بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 11 اسفند 1389
تا قبل از امضا و فرمان مشروطیت در ۱۴ مرداد ،۱۲۸۵ پادشاه در تعیین میزان مالیات براى مستوفیان فرمان صادر مى كردو خزانه زیر نظر خودش بود و حتى...
مشروطیت و وزارت مالیه
تا قبل از امضا و فرمان مشروطیت در ۱۴ مرداد ،۱۲۸۵ پادشاه در تعیین میزان مالیات براى مستوفیان فرمان صادر مى كرد و خزانه زیر نظر خودش بود و حتى مى توانست مالیات افراد حقیقى و حقوقى را به دلخواه تعیین یا اضافه كند و یا ببخشد. ولى قانون اساسى مشروطیت از اصل نود و چهارم تا اصل صد و سوم ترتیب اخذ مالیات را برعهده قوانینى گذاشت كه از تصویب مجلس مى گذرد. هیچ یك از فرزندان بلافصل، برادران و عموزادگان پادشاه نمى توانستند به وزارت برسند. این قانون به ظاهر اجرا گردید ولى از اوایل مشروطیت تا پایان دوره قاجار اكثراً افرادى به وزارت مالیه رسیدند كه از نوادگان پادشاه و وابستگان نزدیك به دربار بودند كه مى توان گفت از فرزندان و برادران شاه در دستگاه دولت و دربار با نفوذتر بودند. افراد وابسته به دربار مانند احمد قوام (قوام السلطنه) و برادرش حسن وثوق (وثوق الدوله) نمونه اى از صدها رجل وابسته به دربار بودند كه بارها به وزارت مالیه (دارایى) رسیدند. نصرالدوله فیروز میرزا از نوادگان عباس میرزا، اكبر مسعود (صارم الدوله) نوه ناصر الدین شاه و دكتر على امینى فرزند خانم فخر الدوله و نوه مظفرالدین شاه نیز به اتفاق رجالى كه جزء هزار فامیل حكومت گر دوره قاجار بودند به وزارت دارایى رسیدند. این یك واقعیت است كه احمد شاه آخرین پادشاه قاجار بود ولى با انقراض قاجار نمى توان گفت كه قاجارها از صحنه خارج شدند بلكه مى توان گفت كه دستگاه رضا شاه پهلوى را رجال قاجاریه مى گردانیدند و حتى تا انقراض پهلوى در ۱۳۵۷ هنوز نوادگان قاجار در پست هاى كلیدى بودند. در میان خاندان هاى حكومت گر قاجار و نوادگان عباس میرزا فقط دكتر محمد مصدق بود كه از عناصر ملى و وطن خواه بود و زمانى كه براى احقاق حقوق ملت ایران به لاهه و سازمان ملل مسافرت كرد، مخارج سفر خود و همراهانش را از ثروت شخصى خویش پرداخت كرد و اظهار داشت: ملتى كه در محاصره اقتصادى است نباید پولش را بیهوده خرج كرد.از ۱۲۸۵ شمسى تا ۱۳۵۷ ، ۱۴۸ بار كابینه تشكیل شد كه در خلال آنها ۶۹ نفر به وزارت دارایى رسیدند كه بیشترین مدت وزارت مربوط به جمشید آموزگار بود كه ۹ سال و ۲۶ روز وزارت نمود و كمترین وزارت مربوط به میرزا سلطان على وزیر افخم بود كه چهار روز وزارت نمود. نام وزراى مالیه (دارایى) از ابتداى مشروطیت تا پیروزى انقلاب اسلامى به شرح زیر است.
۱- میرزا ابوالقاسم خان قراگزلو همدانى (ناصرالملك) ۲- میرزا محمد على خان قوام الدوله آشتیانى ۳- میرزاحسین خان نظام السلطنه مافى ۴- میرزا مرتضى خان صنیع الدوله ۵- میرزا سلطان على خان وزیر افخم ۶- میرزا عبدالله خان قراگزلو (حاج امیر نظام همدانى) ۷- میرزا حسن خان مستوفى الممالك ملقب به آقا ۸- میرزا حسن خان وثوق الدوله (حسن وثوق) ۹- میرزا ابراهیم خان حكیمى (حكیم الملك) ۱۰- میرزا اسماعیل خان ممتازالدوله (اسماعیل ممتاز) ۱۱- میرزا ابراهیم خان معاون الدوله غفارى ۱۲- میرزا محمدعلى خان فروغى (ذكاءالملك) ۱۳- میرزا احمد خان قوام (قوام السلطنه) ۱۴- میرزاحسن خان محتشم السلطنه اسفند یارى ۱۵- میرزا اسدالله خان مشارالسلطنه (قدیمى نوائى) ۱۶- میرزا سید على خان معزالسلطان حسابى ۱۷- میرزا حسن خان مشارالملك (حسن مشاء) ۱۸- میرزا رضا منتخب الدوله ۱۹- محمد قلى هدایت (مخبرالملك) ۲۰- اكبر میرزا مسعود (صارم الدوله) ۲۱- فتح الله خان سپهدار اعظم (رشتى) ۲۲- میرزانصرالله خانه خلعتبرى (اعتلاء الملك) ۲۳- میرزا اسماعیل خان مرزبان (امین الملك) ۲۴- مهدى قلى خان مخبر السلطنه (مخبرالسلطنه هدایت) ۲۵- میرزا عیسى خان فیض ۲۶- میرزا محمود خان جم (مدیرالملك) ۲۷- میرزا محمدخان مصدق السلطنه (محمد مصدق) ۲۸- میرزا عبدالله خان (معتمد السلطنه) ۲۹- عزت الله عز الممالك اردلان (عزالممالك) ۳۰- میرزا حسن خان كمال هدایت (نصرالملك) ۳۱- میرزا علیرضا خان بهاءالملك همدانى ۳۲- مرتضى قلى خان بیات (سهام السلطان) ۳۳- فیروز فیروز (نصرت الدوله) ۳۴- محمد على فرزین ۳۵- سید حسن تقى زاده ۳۶- دكتر تقى نصر ۳۷- میرزا خلیل خان فهیمى (فهیم الملك) ۳۸- على اكبر داور ۳۹- محمود بدر ۴۰- سرتیپ رضا قلى امیرخسروى ۴۱- عباسقلى گلشائیان ۴۲- دكتر حسن مشرف نفیسى ۴۳- یدالله عضدى ۴۴- سیدباقر كاظمى ۴۵- اللهیار صالح ۴۶- امان الله اردلان ۴۷- محمود نریمان ۴۸- ابوالقاسم فروهر ۴۹- على اصغر زرین كفش ۵۰- عبدالحسین هژیر ۵۱- ابوالقاسم نجم (نجم الملك) ۵۲- محمد على وارسته ۵۳- رجب على منصور با حفظ سمت نخست وزیرى (۲۲ روز) ۵۴- على اصغر فروزان ۵۵- عبدالباقى شعاعى ۵۶- غلامحسین فروهر ۵۷- عبدالحسین بهنیا ۵۸- دكتر جهانگیر آموزگار ۵۹- دكتر محمد سجادى ۶۰- دكتر على امینى (امین الدوله) ۶۱- على مبشر ۶۲- تیمسار سرلشكر على اكبر ضرغام ۶۳- غلامرضا برزگر ۶۴- امیرعباس هویدا ۶۵- دكتر جمشید آموزگار ۶۶- هوشنگ انصارى ۶۷- ارتشبد عباس قره باغى ۶۸- حسنعلى مهران ۶۹- دكتر رسم پیراسته. اولین وزیر دارایى جمهورى اسلامى على اردلان و تاكنون یعنى ۱۳۸۵ بعد از على اردلان ده نفر به شرح زیر در نظام جمهورى اسلامى به وزارت دارایى رسیده اند كه اسامى آنها عبارتند از: دكتر ابوالحسن بنى صدر، رضا سلیمى، دكتر محسن نوربخش، دكتر حسین نمازى، محمد ناصر شرافت، محمد جواد ایروانى، محمد جواد وهاجى، مرتضى محمد خان، طهماسب مظاهرى، صفدر حسینى ،داوددانش جعفرى وشمس الدین حسینی.
۱- میرزا ابوالقاسم خان قراگزلو همدانى (ناصرالملك) ۲- میرزا محمد على خان قوام الدوله آشتیانى ۳- میرزاحسین خان نظام السلطنه مافى ۴- میرزا مرتضى خان صنیع الدوله ۵- میرزا سلطان على خان وزیر افخم ۶- میرزا عبدالله خان قراگزلو (حاج امیر نظام همدانى) ۷- میرزا حسن خان مستوفى الممالك ملقب به آقا ۸- میرزا حسن خان وثوق الدوله (حسن وثوق) ۹- میرزا ابراهیم خان حكیمى (حكیم الملك) ۱۰- میرزا اسماعیل خان ممتازالدوله (اسماعیل ممتاز) ۱۱- میرزا ابراهیم خان معاون الدوله غفارى ۱۲- میرزا محمدعلى خان فروغى (ذكاءالملك) ۱۳- میرزا احمد خان قوام (قوام السلطنه) ۱۴- میرزاحسن خان محتشم السلطنه اسفند یارى ۱۵- میرزا اسدالله خان مشارالسلطنه (قدیمى نوائى) ۱۶- میرزا سید على خان معزالسلطان حسابى ۱۷- میرزا حسن خان مشارالملك (حسن مشاء) ۱۸- میرزا رضا منتخب الدوله ۱۹- محمد قلى هدایت (مخبرالملك) ۲۰- اكبر میرزا مسعود (صارم الدوله) ۲۱- فتح الله خان سپهدار اعظم (رشتى) ۲۲- میرزانصرالله خانه خلعتبرى (اعتلاء الملك) ۲۳- میرزا اسماعیل خان مرزبان (امین الملك) ۲۴- مهدى قلى خان مخبر السلطنه (مخبرالسلطنه هدایت) ۲۵- میرزا عیسى خان فیض ۲۶- میرزا محمود خان جم (مدیرالملك) ۲۷- میرزا محمدخان مصدق السلطنه (محمد مصدق) ۲۸- میرزا عبدالله خان (معتمد السلطنه) ۲۹- عزت الله عز الممالك اردلان (عزالممالك) ۳۰- میرزا حسن خان كمال هدایت (نصرالملك) ۳۱- میرزا علیرضا خان بهاءالملك همدانى ۳۲- مرتضى قلى خان بیات (سهام السلطان) ۳۳- فیروز فیروز (نصرت الدوله) ۳۴- محمد على فرزین ۳۵- سید حسن تقى زاده ۳۶- دكتر تقى نصر ۳۷- میرزا خلیل خان فهیمى (فهیم الملك) ۳۸- على اكبر داور ۳۹- محمود بدر ۴۰- سرتیپ رضا قلى امیرخسروى ۴۱- عباسقلى گلشائیان ۴۲- دكتر حسن مشرف نفیسى ۴۳- یدالله عضدى ۴۴- سیدباقر كاظمى ۴۵- اللهیار صالح ۴۶- امان الله اردلان ۴۷- محمود نریمان ۴۸- ابوالقاسم فروهر ۴۹- على اصغر زرین كفش ۵۰- عبدالحسین هژیر ۵۱- ابوالقاسم نجم (نجم الملك) ۵۲- محمد على وارسته ۵۳- رجب على منصور با حفظ سمت نخست وزیرى (۲۲ روز) ۵۴- على اصغر فروزان ۵۵- عبدالباقى شعاعى ۵۶- غلامحسین فروهر ۵۷- عبدالحسین بهنیا ۵۸- دكتر جهانگیر آموزگار ۵۹- دكتر محمد سجادى ۶۰- دكتر على امینى (امین الدوله) ۶۱- على مبشر ۶۲- تیمسار سرلشكر على اكبر ضرغام ۶۳- غلامرضا برزگر ۶۴- امیرعباس هویدا ۶۵- دكتر جمشید آموزگار ۶۶- هوشنگ انصارى ۶۷- ارتشبد عباس قره باغى ۶۸- حسنعلى مهران ۶۹- دكتر رسم پیراسته. اولین وزیر دارایى جمهورى اسلامى على اردلان و تاكنون یعنى ۱۳۸۵ بعد از على اردلان ده نفر به شرح زیر در نظام جمهورى اسلامى به وزارت دارایى رسیده اند كه اسامى آنها عبارتند از: دكتر ابوالحسن بنى صدر، رضا سلیمى، دكتر محسن نوربخش، دكتر حسین نمازى، محمد ناصر شرافت، محمد جواد ایروانى، محمد جواد وهاجى، مرتضى محمد خان، طهماسب مظاهرى، صفدر حسینى ،داوددانش جعفرى وشمس الدین حسینی.
