسياري از ابزارها و شيوه هاي ناب با کاربرد اقتضايي قابل استفاده هستند. در اين فرايندها به جاي سخت افزار بايد به دنبال ايجاد ارزش افزوده و استفاده از اطلاعات يا نرم افزاربود. براي مثال در يک مجموعه بيمارستاني مي توان در فرآيند ها از طريق روشهايي نظير کاهش زمان چرخه و اجزاي آن (يعني تعريف رويه ها، کارگروهي، استاندارد سازي، نقطه استفاده از ذخاير، سيستم ديداري و...) بهبود ايجاد کرد.

وظايف مديريت در اجراي اصول ناب
طرح مناسب و مديريت اجرايي کليد دستيابي به موفقيت پايدار در استفاده از توليدناب است. براي اجراي موفق اصول ناب، علاوه بر عملکرد مديريت، لازم است توليد ناب را با تمام راهبردهاي سازمان هماهنگ کرد. وظايف عمده مديريت در سيستم ناب شامل اين موارد مي شود:
- ايجاد تغيير در فرهنگ سازماني همسو با اصول و رويه هاي ناب.
- طراحي يک برنامه جامع و برنامه ريزي شده به جاي راه حلهاي تک منظوره.
- تامين منابع لازم
- حفظ اصول ناب و عمل به آن و تعهد بلند مدت
- اختيار دادن به کارمندان و تاکيد بر کارگروهي و همکاري.
با اين وجود اکثر شرکتهايي که همچنان از روشهاي توليد سنتي و انبوه استفاده مي کنند براي خود دلايلي دارند: اول آن که آماده سازي سيستم ناب نياز به هزينه و زمان دارد. دليل دوم اين است که سيستم هاي ناب تغييراتي بنيادي در فرآيندها و رويه هاي سازمان بوجود مي آورند که نياز به داشتن بستر فرهنگي، تکنولوژيک، اطلاعاتي و تدارکاتي مناسب داشته و همين طور الزامات قانوني و اجتماعي را ايجاب مي کنند. دليل سوم اين است که تغيير شکل دادن سازمان از توليد انبوه به توليد ناب تنها در شرايطي که حتماً برخاسته از مديريت باشد امکان پذير است.

 

ارزيابي تغييرات در جهت توليد ناب (عناصر توليد ناب)
با در نظر گرفتن اصول اساسي ناب مي‌توان اين مراحل را براي اجرا در نظر گرفت:
تعيين دقيق ارزش هر محصول‌، شناسايي جريان ارزش محصولات (زنجيره ارزش مشتري) ،‌‌ حرکت بدون وقفه در اين مسير، سيستم کششي و تعقيب کمال. به منظور ارزيابي تغييرات در جهت توليد ناب بايد مولفه هايي را لحاظ کرد که عبارتند از:
-1 حذف اتلاف (يعني‌هرچيزي که مشتري نمي خواهد براي آن بهايي بپردازد)..
-2 بهبود مستمر توسط حلقه هاي کيفيت و سيستم پيشنهادات.
-3 عيوب صفر که لازمه کيفيت است.
-4 سيستم کششي به جاي فشاري (جريان فرايند براساس نيازها و تمرکز بر خروجي و سنجش تطابق با خواست‌هاي مشتري به جاي تمرکز بر ورودي).
-5 تيم هاي چندکارکردي (که منجر به کاهش تعداد سطوح سازماني مي شود).
-6 به هنگام بودن (به معناي کوتاه کردن زمان سفارش).
-7 مسئوليتهاي غيرمتمرکز و وظايف تلفيقي (که بوسيله افزايش محتواي کاري و کاهش نيروي نظارتي و نيروي کار غيرمستقيم صورت مي گيرد).
-8 کنترل کيفيت در حين فرايند به جاي بازرسي در انتهاي فرآيند.
-9 تنظيم سريع دستگاهها (به خاطر تنوع توليدات وبالا بودن تعداد دفعات توليد).
10 - شبکه‌ي تامين (ارائه‌ بازخورد به عرضه کننده و رابطه برمبناي سود دو طرفه).
-11 سيستم نگهداري و تعميرات جامع پيشگيرانه (TPM) . (بوسيله بهبود و اصلاح ماشين آلات و آموزش کارکنان).
-12 توليد محموله هاي کوچک (سفارشهاي کم).
-13 منابع قابل انعطاف (نيروي کار با گستره متنوعي از مهارتها و تخصصها و تجهيزات چند کاره براي توليد محصولات متفاوت در دستگاه هاي مشابه).

