موضوع این مقاله1 تشریح مبانی، اجزا و ساختار انواع نوشتار است که نتایج هرگونه تحقیق، مطالعه و بررسی که در کار پاسخ به پرسشی، وضع یک نظریه2 ...
مقاله نوشتن:
مبانی، اجزا و ساختار
پدیدآورنده: محمد شلیله
شناختنامه
موضوع این مقاله1 تشریح مبانی، اجزا و ساختار انواع نوشتار است که نتایج هرگونه تحقیق، مطالعه و بررسی که در کار پاسخ به پرسشی، وضع یک نظریه2 یا طرح یک اندیشه یا ایده3 نو، و یا حتی انتخاب گزینه مناسبتر از میان چند گزینه محتمل باشد را در قالب «مقاله» عرضه کند، و از طریق نشریات ادواری علمی، پژوهشی، حرفهای و مانند آن، یا بهعنوان فصلی از یک کتاب انتشار یابد. یا آنکه به سفارش کارفرمایی یا بهعنوان جزیی از برنامه تحصیلی و تکلیف درسی دانشگاهی (مانند پایاننامه) انجام گیرد و در نسخههای محدود تکثیر و توزیع گردد. بدینترتیب مقاله حاضر حتی انواع گزارش تحقیق و بررسی از جمله گزارشهای مالی و مدیریت، گزارشهای اقتصادی و مانند آن که حسابداران، حسابرسان و متخصصان رشتههای وابسته، به سفارش کارفرمایان، مشتریان و یا مدیرانشان فراهم میآورند را نیز دربر میگیرد؛ به این دلیل که هم در انجام پژوهشهای مربوط و هم در تهیه و تنظیم گزارش نتایج حاصل، از شیوههای کموبیش یکسانی استفاده میشود. اما آن دسته از گزارشها که به موجب الزامات مقررات قانونی یا استانداردهای کار حرفهای، شکل و قالب خاصی برای تهیه و تنظیم و عرضه آنها مقرر گردیده است، و بهوسیله حسابداران و حسابرسان تهیه میشود، از شمول بررسی این مقاله خارج است، مانند: گزارش حسابرسی صورتهای مالی یا حسابرسی مالیاتی و مانند اینها.
در این مقاله نخست ویژگیهای «مقاله پژوهشی» در چارچوب مفاهیم پیشگفته و کارکردهای آن مورد بحث قرار میگیرد. پس از آن اجزا و ساختار کلی اینگونهها مقاله بررسی میشود. محدوده بررسی قسمت اخیر، مرحلهای از تدوین مقاله را دربرمیگیرد که با انتخاب «عنوان» آغاز و به «نتیجهگیری» میانجامد. اما مسائلی مانند نحوه تنظیم پینوشت، نمایه، فهرست منابع یا کتابنامه و مانند اینها در این مقاله مدنظر قرار ندارد. در این مرحله از تدوین یک مقاله، فرض براین است که عملیات اجرایی پژوهش انجام و پایان گرفته است، یادداشتها، مستندات، شواهد و اطلاعات مورد نیاز و پشتیبانیکننده نظریه مضمون مقاله براساس طرح ساختاریافته پژوهش گرد آمده است تا در این مرحله به صورت «مقاله»ای درخور عرضه به مخاطبان تعریف و پیشبینیشده درآید. یک هدف ما از بررسی این مرحله از تدوین مقاله، عرضه پیشنهاداتی است در مورد نحوه برقرار کردن ارتباط شفاف، رسا و موثر با مخاطب، از نظر شیوه پردازش و پیوند یافتههای تحقیق و شکل عرضه آن. در این راستا، این بررسی به لحن4 مقاله هم به اختصار میپردازد، اما به شیوه ادبی نگارش مقاله، یا نقطهگذاری (سجاوندی) و مانند آن، نه. همچنین نحوه قراردادن تـصــویر، عکـس و نمـودار در این مقـالـه مـورد بـررسـی قـرار نمیگیرد. اگرچه این ویژگیها نیز هر یک اهمیت چشمگیری در برقراری ارتباط موثر با خواننده دارد. هدف دیگر بررسی این مرحله، ارائه راهکارهایی است درباره نحوه تدوین هر یک از اجزای «مقاله» دربرگیرنده «عنوان»، «چکیده»، «مقدمه»، «متن» (پیکره اصلی مقاله)، «خلاصه» و «نتیجهگیری» و نحوه پیوند این اجزا با یکدیگر از نظر تکنیکی؛ تکنیک به این مفهوم که چه تمهیداتی لازم است تا نگارش یک ایده سامان گیرد (صلحجو،1368) [1].