وزراى دارایى دوره مشروطه
كه به نخست وزیرى رسیده اند
هجده نفر از وزراى دارایى (مالیه) در دوره مشروطه به نخست وزیرى رسیده اند كه عبارتند از ناصرالملك، سلطان على وزیر افخم، حسین قلى خان نظام السلطنه مافى، حسن مستوفى، حسن وثوق (وثوق الدوله)، احمد قوام (قوام السلطنه)، محمد على فروغى (ذكاءالملك)، مهدى قلى هدایت (حاج مخبر السلطنه)، محمود جم، مرتضى قلى خان بیات، ابراهیم حكیمى، عبدالحسین هژیر، دكتر محمد مصدق، دكتر على امینى، امیرعباس هویدا، جمشید آموزگار، رجب على منصور، خلیل فهیمى (فهیم الملك) كه بعد از مرگ رزم آرا چند روز كفیل نخست وزیر بود.
نكتهفرمانفرما در دوم دى ماه ۱۲۹۴ دولت خود را تشكیل داد و به خواهرزاده اش محمد مصدق (مصدق السلطنه) اصرار كرد كه وزارت مالیه را برعهده گیرد. آن طور كه دكتر باقر عاقلى در جلد سوم شرح حال رجال سیاسى نظامى از قول مصدق مى نویسد كه «امتناع من از گرفتن پست وزارت مالیه در محیط خانوادگى موجب رنجش گردید. از این جهت شاهزاده عبدالحسین میرزا فرمانفرما میرزا سیدعلى خان معزالسلطان (یمین الملك) حسابى را به مقام وزارت مالیه رسانید و شهرت داشت كه مبلغى هم از او تعارف گرفته است.»
هجده نفر از وزراى دارایى (مالیه) در دوره مشروطه به نخست وزیرى رسیده اند كه عبارتند از ناصرالملك، سلطان على وزیر افخم، حسین قلى خان نظام السلطنه مافى، حسن مستوفى، حسن وثوق (وثوق الدوله)، احمد قوام (قوام السلطنه)، محمد على فروغى (ذكاءالملك)، مهدى قلى هدایت (حاج مخبر السلطنه)، محمود جم، مرتضى قلى خان بیات، ابراهیم حكیمى، عبدالحسین هژیر، دكتر محمد مصدق، دكتر على امینى، امیرعباس هویدا، جمشید آموزگار، رجب على منصور، خلیل فهیمى (فهیم الملك) كه بعد از مرگ رزم آرا چند روز كفیل نخست وزیر بود.
نكتهفرمانفرما در دوم دى ماه ۱۲۹۴ دولت خود را تشكیل داد و به خواهرزاده اش محمد مصدق (مصدق السلطنه) اصرار كرد كه وزارت مالیه را برعهده گیرد. آن طور كه دكتر باقر عاقلى در جلد سوم شرح حال رجال سیاسى نظامى از قول مصدق مى نویسد كه «امتناع من از گرفتن پست وزارت مالیه در محیط خانوادگى موجب رنجش گردید. از این جهت شاهزاده عبدالحسین میرزا فرمانفرما میرزا سیدعلى خان معزالسلطان (یمین الملك) حسابى را به مقام وزارت مالیه رسانید و شهرت داشت كه مبلغى هم از او تعارف گرفته است.»