-14 رضايت مشتري (هم رضايت مشتريان دروني که کارکنان هستند و هم تامين رضايت مشتريان بيروني).
-15 سيستم کنترل جي‌دوکا (JIDOKA) (انتقال هوش انساني به ماشين آلات خودکار به طوري که در مقابل توليد يک قطعه معيوب حساس باشد و ضمن اخطار، به طور خودکار متوقف شود).
-16 استقرارهاي سلولي : استقرار انواع ماشين‌آلات (نوعاً به شکل U ) به نحوي که عمليات متفاوت طي يک توالي فشرده و تنگاتنگ صورت پذيرد. در اين شکل نمونه اي از استقرار U شکل ترسيم شده است.

نقاط ضعف تکنيک ناب
به منظور داشتن يک ديد جامع مي‌بايست ضمن لحاظ کردن تمام محاسن و مولفه‌هاي مذکور، به ضعف هاي آن نيز در مقايسه با مهندسي ارزش توجه نمود. بعضي از اين نقاط ضعف عبارتند از:
- تکنيک ناب ممکن است بدون سنجش منطقي نتايج، ريسک را افزايش دهد.
- تکنيک ناب ممکن است نتواند مستندات کافي جهت سود در بازار کسب و کار براي حسابداري سنتي ارائه دهد.
- به هنگام مواجهه با مسايل پيچيده مکرر و متقابل با محدوديت هايي مواجه است زيرا روش سعي و خطا را در پيش مي گيرد.
- سيستم فروش ناب و همين طور آموزش کارکنان و متناسب کردن سيستم سازمان با اهداف ناب ممکن است مجموع هزينه ها را افزايش دهد.

بنابه مطالعاتی که توسط Devanc صورت گرفته است، بهبودهایی که به منظور ارزش افزایی (یکی از اصول ناب) با استفاده از اصول ناب صورت می گیرند غالباً عبارتند از:

بهبود جریان کار
کاهش زمان راه اندازی؛
حذف اتلافات (موادها)؛
به کار گیری تعمیرات و نگه داری پیشگیرانه، که همگی باعث افزایش سرعت فرآیند های تجاری و بازگشت سرمایه به سازمان می شوند.
سیستم تولید ناب را باید فرا تر از یک سری برنامه ها و یا تکنیکهای ساده در نظر گرفت. این سیستم نگرش جدیدی از ائتلاف بینایی (Vision) فرهنگ (Culture) و استراتژی (strategy) است که ارائه محصول/خدمات با کیفیت، قیمتایین با زمان تحویل کوتاه به مشتری (داخلی و خارجی) را برای موسسات فراهم می سازد.
سیستم تولید ناب باید در کلیه شرکتها به طور یک پارچه جهت استقرار یک فرهنگ به فلسفه عملیاتی به منظور حذف کلیه فعالیتهایی که از زمان دریافت سفارش تا تحویل به مشتری ارزش افزوده ای ایجاد نمی کند در نظر گرفته شود.