اگرچه هر یک از سرفصلهای این مقاله میتواند با تفصیل بیشتر نیز مورد بررسی قرار گیرد، اما در اینجا بیشتر به طرح رئوس کلی مطالب مربوط اکتفا شده است. با این حال مقاله حاضر در چهار قسمت عرضه میشود. موضوعهای مورد بررسی مقاله در این شماره عبارتند از: بحثی پیرامون تعریفناپذیری مقاله، پیشینه تاریخی (مختصر) آن، واقعیت و ویژگیهای عرفی مقاله، اهمیت توجه به مخاطب، و در پایان، عرضه طرح مقدماتی تنظیم مقاله.
تعریفناپذیری
تعریفی شناساننده و روشنگر از مقاله در دست نیست. در زبان فارسی حتی همان تفکیک و تمایز عرفی ناروشنی هم که در زبان انگلیسی در مورد انواع مقاله مطرح است وجود ندارد. مگر آنکه به سختی بتوان تمایزی ظاهری را بین آنچه «رساله» نامیده میشود با «مـقــالــه» در بــرخــی مـنــابــع اسـتـخــراج کـرد. در ادبیات زبـان انـگلیسـی چهـار صورت «مقاله» مطرح است که عبارتند از , , :و که جملگی در زبان فارسی، اغلب، «مقاله» خوانده میشود. البته در اغلب فرهنگهای انگلیسی- فارسی علاوه بر «مقاله»، «رسالـه» و بـرخی «جستـار» را هم در بـرابـر قرار دادهانـد. اما معمولاً از در زبان فارسی تفکیک نمیشود. در این مورد قائد (1380) [2] معتقد است که شاید بتوان در برابر از معادل «مقاله شخصی» استفاده کرد. منظور وی از مقاله شخصی مقالههای عادی در مجلههاست که به آموزش میپردازد و با جانبداری و جهتگیری همراه است. او "پرداخت سرگرمکننده، برخورداری از فراز و فرود، دوری از استدلالهای انتزاعی، استفاده از مثال و روایت و بهکارگیری زبان ادبی پرنقش و نگار اما بیتکلف را..." (قائد،1380)[2] از ویژگیهای میداند. وی همچنین معتقد است "مشخصهای که را از دیگر انواع نوشته متمایز میکند گستردگی چشمانداز بحث و ارائه نظرات مختلف و حتی متضاد اما با سبکروحی و پرهیز از دست زدن به قضاوت نهایی است" (همان، پیشین). برخی نیز «مقاله (علمی)» یا «گزارش (علمی)» را در برابر پیشنهاد کردهاند. در زبان انگلیسی در حـالـی کـه بـهطـور معمول نوشتاری تحلیلی- توصیفی را در نظر میآورد، در اغلب موارد به گزارش تحقیق دانشجویی و در همان حال به حاصل تحقیق علمی اطلاق میشود و اغلب معرف مقالههایی است که در مجلات غیرتخصصی و روزنامهها به چاپ میرسد؛ اگرچه اینگونه تفکیک کردنها هیچگونه تمایز محتوایی را آشکار نمیسازد.
با اینکه در اغلب موارد «مقالهنویسی» مهارتی دانشگاهی ارزیابی میشود، بسیاری از اقدامات دولتها و برنامهریزیهـای بازرگانی و فـعــالـیتـهـای حـرفـهای نیز بـرتحقیق متکـی اسـت. گیبـالـدی (Gibaldi, 2003) [3] میگوید، به سختی میتوان حرفهای را درنظر آورد که فعالیتهایش به ویژه در زمینه مشاورههای تخصصی بدون انجام کار پژوهشی امکانپذیر باشد؛ فعالیتی که طی آن اطلاعات گردآوری شده در موضوعهای مشخص با اندیشهها و ایدههای سرچشمه گرفته از مبناهای نظری و تجربی پیوند داده میشود و نتیجهگیریها و رهنمودهای حرفهای را پدید میآورد.
اگرچه کوششهای بسیاری انجام گرفته است تا الگوهای استاندارد برای تهیه مقاله عرضه شود و بسیاری از مراجع دانشگاهی و انتشاراتی معتبر در ایران و جهان، شیوهنامههایی به این منظور فراهم آوردهاند و بسیاری از نویسندگان، موسسات انتشاراتی و مراجع دانشگاهی خود را ملزم به رعایت آن میدانند، اما هنوز شمار چشمگیری از نویسندگان پیروی از شیوههای عرفی را ترجیح میدهند. با این حال اغلب مقالهها بهویژه مقالههای تحقیقی از اجزای همسان تشکیل میشود (Maltha, 1976) [4]، اگرچه در اشکال گوناگون تدوین و عرضه میشود.