وضع مالیه و دارایى از ابتداى مشروطه تا پایان سلطنت احمد شاه
در ۴ آذر ۱۲۸۶ در زمان وزارت مالیه ناصر الملك همدانى كه در عین حال نخست وزیر هم بود چند اقدام صورت گرفت كه مى توان در واقع آنها را به عنوان پایه اجراى اصلاحات در وضع مالى كشور به حساب آورد. اول آن كه او دستور داد در وزارت مالیه كارمندان عوض نشستن بر روى زمین روى صندلى و پشت میز انجام وظیفه نمایند، چون ناصر الملك تحصیلكرده اقتصاد از دانشگاه آكسفورد بود و مى خواست كه این وزارتخانه را با روش اروپایى به جلو ببرد. دوم آن كه لایحه اى به مجلس تقدیم كرد كه مطابق آن بودجه دربار را از هشتصد هزار تومان در سال به پانصد هزار تومان در سال تقلیل داد. ضمناً حقوق بعضى از شاهزادگان و مستمرى زنان ناصرالدین شاه را نیز قطع نمود. به همین جهت مورد خشم محمد على شاه قرار گرفت و بازداشت گردید ولى از آنجایى كه صاحب نشان از دولت بریتانیا بود، با وساطت سفیر انگلیس آزاد گردید و به لندن رفت. او بیشتر عمر خود را در لندن گذرانید. بر اثر اختلاف شدید محمد على شاه با مجلس و مشروطه خواهان فرصت رسیدگى به امور مالى نبود و طرفداران محمد على شاه در تهران و شهرستان ها مالیات پرداخت نمى كردند و زمانى وضع مالیه بدتر شد كه بین مشروطه طلبان و محمد على شاه در ۱۲۸۸ ه.ش جنگ درگرفت. شاه از سعدالدوله نخست وزیر و میرزاعبدالله خان قراگزلو (حاج امیرنظام) وزیر مالیه اش تقاضاى پول براى پرداخت حقوق به قزاقان گارد سلطنتى نمود ولى چون خزانه خالى بود، در ۹ تیر ۱۲۸۸ محمدعلى شاه جواهرات خود را در بانك استقراضى روس به گرو نهاد و پنجاه هزار تومان وام گرفت تا توانست حقوق سربازان نگهبان كاخ هاى سلطنتى را پرداخت نماید. بالاخره پس از شكست قواى محمد على شاه از مجاهدین مشروطه طلب و پناهنده شدن او به سفارت روسیه بچه ۱۲ ساله اش احمدمیرزا پادشاه شد و در چنین وضعیت بحرانى از نظر مالى، عضدالملك قاجار با گرفتن حقوقى برابر با پنج هزار تومان در ماه نایب السلطنه ایران شد و به جاى شاه صغیر فرمان ها را صادر مى كرد. در ۶ مرداد ۱۲۸۸ كابینه سپهدار تنكابنى (محمدولى خان خلعتبرى) تشكیل شد. حسن مستوفى (مستوفى الممالك) كه وزیر مالیه اولین كابینه دوره احمد شاه بود اعلام كرد كه به مباركى سلطنت احمد شاه، براى رفاه اكثریت مردم قیمت گوشت از چاركى ۲۲ شاهى (یك قران و دو شاهى) به ۱۸ شاهى كاهش یافته است. در ۱۸ شهریور ۱۲۸۸ دولت محمد ولى خان تنكابنى و وزیر مالیه اش میرزاحسن مستوفى قبول كردند در صورتى كه محمدعلى شاه در خارج از كشور به سلطنت ایران كارى نداشته باشد سالیانه از بودجه دارایى (مالیه) مبلغ یكصد هزار تومان حقوق براى او حواله خواهد شد. از جانب دیگر بر اثر وضع بد مالى كشور دولت به هرگونه رشوه اى از جانب سران استبداد به صورتى مشروعیت مى دادند. چنانچه در ۱۹ شهریور ،۱۲۸۸ عین الدوله صدراعظم دوره استبداد كه محترماً در بازداشت به سر مى برد با پرداخت یكصد هزار تومان به دولت و واگذار نمودن املاك خود در فریمان به وزارت مالیه از او رفع سوءتفاهم گردید و آزاد شد. او بعداً یكى از نخست وزیران مشروطه گردید. بعد از آن كه عضد الملك قاجار نایب السلطنه در ۱۵ شهریور ۱۲۸۹ وفات یافت، مجلس شوراى ملى با اكثریت آرا در تلگرافى از ناصرالملك وزیر مالیه و همچنین نخست وزیر سابق كه در لندن براى خود یك زندگى اشرافى ترتیب داده بود خواست كه عنوان نایب السلطنه ایران را به علاوه لقب والا حضرت قبول نموده و ماهیانه ده هزار تومان براى او حواله شود.
ناصرالملك نایب السلطنه جدید كه در پست هاى حساس قبلى در نتیجه درآمدهاى نامشروع صاحب ثروت كلانى شده بود حاضر نبود با وجود چنین شغلى حتى به ایران بیاید و سال ها در لندن فرامین و احكام وزراى ایران را صادر مى كرد. دكتر باقر عاقلى در كتاب شرح حال رجال سیاسى نظامى درباره او مى نویسد: «ناصرالملك معتقد بود كه باید با اندوخته و ثروت زندگى راحتى در بهترین كشورهاى اروپایى داشت.» عوامل او در كشور حتى در زمان جنگ جهانى اول كه قحطى سراسر كشور را فراگرفته بود و مردم از گرسنگى هلاك مى شدند، گندم احتكار مى كردند و این روش را به احمدشاه نیز آموختند و مردم به احمدشاه لقب «احمد علاف» دادند.
ناصرالملك نایب السلطنه جدید كه در پست هاى حساس قبلى در نتیجه درآمدهاى نامشروع صاحب ثروت كلانى شده بود حاضر نبود با وجود چنین شغلى حتى به ایران بیاید و سال ها در لندن فرامین و احكام وزراى ایران را صادر مى كرد. دكتر باقر عاقلى در كتاب شرح حال رجال سیاسى نظامى درباره او مى نویسد: «ناصرالملك معتقد بود كه باید با اندوخته و ثروت زندگى راحتى در بهترین كشورهاى اروپایى داشت.» عوامل او در كشور حتى در زمان جنگ جهانى اول كه قحطى سراسر كشور را فراگرفته بود و مردم از گرسنگى هلاك مى شدند، گندم احتكار مى كردند و این روش را به احمدشاه نیز آموختند و مردم به احمدشاه لقب «احمد علاف» دادند.