اتلاف – Muda یا (waste)
مفهوم اتلاف زدایی در تولید ناب از اهمیت خاصی برخوردار می باشد، چیزی که در کلیه عصرها و سیستم های زمان اعم از صنعتی و خدماتی را تحت الشعاع برنامه های خود قرار می دهد، این مفهوم یعنی حذف اتلافات است.
این سیستمی است که می توان آن را در زنجیره فعالیتهای اقتصادی مطرح ساخت بدین مفهوم که با تلقی کلی این سیستمها به افراد به عنوان مشتری، سازمان ها در زمان تدوین برنامه ریزی استراتژیک و توصیف رسالت خود، تعهد خودشان را نسبت به کلیه مشتریان داخلی و بیرونی با شناسایی و خذف اتلافات در جهت حفظ و توسعه منابع آنان ابراز می دارند.

بعد از توصیف این مطالب اولین سئوالی که به آن برخورد می کنیم این است که "ناب" چیست؟ هسته "ناب" در استمرار مداوم بهبود فرآیند نهفته است و فلسفه آن حذف کلیه فعایتهایی است که ارزش افزوده ای ایجاد نمی کنند و اجرای آنها باعث کاهش اتلافها در سازمان می شود.
به طور ساده فعالیتهایی ارزش افزوده ایجاد می کنند که مشتری تمایل دارد هزینه آنها را پرداخت نماید، و سایر فعالیتها از نظر مشتری اتلاف تلقی شده و باید حذف شوند و یا کاهش یابند. معمولاً اتلاف ها به 7+1 گروه عمده دسته بندی می شوند..

1- اتلاف حاصل از تولید مازاد:
که هم شامل زمان می شود و هم مقدار، یعنی تولیدی بیش از نیاز مشتری و زود تر از سفارش او.
 -2اتلاف حاصل از حرکت اضافی:
هر حرکتی از کارکنان و ماشین آلات، که بر افزایش ارزش کالای تولیدی اثری نداشته باشد.
 -3اتلاف حاصل از موجودی غیر ضرور :
که شامل: مواد اولیه، نیم ساخته، محصول و در نهایتاً کالای در راه است.
در عرصه تولید ناب بسیار سخن ازکاهش موجودی ها برای شناسایی دقیق مشکلات و نواقص راه تولید است. چرا که موجودی زیاد می تواند بسیاری از عیوب و مشکلات تولید را پنهان کند.
 -4 اتلاف حاصل از تولید کالای معیوب:
که متشکل از انواع ضایعات و دور انداختنی ها در جریان تولید، دوباره کاری ها و برگشت مشتریان است.
 -5اتلاف حاصل از طولانی بودن زمان انتظار:
که شامل انتظار افراد برای ماشین ها، مواد اولیه، ابزار،نگه داری و ... و نیز انتظار ماشین ها برای افراد، ابزار و مواد خام و ... می باشد.
 -6 اتلاف حاصل از حمل و نقل
 -7 اتلاف حاصل از فرآیند اضافی تولید
7+1 - اتلاف حاصل از استفاده نکردن بهینه از نیروی انسانی

اصول تولید ناب :
تولید ناب را می توان در پنج اصل خلاصه کرد. با درک دقیق این اصل ها و سپس با تلاش برای گره زدن آنها به یکدیگر، می توان ضمن به کار گیری کامل شیوه ها و فنون ناب به راهکاری پایدار در ناب سازی سازمان و فرایند های آن است دست یافت.
این پنج اصل عبارتند از:

 (1 تعیین ارزش دقیق هر محصول معین از دیدگاه مشتری (value) :
نقطه شروع و اساس تولید ناب، ارزش است. این تنها مصرف کننده نهایی است که می تواند ارزش را تعریف کند و ارزش، تنها هنگامی دارای معنی و مفهوم است که در چهار چوب یک محصول معین بیان شود، محصولی که نیازهای مصرف کننده خود را با قیمتی معین و در زمانی معین برآورده سازد. توجه داشته باشیم که این تولید کننده است که ارزش را می آفریند.