مختصری از پیشینه تاریخی
بابک احمدی بر آن است که ژرفای تاثیر، نقش و کارکرد «مقاله» به زمانهای دور برمیگردد. وی میگوید ..."رسالههای یونانی و لاتینی، و آن همه جزوهها و مقالههای سدههای میانه هنوز هم سایه خود را از سر اندیشه مدرن برنچیدهاند" (قائد1380) [2]. از نظر احمدی «مقاله» در فرهنگ سدههای میانه شکل رایج و مقبول بیان عقاید بوده است (همان، پیشین). قائد توضیح میدهد که: "در مغرب زمین، با انتشار مقالات مونتنی5 (Montaigne)، نویسنده فرانسوی، در سال 1580 میلادی نوعی جدید از نوشتار ارائه شد. این قالب که در آن سبک و ساخت به اندازه محتوای اثر اهمیت داشت به مراتب بیش از قالبهای تنگ کلاسیک به نویسنده آزادی عمل میداد. با توجه به بدیع بودن این گونه نوشتار، مونتنی عنوان را که در زبان فرانسه به معنی سعی و تلاش است برای سلسله مقالاتش به کار برد. این عنوان همچنین برای این سبک نگارش به کار میرود" (همان، پیشین) وی میافزاید: "در زبان انگلیسی، عنوان را فرانسیس بیکن6 (Francis Bacon) یک دهه پس از مونتنی به کاربرد و بعدها با آثار مقالهنویسان بریتانیایی و امریکایی، این نوع نوشته به مرور به مرحلهای بسیار فراتر از تجربههای نخستین پیشگامان رسید. در قرن نوزدهم مقالههایی منتشر شد که برخی از آنها در ردیف آثار کلاسیک جا گرفتهاند. در قرن بیستم، مقاله حالت بیانی کمتر رسمی و بیشتر شخصی به خود گرفت و شـکلـی شـد بـرای بـازگـو کردن تعاملات و بحث در چندوچون یک موضوع از چشم و قلم نویسنده" (هــمــان، پـیشین). قـائـد عقیده دارد که "امروز در ادبیات و زبان انگلیسی از جدیترین رشتههای نویسندگی است و مقاله، چه بهعنوان نوشتهای برای مطبوعات و چه در کتاب، هم اعتبار و هم خوانندگان بسیار دارد" (همان، پیشین).
بررسی مختصر پیشینه مقالهنویسی در ایران آشکار میسازد که در ادبیات پس از مشروطه «مقاله» با نام «گفتار» شناخته میشده است که امروز برخی آن را «جستار» مـینـامند (همان، پیشین). قائد خاطر نشان میسازد که اوایل رشد روزنامهنگاری در ایران، کلمات «لایحه» و «مکتوب» نیز برای مقاله بــه کــار مــیرفـتـه اسـت (همـان، پیشین). به نظر وی: "در ادبیات قــدیم ایران، مقـالـه یا رسـالـه بـه نوشتاری گفته میشد حاوی تکرار پــــارهای نــظــــرات متقدمان، اظهارنظرهایی از جانب نویسنده بهعنوان تائید یا برآیند آن آرا" (همان، پیشین). قائد «رساله» را در معنای عرفی آن، نـوشتهای توصیف میکند که از روی تکلیف فراهم میشود؛ مانند رساله پایاننامه دانـشگـاه. از نظر قائد "در ایران امــروز، کـلـمــه مـقــالـه بـه معنـی سادهترین و عامترین نوع نوشته است: هرچه در یک کادر روزنامه یا در چند صفحه مجله بگنجد مقاله است، با هر سبک و سیاق و لحنی که باشد" (همان، پیشین). بـهنظر میرسد قائد در این مورد بیشتر به مقاله در مفهوم روزنامهنگارانه آن نظر دارد. به نظر نگارنده در زمان حاضر در ایران «مقاله» معنا و مصداقی گسترده یافته است و اغلب گونههای نوشتار را از جمله و بهویژه آن گونههایی را که نتایج انواع تحقیق، مطالعه و بررسی را که در کار پاسخ به پرسشی، وضع یک نظریه یا طرح یک اندیشه یا ایدهنو و یا انتخاب گزینه مناسبتر از میان چند گزینه باشد را، به شرحی که در مقدمه آوردیم، دربرمیگیرد؛ حتی اگر نه به نام و یا با عنوان مقاله.