استخدام مورگان شوستر و نتایج آن
اولیاى امور ایران در این فكر بودند تا از یك كارشناس بى طرف خارجى جهت سامان دادن به وضع مالیه ایران استفاده كنند، لذا ترجیح دادند كه از مستشاران آمریكایى استفاده نمایند. از این جهت در ۱۳ بهمن ۱۲۸۹ به پیشنهاد مرتضى قلى خان صنیع الدوله وزیر مالیه و موافقت میرزا حسن مستوفى نخست وزیر و تصویب مجلس شوراى ملى براى استخدام مستشاران مالى تبعه آمریكا براى كار در وزارت مالیه مبلغ ۵۶۰۰ لیره مواجب به تصویب رسید. در ۱۷ اردیبهشت ۱۲۹۰ مورگان شوستر آمریكایى به اتفاق ۱۶ نفر كارشناس براى سر و سامان دادن به وضع مالیه ایران وارد تهران شدند. در ۲۳ خرداد ۱۲۹۰ در زمان وزارت مالیه معاون الدوله غفارى مجلس اختیارات شوستر را در وزارت مالیه تصویب كرد و عنوان او از این تاریخ به بعد خزانه دار كل ایران بود و مواجب او سالیانه دو هزار لیره انگلیسى تعیین شد. به شوستر همه گونه اختیارى در زمینه اخذ مالیات داده شد. اما رجال با نفوذ از دادن مالیات به هر نوع طفره مى رفتند. در همان زمان محمد ولى خان تنكابنى نخست وزیر مشروطه كه املاك زیادى در كشور و پول نقد زیاد داشت و مى بایست در دادن مالیات پیش قدم مى شد، از دادن مالیات خوددارى كرد و موقعى كه مورگان شوستر براى اولین بار به سراغ كسى كه بیش از هزار نوكر و سوار و خدمه حاضر به خدمت او بودند، رفت و به او گفت كه مالیات اراضى و درآمد خود را به خزانه بپردازد. محمد ولى خان با عصبانیت به شوستر جواب داد كه «من براى لشكر كشى به تهران و خلع محمد على شاه و نجات مشروطه میلیون ها خرج كرده ام و من مالیات نمى دهم بلكه دولت هاى مشروطه باید خسارت مرا نیز جبران كنند» و با این گفته خود از شوستر طلبكار شد. بعد از این گفت وگو، طبق نوشته قهرمان میرزا سالور در خاطرات خود، محمدولى خان به منزل رفته و یكى از نوكران خود را كه خطایى كرده بود در حالى كه به شدت شلاق مى زد، به نهضت مشروطیت فحش و ناسزا بسیار داد و گفت كه حالا دیگر نوكرها حرف ارباب ها را گوش نمى دهند، لعنت بر پدر و مادر كسانى كه كارى كردند از دهان مردم كلمه مشروطه بیرون نیاید. شوستر بعداً در ۱۸ مهر ۱۲۹۰ منازل شعاع السلطنه و سالار الدوله برادران محمد على شاه را به كمك ژاندارمرى محاصره و حكم توقیف اموال آنان را نیز از طریق مجارى قانونى جهت اخذ مالیات گرفته بود. اما در همان روز سفارت روسیه اعلام كرد كه اموال سالارالدوله و شعاع السلطنه در گرو بانك استقراض روسیه هستند و متعاقب آن در ۸ آذر ۱۲۹۰ در مورد اخراج شوستر به ایران به دولت صمصام السلطنه بختیارى اولتیماتوم داد.
در ۲۸ آذر ۱۲۹۰ با آن كه وزیر مالیه یعنى ابراهیم حكیمى (حكیم الملك) اظهار داشت كه به وجود شوستر در كشور احتیاج مبرم دارد ولى صمصام السلطنه بختیارى نخست وزیر و میرزا حسن خان وثوق الدوله وزیر خارجه اولتیماتوم روسیه را پذیرفته و به شوستر اطلاع دادند كه از این تاریخ به بعد رئیس خزانه ایران نیست و به جاى او به فرمان ناصرالملك نایب السلطنه كه در لندن مى زیست مسیو مرنار بلژیكى رئیس كل گمرك ایران به جاى شوستر به ریاست كل خزانه رسید و شوستر در ۲۲ دى ۱۲۹۰ با دریافت آخرین حقوق و مزایا و حتى گرفتن خسارت كشور را ترك نمود.
در ۲۸ آذر ۱۲۹۰ با آن كه وزیر مالیه یعنى ابراهیم حكیمى (حكیم الملك) اظهار داشت كه به وجود شوستر در كشور احتیاج مبرم دارد ولى صمصام السلطنه بختیارى نخست وزیر و میرزا حسن خان وثوق الدوله وزیر خارجه اولتیماتوم روسیه را پذیرفته و به شوستر اطلاع دادند كه از این تاریخ به بعد رئیس خزانه ایران نیست و به جاى او به فرمان ناصرالملك نایب السلطنه كه در لندن مى زیست مسیو مرنار بلژیكى رئیس كل گمرك ایران به جاى شوستر به ریاست كل خزانه رسید و شوستر در ۲۲ دى ۱۲۹۰ با دریافت آخرین حقوق و مزایا و حتى گرفتن خسارت كشور را ترك نمود.
نمونه اى از مالیات هایى كه در زمان شوستر از مردم اخذ مى شد
مالیات وسایط نقلیه (نواقل) به شرح زیر بود:
۱- وسایط نقلیه دربار، دولت و مامورین سیاسى خارجى و وسایط نقلیه لشكرى و صحیه (بهدارى) و خدمات بلدیه (شهردارى) از پرداخت مالیات معاف بودند ولى بقیه وسایط نقلیه باید مالیات پرداخت نمایند. در زمان تصدى شوستر اداره مركزى مالیه از كل وسایط نقلیه ۶۵۹۲۹۸ قران مالیات اخذ شد. مالیات هاى زیر به صورت ماهیانه پرداخت مى شد. درشكه ۱۲ قران، چهارچرخه باركش ۴ قران، دوچرخه باركش ۲ قران و ده شاهى، چرخ دستى مخصوص كسب ماهى یك قران، واگن اتومبیل هر عدد ۳ تومان، گارى یك قران، دوچرخه سوارى ۵ قران، موتورسیكلت ۵ قران، الاغ سوارى یك قران، گاو ارابه كش یك قران، علاوه بر این مالیات ها براى مستغلات و قهوه خانه ها و تریاك نیز مالیات هایى وضع گردید. طبق تصویب مجلس از هر مثقال تریاك مالیده سیصد دینار اخذ مى شد و دولت اعلام كرد كه براى جلوگیرى از اشاعه استعمال تریاك، سوخته، تریاك در تمام كشور بایستى به مامورین مالیه تسلیم گردد و در مقابل هر مثقال سوخته سه شاهى حق الزحمه به تسلیم كننده پرداخت گردد و در آخر هر سال تمام سوخت ها در حضور كمیسیونى جمع آورى و معدوم مى گردید.