در این قسمت دو موضوع بایستی مورد توجه قرار گیرد: یکی محصولات معینی است که تولید کننده منتظر است تا مصرف کنندگان معینی، در ازای قیمت آنها را خریداری کنند، تا سبب چرخش کسب و کار شرکت باشد و دیگری نحوه اصلاح عملیات تولید و کیفیت تحویل این محصولات است به گونه ای که به طور پیوسته از هزینه های اصلی آنها کاسته شود. از این رو تولید ناب باید با تلاشی آگاهانه آغاز شود برای تعریف دقیق ارزش در چهار چوب محصولاتی معین که واحد قابلیت های معینی هستند و در ازای بهایی معین ارائه می شوند که حاصل برقراری گفتگو با مشتریان معین است.
بنگاه های اقتصادی ناب پیوسته باید همراه با گروه های محصول خود به باز نگری مستمر ارزش بپردازند و همواره از خود بپرسنذ آیا بهترین تعریف را برای آن یافته اند؟ ضرورت بسیار دارد که تولید کنندگان به تعریف مجدد ارزش بپردازند، زیرا این امر مهم دست یابی به خریداران بیشتر است، و توانایی یافتن خریداران بیشتر و فروش سریع تر، اهمیت بسیاری برای موفقیت در تولید ناب دارد. سازمان های ناب در این صورت خواهند توانست مقادیر قابل توجهی از منابع و ذخایر خود را آزاد کنند. عنصر نهایی در تعریف ارزش، هزینه هدف است. ولی وقتی محصول تعریف می شود، مهمترین وظیفه در امر تعیین ارزش، آن هزینه هدف (Target Cost) تعیین شود به شرط آنکه مورد هایی مشهود و موجود در فرایند حذف شده باشد.

بنگاههای اقتصادی ناب مجموعه قیمتها و مشخصه هایی را که توسط شرکت های معمول و متعارف به خریداران پیشنهاد می شود را بررسی می کنند و سپس می پرسند از طریق کاربرد شیوه های ناب، چه مقدار از هزینه ها قابل کاهش است و آنها در واقع می پرسند، هزینه بدون مودای (Muda free cost) این محصول وقتی که گامهای غیر ضروری حذف شوند و ارزش به حرکت در آید چه قدر خواهد بود؟ چنین هزینه هدفی به طور قطع، بسیار پایین تر از هزینه هایی است که رقبا متحمل می شوند.

2) شناسایی جریان ارزش محصولات (Value stream) :
نقشه جریان ارزش، همه اعمال لازم برای طراحی، سفارش و ساخت یک محصول معین را شناسایی می کند، تجزیه و تحلیل جریان ارزش، نشان می دهد که در طول جریان ارزش سه نوع فعالیت صورت می گیرد:
 -1 فعالیتهایی که آشکارا ارزش آفرینند.
 -2 فعالیتهایی که ارزش آفرین نیستند، ولی اجتناب ناپذیرند یعنی در صورت حذف در روند تولید اثر می گزارند (مودای نوع اول

 -3 فعالیتهایی که هیچ ارزشی نمی آفرینند و به راحتی می توان آنها را حدف کرد. (مودای نوع دوم) نهایتاً باید توجه داشت که در کل حرکت تولید باید به سمتی برود که تماماً ارزش باشد ولی جریان ارزش خود به سه بعد دیگر نیز قابل تقسیم است:
 .1 بعد فیزیکی یا تولید، که از مواد اولیه شروع شده و به تولید محصول می رسد.
 .2بعد برنامه ریزی یا زمان بندی، که از سفارش کیری شروع شده و به تحلیل می رسد.
 .3 بعد طراحی و مهندسی، که یک فکر اولیه شروع شده و به نمونه اولیه می رسد.