ویژگیهای مقاله در عرف و در واقعیت
پیدایش هر اثر، از جمله پیدایش هر مقاله پیامد نطفه بستن یک اندیشه به عنوان یک پدیده ذهنی است که نویسنده در روند تالیف و تنظیم به آن عینیت میبخشد (صلحجو، 1368) [1]. یک دستورعمل درسی دانشگاهی (1999) [5] مقاله را نوشتهای توصیف کرده است که به وسیله آن نظریه یا ایدهنویی به استناد شواهد، و برپایه استدلالهایی که درستی و اعتبار آن را تایید یا تقویت میکند، در راستای متقاعد کردن خـواننـدگـانـش عـرضـه میشود و مدعی آن است که به درک نظریهها و یافتههای دیگران در زمینه موضوع مورد بررسی و بحث نائل آمده و سنجش (سبک و سنگین کردن) و ارزیابی پژوهشهای آنان را از عهده برآمده است7. موضوع مقاله مبتنی بر موضوع بررسی یا تحقیق باید روشن، مسـتقیم، مـعنیدار و در حیطـه تخصص، دانـش و تجربه نویسنده بـاشـد (Hashimoto, et al., 1982) [6]. از همین روست که گفتهاند، هر مقالهای میزان و عمق فهم نویسنده از موضوع را نیز آشکار میسازد؛ بر همین منوال ارزشهای فردی و میزان بصیرت نویسنده را (Dees, 2000) [7]. به این دلیل که نویسنده نقش موثر و فعالی در شکل دادن و ارزیابی اطلاعاتی که به آنها دست یافته دارد و هموست که این اطلاعات را تجزیهوتحلیل و تفسیر میکند و قضاوت خـویش را در مـورد آنهـا استخـراج و عـرضـه میکند (Ballenger, 1998a; Dees, 2000) [8 و7]. فــردریک کـروز (Crews, 1997) در توصیفی که در گذشته از مقاله ارائه کرده بر دو ویژگی دیگر مقاله تاکید کرده است؛ برانگیزاننده بودن8 و منصفانه بودن . برخی مقاله را گزارش چگونگی آزمون و نـتیجـهگیری در مـورد یک نظـریه، ایده و اندیشه دانستهاند (Gibaldi, 2003)، یا گزارش چگونگی آزمودن حقیقت چیزها (قائد، 1380). چنانکه درفرانسوی کهن نیز به معنای آزمودن و تجربه کردن و گاه پژوهیدن بوده است (همان، پیشین). توصیفهای دیگری از مقاله عرضه شده است؛ مانند اینکه مقاله گزارش نتیجه بررسی و مطالعه در مورد مشکلی است که هنوز توضیح داده نشده است (Maltha, 1976; Gibaldi, 2003) [3 و4]. به عقیده مالتا (1976) ساختار هر مقاله (یا گزارش هرگونه بررسی و تحقیقی) دربرگیرنده تعریف مسئله یا مشکل و پاسخ آن است. هشیموتو و دیگران (1982) گفتهاند، مقاله گزارشی است مستند از نتیجه اندیشه انتقادی درباره موضوعی که قبلاً به وسیله دیگران بررسی شده است. در این مورد "نویسنده ممکن است دیدگاه و اعتقاد خویش را بیان کند، یا تنها به زیر و بالا کردن نظرات دیگران بپردازد" (قائـد، 1380)]2]. حری (1371) [9] مقاله را حاصل جستجوی دقیق و سازمانیافته در یک یا چند موضوع مشخص و محدود توصیف کرده است که در چارچوبی منضبط و مطلوب ارائه میشود و کاری است مستقل و متفاوت با کارهای پیشین (حری، 1371)[9]. احمدی (1380) [2] مقاله را گزارشی تاویلی که بر پژوهش استوار است، تعریف کرده است. اما آنچه انواع مقاله را در واقعیت از هم متمایز میسازد به شیوههای متفاوتی بستگی دارد که نظریه یا ایده مضمون مقاله از طریق آن ارزیابی میشود. برای مثال ممکن است اثبات درستی، اعتبار و روایی یک نظریه یا ایده نو از طریق ارائه مجموعهای اطلاعات، امکانپذیر گردد. در این صورت کالبد چنین مقالهای مجموعهای سازمانیافته از اطلاعات را تشکیل میدهد (Hashimoto, et al., 1982) [6]، در حالی که در بسیاری موارد اثبات یک نظریه محتاج پژوهشی ژرف و گستردهدامنه است. حاصل اینگونه پژوهشها مقاله تحقیقی خوانده میشود و از مقالههایی که تنها عرضه کننده مجموعهای از اطلاعات است تفکیک میشود. دیگران برخی ویژگیهای عام مقاله را واجد اهمیت خاص دانستهاند، مانند وسیلهای برای رساندن پیام (حری، 1371)[9]. برخی اندیشمندان رهنمودهایی درباره مقالهنویسی عرضه کردهاند که گرچه عرفهای به نسبت ثابت و پایدار مقاله نیستند، اما از جنبه فلسفه مقالهنویسی بهویژه توجه به حقوق مخاطب از اهمیت بسیار برخوردار است. در همین زمینه از قول رساله9 نویس بزرگ، میشل دو مونتنی نقل کردهاند که: "رساله حرف نهایی را نمیزند و از داوری اقتدارگرایانه دوری میکند" (قائد، 1380) [2]. به بیان دیگر نویسنده مقاله نمیتواند مدعی باشد که در زمینه موضوع مقالهاش حرفی جاودانه و تردیدناپذیر میزند. دستورعمل درسی یادشده در بالا نیز خاطرنشان ساخته است که بخش عمده هدف یک مقاله طرح پـرسشهـا و مـوضـوعهای جدید نیز هست. احمدی میگوید: "رسالههای خوب (آنها که عمری با ما میمانند) پرگو نیستند و به پیروی از یک تدبیر یا دستور دیرپای ادبی شکل گرفتهاند: خلاصه کن ! کوتاه بگو!" (همان، پیشین). تاکید بر این است که اگر چه مقاله باید موضوعش را به روشنی و به صورتی قانعکننده توضیح دهد، با این حـال تا حد امکان باید به اختصار و فشرده عرضه گردد (Maltha, 1976) [4]. بالاخره گیبالدی (2003) [3] در مفهومی نمادین مـقـالهنویسی را ماجراجویی روشنفکرانه که به کشف رازی میانجامد، توصیف کرده است.
