بالاخره من هم پس از چند سال انتظار طاقت فرسا در اول مهر ماه ۱۳۶۴راهی مدرسه شدم. خیلی خوشحال بودم و درپوست خود نمی گنجیدم.مثل اینکه خواب می دیدم...
بالاخره من هم پس از چند سال انتظار طاقت فرسا در اول مهر ماه ۱۳۶۴راهی مدرسه شدم. خیلی خوشحال بودم و درپوست خود نمی گنجیدم.مثل اینکه خواب می دیدم.ولی نه خواب نبود ومن با کیف و کفش تازه که پدر مهربانم قبل از شروع مدارس برایم خریده بود در صف مدرسه بودم . نام دبستان من فردوسی بود . شورو حال بچه ها یک حال و هوای خاصی به مدرسه داده بود .بچه های پاک و بی غل وغشی که در اول مهر برای کسب دانش و رقم زدن سرنوشت شان در صف ایستاده بودند.مدیرمدرسه کسی نبود جز دایی مهربانم که تازه به این مدرسه آمده بود . قبلا از شروع کلاس دایی ام به عنوان مدیر مدرسه سخنرانی کرد ومن هم خیلی کیف می کردم و پیش بقیه کلاس میذاشتم به اصطلاح.پس از اتمام سخنرانی پیش دایی ام رفتم داییم منو خیلی دوست داشت و وقتی منو دید خیلی خوشحال شدو به هم گفت که من انتظارم ازتو بیبشتر از بقیه است سعی کن خوب درس بخونی و بعد منو فرستاد سر کلاس.به کلاس که وارد شدم هیچ کس رو جز صادق نمی شناختم .صادق هم همسایمون بود و هم فامیلمون. من از همون اول دوست داشتم جلو بشینم. رفتم نشستم نیمکت اول . همشاگردی بغلم صادق سیاهی بود که دوساله بود.لحظه شماری می کردم برای شروع درس. خیلی درسو دوست داشتم. بالاخره در کلاس بازشد . همه همهمه ها یه دفعه خوابید ، معلم وارد کلاس شد. معلم آقای اکبررسولی همسایه دیواربه دیوارمون بود. انصافاآدم بسیارمنظم و باانضباطی بود.رفت نشست جای خودش و شروع کرد به نوشتن اسمها.رسید به من با یه قیافه مصمم گفت چطوری جواد، امیدورام خوب درس بخونی، منم باترس و لرز جوابی ندادم، و اسمم رو نوشت . اولین سرمشق کلاس اول را بهمون دادو روتخته نوشت.من هم یه دفتر و مدادای خوشگلی که بابام برام خریده بود نوشتم البته سرمشق رو آقا معلم در دفترامون هم نوشت و گفت اینرو برای فردا آماده کنین . محبت های معلما رو هیچ وقت فراموش نمی کنم به خصوص معلم اولم که واقعا خیلی حق رو گردنم داره خدا حفظش کنه .خدا همه معلمای دلسوز رو حفظ کنه .بعد از کلاس و مدرسه با صادق برگشتم خونه و کل ماجراهای امروزو براشون تعریف کردم و سپس مشقامو برافردا آماده کردم. اولین روز مدرسه برای همه روز خیلی مهمیه .من هم تمام خاطرات آنروز رو به یاددارم.
طبقه بندی: خاطرات من،
برچسب ها: خاطرات،