در ۳۰ تیر ۱۲۹۳ سلطان احمدشاه قاجار كه به سن بلوغ رسیده بود تاجگذارى كرد و ناصرالملك نایب السلطنه براى هزینه تاجگذارى یكصد هزار لیره از بانك شاهنشاهى (شاهى) كه بانك ناشر اسكناس و متعلق به انگلستان بود وام گرفت. حتى حسن مستوفى نخست وزیر و وزیر مالیه اش میرزا حسن خان محتشم السلطنه اسفندیارى در مخارج تاجگذارى جرات مداخله نداشتند. ناصرالملك از كل مبلغ یكصدهزار لیره یك سوم آن را هزینه كرد و بقیه را بالا كشید. ناصرالملك بعد از انجام مراسم تاجگذارى با اخذ بقیه مطالبات خود از دولت ایران عازم انگلستان شد. او در آن زمان كه ماهیانه ده هزار تومان براى خود حقوق تعیین كرده بود، مبلغ سنگینى از بودجه ملتى مى گرفت كه قدرت خرید نان را نداشت. اگر مى خواهیم به ارزش واقعى ده هزار تومان در آن زمان پى ببریم بدانیم كه در آن وقت حقوق رئیس الوزرا هزار و پانصد تومان و هر یك از وزرا هفتصد تومان و نمایندگان مجلس هر یك ماهیانه دویست تومان حقوق دریافت مى كردند. كار حكومت به جایى كشید كه شاهزاده عبدالمجیدمیرزا عین الدوله در ۱۴ اردیبهشت ۱۲۹۴ رئیس الوزراى مشروطه شد و عبدالله خان قراگزلو ملقب به امیرنظام كه پرونده خدمتى او از دوره ناصرالدین شاه به بعد با رشوه خوارى و رشوه دادن همراه بوده و براى امور مالیه سوادى نداشت به وزارت مالیه رسید. او در ۱۵ خرداد همان سال كلیه اختیارات شوستر را در مالیه لغو كرد و كسانى را در دیوان استیفا به همكارى دعوت كرد كه مانند خودش بودند. وضع مالى كشور هر روز نابسامان تر مى شد. جنگ جهانى اول نیز به ایران سرایت كرده بود. قواى روس و انگلیس در شمال و جنوب كشور یكه تاز بودند. احمدشاه این بار نیز جناب آقا یعنى حسن خان مستوفى الممالك را به صدارت انتخاب كرد. او مجبور بود كه در این برهه فرد انگلوفیلى چون میرزا حسن وثوق (وثوق الدوله) را به وزارت مالیه برساند. (۴ شهریور ۱۲۹۴) مستوفى كه همواره مى گفت نه حاضر است كه آجیل بگیرد و نه آجیل بدهد (نه رشوه مى گرفت و نه رشوه مى داد) استعفا كرد و میدان را براى عبدالحسین میرزا فرمانفرما باز كرد. فرمانفرما در دوم دى ماه ۱۲۹۴ دولت خود را تشكیل داد و به خواهرزاده اش محمد مصدق (مصدق السلطنه) اصرار كرد كه وزارت مالیه را برعهده گیرد. آن طور كه دكتر باقر عاقلى در جلد سوم شرح حال رجال سیاسى نظامى از قول مصدق مى نویسد كه «امتناع من از گرفتن پست وزارت مالیه در محیط خانوادگى موجب رنجش گردید. از این جهت شاهزاده عبدالحسین میرزا فرمانفرما میرزا سیدعلى خان معزالسلطان (یمین الملك) حسابى را به مقام وزارت مالیه رسانید و شهرت داشت كه مبلغى هم از او تعارف گرفته است.»
مرحوم مهدى بامداد در تاریخ رجال درباره وزیر مالیه كابینه فرمانفرما مى نویسد كه معزالسلطان مبلغ سى هزار تومان به فرمانفرما رشوه داد تا به وزارت مالیه (دارایى) رسید. وضع مالیه از زمان نخست وزیرى مجدد محمدولى خان تنكابنى (سپهدار اعظم) در اسفند ۱۲۹۴ بدتر شد زیرا محمدولى خان تنكابنى همان كسى بود كه در سال ۱۲۹۰ هجرى شمسى به شوستر گفت كه مالیات نمى دهد و بر هرچه مشروطه طلب بود لعنت فرستاده بود، رئیس الوزراى مشروطه شد و به قول مهدى بامداد در كتاب تاریخ رجال، سى هزار تومان از معزالسلطان گرفت و او را در ۱۵ اسفند ۱۲۹۴ به وزارت دارایى رسانید. آن طور كه گفته و نوشته اند ایشان از زیردستان میرزا على اصغر اتابك اعظم بوده و مدتى معاون مسیو نوز بلژیكى در گمركات بود و سال ها سمت ناظم میزان (میزان آقاسى رئیس گمركات) را برعهده داشته و در كسب درآمد و مداخل فرد ماهرى بوده است. بعد از سقوط كابینه محمدولى خان میرزا حسن وثوق (وثوق الدوله) به نخست وزیرى رسید. این بار در ۷ شهریور ۱۲۹۵ كسى به وزارت مالیه رسید كه برایش مهم نبود با چه كسى كار مى كند و به چه كسى خدمت مى نماید بلكه هدفش فقط جمع آورى پول و ایجاد رفاه براى خودش بود. او حسن مشار (مشارالملك) بود كه در خدمت پنج پادشاه قرار گرفت از ناصرالدین شاه تا رضاشاه. در دوران احمدشاه و رضاشاه مجموعاً چهار بار وزیر مالیه شد و مدتى نیز وزیر دربار احمدشاه بود. او از ۱۳۲۰ هجرى شمسى به مونت كارلو رفت و در ویلایى كه خریده بود زندگى كرد تا آنكه در ۱۳۲۷ هجرى شمسى در اروپا فوت كرد. او از جمله ملاكان و سرمایه داران بزرگ زمان خود شد. وزراى دارایى بعد از او تا اوایل دوره سلطنت پهلوى زیادند ولى معروف ترین آنها عبارتند از اكبر مسعود (صارم الدوله)، حاج مخبرالدوله هدایت، میرزاعیسى خان فیض، دكتر محمد مصدق، محمود جم و محمدعلى فروغى. اكبر مسعود (صارم الدوله) یكى از دوازده پسر ظل السلطان است كه تحصیلكرده انگلستان بود. او از وزراى مالیه كابینه وثوق الدوله بود كه به اتفاق