موافق عرفهای رایج مقالهنویسی، چهار شیوه مقالهنویسی دربرگیرنده شیوه «توصیفی»10، «روایتگرانه»11، «شرح دهنده»12 و «استدلالی»13 (Norman, 1987) [10] به طور نسبی از هم باز شناخته شدهاند. به بیان دقیقتر، در تدوین هر مقاله ممکن است یکی از وجوه برشمرده بالا وجه غالب باشد، چرا که در ساختار اغلب مقالهها این چهار شیوه به هم آمیختهاند. برای مثال در مقالهای که موضوعش عرضه نظریه یا ایدهای نو است، به قاعده وجه استدلالی ساخت مقاله بر سایر وجوه غلبه دارد، در حالی که در مقالهای که موضوع آن توضیح یک فرایند یا مکانیسم و برتری آن بر دیگر گزینههاست، وجه توصیفی آن برتری خواهد داشت.
مالتا (1976) [4] جمعبندی سازمانیافتهای از ملاحظاتی که در تنظیم مقاله (گزارش هر گونه تحقیق و بررسی) باید رعایت شود ارائه کرده است. بنابه نظر او هر مقالهای:
• باید حقیقت (واقعیت)14 را بگوید. نباید القاکننده و جانبدارانه15 باشد.
• باید عینی، واقعی و دارای وجود خارجی16 باشد. باید از ورود عناصر ذهنی، احساسات، حدس، شم، پندارهای شهودی17 و بیدلیل18 که از میل و غریزه سرچشمه میگیرد، در مقاله پیشگیری کرد. البته عناصر ذهنی شخص پژوهشگر به هر حال از طریق فرضیه تحقیق به درون تحقیق راه مییابد.
• باید مستند (مبتنی بر سند)19 باشد، به این مفهوم که تمامی اطلاعات مورد نیاز را برای کسی که بخواهد همان تحقیق را تکرار کند داشته باشد.
• باید تنها ضروریات را دربرگیرد. شاید این نکته با نکته قبلی تا اندازهای مغایر به نظر برسد. در این موقعیت نویسنده مقاله (پژوهشگر) باید به ایجاد تناسب و انتخاب بین جامعیت20 و ضرورت21 دست بزند.
• باید ساخت منطقی داشته باشد (دربخشهای بعدی مقاله به این موضوع پرداختهایم).
• باید استانداردهای لازم در مورد طرح تحقیق، نظم و ترتیب مطالب، نحوه عرضه نمودارها و جدولها و مانند آن را رعایت کند.