 (3 ایجاد حرکت بدون وقفه در این ارزش (flow)
حرکت (flow) عبارتست از انجام وظایف به پیشرونده در طول جریان ارزش به گونه ای که یک محصول بدون توقف، بدون ضایعات و بدون پس روی، از طراحی با بازار، از سفارش به تحویل و از مواد خام به دست خریدار برسد برای دست یابی به این منظور، وقتی ارزش تعریف شد، به کل جریان ارزش مشخص شد که به طور خلاصه شیوه به حرکت درآمدن ارزش عبارتند از:
.1 عطف توجه به یک هدف واقعی، یعنی تمرکز بر یک طرح معین یا یک سفارش معین و یا خود محصول و تحت نظر گرفتن آنرا از آغاز تا پایان.
2. نادیده گرفتن مرزهای سنتی شغل ها، مسیر های شغلی، کارکردها و سازمان ها است تا یک سازمان ناب پدید آید.
 .3 باز اندیشی وظایف کاری به این منظور که موداها (Muda) حذف شوند.
باید توجه داشته باشیم این سه مرحله باید هم زمان انجام شوند این مرحله تمامی ساختارها یا فعالیتهایی که موجب مودا در جریان تولید می شوند و زمان انتظار ساخت را افزایش می دهند شناسایی و حذف می کنند.

4) امکان دادن به مشتری تا بتواند این ارزش را از تولید کننده بیرون بکشد (pull):
همان گونه که مشاهده می کنید یکی از ویژگی های متفاوت تولید ناب، به کار گیری سیستم تولید کششی در آن است، سیستمی که اوهنو از یک سوپر مارکت بزرگ در آمریکا الهام گرفت با نگاهی کوتاه به معرفی این توع سیستم می پردازیم.

انواع تولید از نظر عرضه و تقاضا:

 تولید کششی(pull system): تولیدی است که انجام فعالیت در آن مبنای تقاضای مشتریان صورت می گیرد.
تولید فشاری(push system): تولیدی است که انجام فعالیت در آن بر مبنای پیش بینی تقاضا توسط عرضه کنندگان صورت می گیرد  اما کاربرد مفهوم کشش در یک کارگاه بدین صورت است: که هر ایستگاه مشتری ایستگاه قبلی است.
در چنبن سیستم، سیستم کششی و کانبان (Kanban) گفته می شود که یکی از راهکارهای تولید ناب در ساخت محصول است. که اوهنو برای کنترل تولید بین فرآیندها و به اجرا در آوردن نظام تولید به موقع (JIT) در شرکت تویوتا برای اولین بار توسعه داد.
سیستم کششی و کانبان: به کمک این سیستم تولید آبشاری و دستورات توزیع، از فعالیت های پایین دستی تا بالا دستی انجام می شود. تأمین کنندگان بالا دستی تا زمانی که از مشتریان پایین دستی یک علامت نیاز دریافت نکنند تولید نمی کنند و جریان با استفاده از سیستم کانبان کنترل می شود.
5) تعقیب کمال (perfection) :
هنگامی که سازمانها تعیین درست ارزش، شناسایی کل جریان ارزش، ایجاد گامهای ارزش آفرین برای ایجاد حرکت پیوسته محصولات معین دست می یابند و اجازه می دهند مشتری ارزش را از بنگاه اقتصادی بیرون بکشد، زمان پرداختن به این اصل تولید ناب، یعنی تعقیب کمال است. و کمال عبارتست از، از بین بردن کمال مودا به طوری که همه فعالیتهای که طی جریان ارزش انجام می گیرند، ارزش آفرین باشند.

اکنون باید پرسید مکانیزم اجرایی (راهکار های) تولید ناب در ساخت محصول چیست؟ برای اجرای تولید ناب تکنیک های زیادی وجود دارد که مهمترین آنها عبارتند از:

1- ترسیم جریان ارزش
2- محل کار دیداری:
کنترل دیداری هوه ابزارها، قطعات، فعالیت های تولیدی و شاخص های مورد نظر به طوری که هر کسی را شامل شود، می توان به درک وضعیت سیستم به عنوان یک کل کمک کند.
3- تعویض سریع/کاهش زمان راه اندازی
 -4 تولید سلولی:

امجد رحمن زاده                جعفر کریمی              شهرام سرباز

كاري از : جواد پورغفار | + | موضوع: ارتباط با دانشجويان |