فیروز فیروز (نصرت الدوله) در عقد قرارداد ۱۹۱۹ (۹ اوت، ۱۷ مرداد ۱۲۹۸) شركت داشتند و هر سه نفر مبلغ یكصد و سى هزار لیره از انگلستان رشوه گرفتند كه طبق آن قرارداد مى بایستى ارتش و مالیه ایران تحت نظر مستشاران انگلیسى قرار گیرد. اكبر مسعود (صارم الدوله) در آخر عمر در اصفهان اقامت كرد و زمانى كه رضاشاه در ۱۳۲۰ از طریق اصفهان به جنوب مى رفت تا به جزیره موریس برده شود با صارم الدوله ملاقات كرد و از او خواست كه سفارش او را به انگلیسى ها بكند ولى صارم الدوله قبول نكرد. دكتر محمد مصدق نیز از وزراى معروف و متخصص مالیه بود كه در كابینه میرزا احمدخان قوام السلطنه (احمد قوام) در ۱۴ خرداد ۱۳۰۰ به وزارت مالیه رسید ولى به علت آن كه مى خواست اختیاراتى در زمینه اصلاحات مالى از مجلس بگیرد و عده اى از وكلاى مجلس چون كارشكنى نمودند در ۲۹ دى ماه ۱۳۰۰ استعفا كرد.
۱- وسایط نقلیه دربار، دولت و مامورین سیاسى خارجى و وسایط نقلیه لشكرى و صحیه (بهدارى) و خدمات بلدیه (شهردارى) از پرداخت مالیات معاف بودند ولى بقیه وسایط نقلیه باید مالیات پرداخت نمایند. در زمان تصدى شوستر اداره مركزى مالیه از كل وسایط نقلیه ۶۵۹۲۹۸ قران مالیات اخذ شد. مالیات هاى زیر به صورت ماهیانه پرداخت مى شد. درشكه ۱۲ قران، چهارچرخه باركش ۴ قران، دوچرخه باركش ۲ قران و ده شاهى، چرخ دستى مخصوص كسب ماهى یك قران، واگن اتومبیل هر عدد ۳ تومان، گارى یك قران، دوچرخه سوارى ۵ قران، موتورسیكلت ۵ قران، الاغ سوارى یك قران، گاو ارابه كش یك قران، علاوه بر این مالیات ها براى مستغلات و قهوه خانه ها و تریاك نیز مالیات هایى وضع گردید. طبق تصویب مجلس از هر مثقال تریاك مالیده سیصد دینار اخذ مى شد و دولت اعلام كرد كه براى جلوگیرى از اشاعه استعمال تریاك، سوخته، تریاك در تمام كشور بایستى به مامورین مالیه تسلیم گردد و در مقابل هر مثقال سوخته سه شاهى حق الزحمه به تسلیم كننده پرداخت گردد و در آخر هر سال تمام سوخت ها در حضور كمیسیونى جمع آورى و معدوم مى گردید.
در ۳۰ تیر ۱۲۹۳ سلطان احمدشاه قاجار كه به سن بلوغ رسیده بود تاجگذارى كرد و ناصرالملك نایب السلطنه براى هزینه تاجگذارى یكصد هزار لیره از بانك شاهنشاهى (شاهى) كه بانك ناشر اسكناس و متعلق به انگلستان بود وام گرفت. حتى حسن مستوفى نخست وزیر و وزیر مالیه اش میرزا حسن خان محتشم السلطنه اسفندیارى در مخارج تاجگذارى جرات مداخله نداشتند. ناصرالملك از كل مبلغ یكصدهزار لیره یك سوم آن را هزینه كرد و بقیه را بالا كشید. ناصرالملك بعد از انجام مراسم تاجگذارى با اخذ بقیه مطالبات خود از دولت ایران عازم انگلستان شد. او در آن زمان كه ماهیانه ده هزار تومان براى خود حقوق تعیین كرده بود، مبلغ سنگینى از بودجه ملتى مى گرفت كه قدرت خرید نان را نداشت. اگر مى خواهیم به ارزش واقعى ده هزار تومان در آن زمان پى ببریم بدانیم كه در آن وقت حقوق رئیس الوزرا هزار و پانصد تومان و هر یك از وزرا هفتصد تومان و نمایندگان مجلس هر یك ماهیانه دویست تومان حقوق دریافت مى كردند. كار حكومت به جایى كشید كه شاهزاده عبدالمجیدمیرزا عین الدوله در ۱۴ اردیبهشت ۱۲۹۴ رئیس الوزراى مشروطه شد و عبدالله خان قراگزلو ملقب به امیرنظام كه پرونده خدمتى او از دوره ناصرالدین شاه به بعد با رشوه خوارى و رشوه دادن همراه بوده و براى امور مالیه سوادى نداشت به وزارت مالیه رسید. او در ۱۵ خرداد همان سال كلیه اختیارات شوستر را در مالیه لغو كرد و كسانى را در دیوان استیفا به همكارى دعوت كرد كه مانند خودش بودند. وضع مالى كشور هر روز نابسامان تر مى شد. جنگ جهانى اول نیز به ایران سرایت كرده بود. قواى روس و انگلیس در شمال و جنوب كشور یكه تاز بودند. احمدشاه این بار نیز جناب آقا یعنى حسن خان مستوفى الممالك را به صدارت انتخاب كرد. او مجبور بود كه در این برهه فرد انگلوفیلى چون میرزا حسن وثوق (وثوق الدوله) را به وزارت مالیه برساند. (۴ شهریور ۱۲۹۴) مستوفى كه همواره مى گفت نه حاضر است كه آجیل بگیرد و نه آجیل بدهد (نه رشوه مى گرفت و نه رشوه مى داد) استعفا كرد و میدان را براى عبدالحسین میرزا فرمانفرما باز كرد. فرمانفرما در دوم دى ماه ۱۲۹۴ دولت خود را تشكیل داد و به خواهرزاده اش محمد مصدق (مصدق السلطنه) اصرار كرد كه وزارت مالیه را برعهده گیرد. آن طور كه دكتر باقر عاقلى در جلد سوم شرح حال رجال سیاسى نظامى از قول مصدق مى نویسد كه «امتناع من از گرفتن پست وزارت مالیه در محیط خانوادگى موجب رنجش گردید. از این جهت شاهزاده عبدالحسین میرزا فرمانفرما میرزا سیدعلى خان معزالسلطان (یمین الملك) حسابى را به مقام وزارت مالیه رسانید و شهرت داشت كه مبلغى هم از او تعارف گرفته است.»