مخاطب
هر اثری از جمله مقاله به اعتبار مخاطبانش پدید میآید. هدف هر مقالهای انتقال یک مجموعه اطلاعات (در مفهوم عام) به خواننده است که دربرگیرنده حقایقی است که در جریان بررسی و پژوهش از طریق مشاهدات بررسی کننده و پژوهشگر یا از طریق منابع مورد استفاده وی فراهم آمده است (Hashimoto et al., 1982) [6]. از طرفی دیگر، هدف هر مقاله متقاعد کردن مخاطبان مقاله نسبت به دیدگاههای نویسنده در مورد موضوع مورد بحث مقاله است (Dees, 2000; Norman, 1987) ]10و7]؛ همچنین افزایش آگاهی عموم علاقهمندان به موضوع مورد بررسی (حری، 1371) [9] در مقایسه با گذشته. از این رو در تنظیم مقاله مخاطب یا مخاطبان آن باید به نحو جدی مورد توجه، مورد شناسایی و دقت قرار گیرد. نویسنده در زمان تنظیم مقاله باید به این پرسشها پاسخ دهد که آیا مقاله برای آشنایی کسانی است که در مرحله نخستین آشنایی با موضوع مقالهاند یا برای تبادل نظر با کسانی است که آشنایی تخصصی با موضوع دارند. از هرسو که بنگریم نویسنده نیازمند شناخت مخاطب است. منتها شناخت مخاطب معنای عمیقی دارد (همان، پیشین). ازنظر صلحجو "شناخت مخاطب یعنی شناخت نیازهای او، شناخت ابزار ارتباطی لازم برای او و شناخت میزان حوصله و بردباری او در مطالعه" (صلحجو، 1368) [1]، از جمله محدودیت زمان مخاطب که در دوران کنونی اغلب مردم با آن رویارویند. نویسنده باید بداند برای چه کسانی، در چه سنی و با چه معلومات و نیازهایی مینویسد. براین اساس مقاله را باید طوری نوشت که جای سئوال برای خواننده متعارف باقی نگذارد. بهویژه، عدم حضور مخاطب در ارتباط نوشتاری نویسنده را وادار میسازد که پیام خود را هر چه دقیقتر و بیابهامتر ارسال کند (همان، پیشین). قائد خاطر نشان ساخته است که پرهیز از خشکی و عرضه مقاله به شکلی که برای خواننده عام (در زمینه موضوع مورد بحث) نیز قابل درک باشد، به رغم جدی بودن موضوع مقالهها و طرح نکات علمی و فنی در آنها، از خصوصیات مقاله است (قائد، 1380) [2]. لحن مقاله نیز باید به همان صورت که در زبان گفتار مورد توجه قرار میگیرد با مخاطب و موقعیت آن تناسب داشته باشد. تصمیمگیری در این مورد نیز نیازمند آن است که مخاطب مقاله شناخته و تعریف شده باشد. از سوی دیگر لحن باید با موضوع مقاله نیز تناسب داشته باشد. اغلب توصیه میشود که لحنی متوسط در تنظیم مقاله پیشگرفته شود تا طیف گستردهتری از خوانندگان بتوانند از مقاله استفاده کنند، لحنی که در آن هم از کاربرد زبان خیلی خشک و رسمی مانند به کارگرفتن واژگان خاص و آراسته و مهجور یا جملات پیچیده پیشگیری شود، و هم از کاربرد سبک نوشتاری عامیانه به طرز افراطی پرهیز شود. اگرچه زبان نوشتار در مقایسه با زبان گفتار به طور طبیعی به رسمیتر بودن و غیرشخصی22 بودن گرایش دارد.
مخاطب مقاله را به دو طریق میتوان به موضوع بحث علاقهمند یا نزدیک کرد:
جاذبه اخلاقی، که از علاقه عمیق و دانش نویسنده درخصوص موضوع مورد بحث و مهارت او در شکافتن موضوع و شناخت مخاطب سرچشمه میگیرد، و جاذبه منطقی، که به میزان شواهدی که نویسنده مقاله در اشکال مختلف، از جمله از طریق عرضه آمار و اطلاعات کافی و قانعکننده عرضه میکند و شرح و تفسیر مستدل آنها و یا عرضه نقل قولهای مربوط از دیگر مولفان، بستگی دارد (Lester, 1998b) [11].
طرح مقدماتی
هر نوشتهای، صرفنظر از موضوع آن، به طرح مقدماتی نیاز دارد (صلحجو، 1368) [1] و باید از برنامهای منسجم و دقیق پیروی کند. باید از آغاز مشخص شود که چه اطلاعاتی ارائه خواهد شد، ترتیب آنها چیست و تا چه اندازه باید وارد جزئیات شد (حری، 1371) [9]. البته در اغلب موارد طرح مقدماتی مقاله در جریان پیشرفت کار تغییر خواهد کرد؛ محدودتر یا مفصلتر خواهد شد (صلحجو، 1368) [1]. برخی معتقدند که طرح مقدماتی مقاله را باید پیش از شروع به جمعآوری اطلاعات مورد نیاز مقاله، تهیه کرد. اگر چه انجام این کار در همه موارد عملی نیست، از جمله در مورد مقالاتی که قرار است حاصل تحقیقی کتابخانهای را عرضه کند، مگر اینکه خواندن مـنابع مورد بررسی تا اندازهای پیش رفته باشد (Hashimoto et al., 1982) [6]. در این رویکرد، مقاله بهعنوان فراورده نهایی مطالعه و تحقیق، جزیی از طرح کلی تحقیق در نظر گرفته میشود. ضمن اینکه طرح مقدماتی مقاله بهطور اصولی با طرح پژوهش و بررسی مربوط پیوند ذاتی دارد. طرح مقدماتی مقاله از این جهت اهمیت دارد که حدود و ثغور کار را مشخص میکند، وگرنه ..." دامنه هر موضوع میتواند تا بینهایت ادامه پیداکند. چنین طرحی نویسنده را به مطالب لازم راهنمایی میکند و از افتادن در دام انبوهی از مطالب نا لازم پیشگیری میکند" (صلحجو، 1368) [1]. طـرح مقدماتی مقاله از جنبه محتوایی، از یک سو طرح سازماندهی اطلاعات (در مفهوم کلی آن) و یا به بیان دیگر طرح ساماندهی محتوای مقاله دربرگیرنده ایدهها، حقایق و دادههاست (Hashimoto et al., 1982) [6]، و از سویی دیگر ساختار یا طبقهبندی موضوعی به نسبت رایج (استاندارد) مقاله، از جمله «عنوان»، «چکیده»، «مقدمه»، «روششناسی»، «نتایج» (یافتهها، مقادیر، و آمار)، «بحث و بررسی» و «نتیجهگیری» را دربر میگیرد (همان، پیشین). در چارچوب طرح مقدماتی باید ساخت مقاله را به نحوی سامان داد که مدیریت آن (اجرای آن) شدنی باشد، نه چندان مقاله را به اجزای متعدد تقسیم کرد که ایجاد و پیوند آنها با سایر اجزا و با هم دشوار و پیچیده و یا ناممکن گردد و نه چندان ساخت مقاله را ساده و بسیط در نظر گرفت که همه چیز در هم فرو رود و تشخیص و تفکیک اجزای مقاله از یکدیگر ناممکن گردد. گفته شد که طرح مقدماتی مقاله میتواند براساس طرح تحقیق تنظیم گردد. در واقعیت نیز طرح مقدماتی مقاله مشابهت زیادی با طرح تحقیق دارد همچنانکه در هر مقاله یا گزارش هرگونه تحقیق یا بررسی نیز، پرسش یا فرضیهای که موضوع تحقیق بوده تشریح میشود، روش تحقیق توضیح داده میشود و مشاهدات و یافتههایی که به قصد دستیابی به حقیقت در جریان تحقیق به دست آمده است، عرضه میشود، یافتهها تجزیهوتحلیل میشود و سرانجام قضاوت نهایی انجام و ارائه میگردد (Dees, 2000) [7].
اینکه مقاله از چه اجزا یا سرفصلهایی تشکیل گردد، در طرح مقدماتی پیشبینی میشود. هر مقالهای در ساده شدهترین صورت آن از «عنوان»23،«چکیده»24، «مقدمه»25، «روش»26، «نتیجه»27، «بحث»28 تشکیل میشود که «طرح استاندارد»29 نامیده میشود (Hashimoto, 1982; Ballenger, 1998a) ]8و6]. منتها اینگونه سرفصلها یا طبقهبندیهای موضوعی الزاماً به این معنی نیست که عیناً در هر مقالهای تکرار میشود. از جمله در برخی مقالهها ممکن است جزئی با عنوان «چکیده» در نظر گرفته نشود و مضمونی تا اندازهای مشابه چکیده اما با عنوان «خلاصه» در نظر گرفته شود. به پیشنهاد هشیموتو (1982) اجزا (سرفصلها)ی تشکیلدهنده یک مقاله به طور کلی به شرح زیر است:
• مقدمه یا بیانیه مقدمه30 دربرگیرنده:
- طرح مقولههایی که مورد بحث قرار میگیرد،
- طرح پرسش اصلی مقاله، و
- عرضه نقل قولی از دیگر پژوهشگران و صاحبنظرانی که در خصوص موضوع مورد بحث کار کردهاند، که میتواند بر استحکام بحث بیفزاید.
• بدنه31 شامل:
- طرح کلی (تفصیلی) موضوع،
- عرضه اطلاعات (به مفهوم عام) دقیق، روشن و مربوط به موضوع به عنوان شاهد مدعا،
- تحلیل دادهها و تفسیر آنها از جهت:
- ارتباط آنها با مضمون مقاله، و
- آشکار ساختن اعتبار آنها.
بهطور کلی بدنه اصلی هر نوشته را اطلاعات (در مفهوم عام) تشکیل میدهد (صلحجو،1368) [1].
• جمعبندی مشتمل بر:
- عرضه تفسیر نهایی، یا
- عرضه خلاصه دیدگاهها، و
- شرحی دال بر اینکه چرا موضوع مورد بحث دارای اعتبار است، به همراه عرضه پیشنهادات نویسنده.