مرحوم مهدى بامداد در تاریخ رجال درباره وزیر مالیه كابینه فرمانفرما مى نویسد كه معزالسلطان مبلغ سى هزار تومان به فرمانفرما رشوه داد تا به وزارت مالیه (دارایى) رسید. وضع مالیه از زمان نخست وزیرى مجدد محمدولى خان تنكابنى (سپهدار اعظم) در اسفند ۱۲۹۴ بدتر شد زیرا محمدولى خان تنكابنى همان كسى بود كه در سال ۱۲۹۰ هجرى شمسى به شوستر گفت كه مالیات نمى دهد و بر هرچه مشروطه طلب بود لعنت فرستاده بود، رئیس الوزراى مشروطه شد و به قول مهدى بامداد در كتاب تاریخ رجال، سى هزار تومان از معزالسلطان گرفت و او را در ۱۵ اسفند ۱۲۹۴ به وزارت دارایى رسانید. آن طور كه گفته و نوشته اند ایشان از زیردستان میرزا على اصغر اتابك اعظم بوده و مدتى معاون مسیو نوز بلژیكى در گمركات بود و سال ها سمت ناظم میزان (میزان آقاسى رئیس گمركات) را برعهده داشته و در كسب درآمد و مداخل فرد ماهرى بوده است. بعد از سقوط كابینه محمدولى خان میرزا حسن وثوق (وثوق الدوله) به نخست وزیرى رسید. این بار در ۷ شهریور ۱۲۹۵ كسى به وزارت مالیه رسید كه برایش مهم نبود با چه كسى كار مى كند و به چه كسى خدمت مى نماید بلكه هدفش فقط جمع آورى پول و ایجاد رفاه براى خودش بود. او حسن مشار (مشارالملك) بود كه در خدمت پنج پادشاه قرار گرفت از ناصرالدین شاه تا رضاشاه. در دوران احمدشاه و رضاشاه مجموعاً چهار بار وزیر مالیه شد و مدتى نیز وزیر دربار احمدشاه بود. او از ۱۳۲۰ هجرى شمسى به مونت كارلو رفت و در ویلایى كه خریده بود زندگى كرد تا آنكه در ۱۳۲۷ هجرى شمسى در اروپا فوت كرد. او از جمله ملاكان و سرمایه داران بزرگ زمان خود شد. وزراى دارایى بعد از او تا اوایل دوره سلطنت پهلوى زیادند ولى معروف ترین آنها عبارتند از اكبر مسعود (صارم الدوله)، حاج مخبرالدوله هدایت، میرزاعیسى خان فیض، دكتر محمد مصدق، محمود جم و محمدعلى فروغى. اكبر مسعود (صارم الدوله) یكى از دوازده پسر ظل السلطان است كه تحصیلكرده انگلستان بود. او از وزراى مالیه كابینه وثوق الدوله بود كه به اتفاق فیروز فیروز (نصرت الدوله) در عقد قرارداد ۱۹۱۹ (۹ اوت، ۱۷ مرداد ۱۲۹۸) شركت داشتند و هر سه نفر مبلغ یكصد و سى هزار لیره از انگلستان رشوه گرفتند كه طبق آن قرارداد مى بایستى ارتش و مالیه ایران تحت نظر مستشاران انگلیسى قرار گیرد. اكبر مسعود (صارم الدوله) در آخر عمر در اصفهان اقامت كرد و زمانى كه رضاشاه در ۱۳۲۰ از طریق اصفهان به جنوب مى رفت تا به جزیره موریس برده شود با صارم الدوله ملاقات كرد و از او خواست كه سفارش او را به انگلیسى ها بكند ولى صارم الدوله قبول نكرد. دكتر محمد مصدق نیز از وزراى معروف و متخصص مالیه بود كه در كابینه میرزا احمدخان قوام السلطنه (احمد قوام) در ۱۴ خرداد ۱۳۰۰ به وزارت مالیه رسید ولى به علت آن كه مى خواست اختیاراتى در زمینه اصلاحات مالى از مجلس بگیرد و عده اى از وكلاى مجلس چون كارشكنى نمودند در ۲۹ دى ماه ۱۳۰۰ استعفا كرد.
ادامه دارد...
طبقه بندی: تاریخچه حسابداری ایران وجهان،
ارسال توسط جواد پورغفار
آخرین مطالب