مالتا (1976) [4] پیشنهاد کرده است که طرح مقدماتی مقاله (گزارش تحقیق) را میتوان در بسیاری از موارد بر طرح تحقیق استوار کرد. در این صورت اجزای مقاله به شرح زیر خواهد شد (اغلب اجزای برشمرده زیر در قسمتهای بعدی این مقاله مورد بحث قرار خواهد گرفت) (Maltha, 1976) [4]:
• عنوان مقاله، نام و عنوان نویسنده،
• چکیده مقاله به یک زبان بینالمللی
• مقدمه، دربرگیرنده:
- تعریف مسئله و علت و انگیزه تحقیق و پیشینه آن،
- بررسی ادبیات مربوط به موضوع تحقیق، و
- طرح گستره (دامنه) بحث.
• بحث و بررسی شامل:
- تشریح فرضیه مقدماتی،
- توصیف مشاهدات و آزمونهای انجام شده،
- شرح روشی که برای تحقیق به کار رفته است،
- تفسیر مشاهدات و یافتهها،
- تحلیل و پردازش اطلاعات.
• نتیجهگیری
طبقهبندیهای برشمرده بالا تا اندازهای عرفی، قراردادی و پـیشنهادی است و چارچوبی قطعی و تردیدناپذیر نیست و همانگونه که در عمل نیز میتوان مشاهده کرد بهطور کلی هر گروه از نویسندگان از مشی ویژهای پیروی میکنند. با این حال یک مقاله ساختاریافته باید یک «آغاز»، یک «میانه» و یک «پایان» داشته باشد که با موضوع کانونی مقاله در وحدت باشد (Norman, 1987) [10]. هشیموتو (1982) [6] پیشنهاد کرده است که هرگونه استراتژی را که برای تنظیم مقاله بکار میبریم باید شیوهای را پیش گرفت که انعطافپذیر هم باشد.
در طرح مقدماتی باید طول مقاله و تعداد صفحات آن را نیز پیشبینی کرد (Maltha, 1976) ]4].
کلیات
یک مقاله کامل از سه قسمت «آغازین»32، «میانی»33 و «پایانی»34 تشکیل میشود، که ضرورت دارد با یکدیگر و با موضوع کانونی مقاله پیوند و وحدت داشته باشند و کل یگانهای را پدید آورند. این کل یگانه، فقط مطالب مرتبط با موضوع کانونی مقاله را دربرمیگیرد و مطالب غیرمرتبط با موضوع کانونی مقاله در آن جایی ندارد. نخستین وظیفه بخش آغازین هر مقاله طرح کلی نظریهای است که در مقاله عرضه و بحث و بررسی میشود و وظیفه دیگر آن برانگیختن انگیزه و علاقه خوانندگان به مطالعه آن است. این بخش دربرگیرنده «عنوان»، «چکیده» و «مقدمه» است. نقش قسمت میانی بسط و توسعه نظریه مطرح شده در مقاله و عرضه شواهد و اطلاعات و استدلالهای پشتیبانی کننده آن است. و سرانجام بخش پایانی، به جمعبندی و نتیجهگیری از بحث و بررسیهای انجام شده در مورد نظریه مورد بحث در مقاله اختصاص دارد که به طور معمول از طریق شرح دیگر بار نظریه با بیانی به نسبت متفاوت (که دلیل آن در قسمتهای بعدی مقاله بررسی میشود) به منظور حصول اطمینان از انتقال کامل و دقیق موضوع به مخاطب انجام میگیرد (Norman, 1987) [10]، در حالی که خواننده در این مرحله از شواهد و اطلاعات و استدلالهای نویسنده قبلاً آگاه شده است.
طراحی و انتخاب «عنوان»
طراحی و انتخاب «عنوان» برای مقاله یکی از مسایل کلیدی در تنظیم هر مقاله است. به طور معمول جز در مواردی که آوازه و اعتبار نویسندهای مشهور ممکن است خوانندگان را به مطالعه یک مقاله برانگیزد، در اغلب موارد، عنوان مقالهها مخاطبان بالقوه را به بررسی معطوف به تصمیمگیری در مورد یک مقاله، هدایت یا ترغیب میکند. در واقع ارتباط مخاطبان بالقوه با یک مقاله، نخست از طریق «عنوان» آن برقرار میشود. افزون بر این امکان جستجوی مقالهها در اینترنت بر اهمیت و حساسیت عنوان مقاله افزوده است. به این دلایل، عنوان مقاله باید بتواند در کمال ایجاز، اختصار، فشردگی و روانی، علامت و نشانی موثر و نافذ از محتوا و نظریه موضوع مقاله به خواننده جستجوگر عرضه کند، و در همان حال به آسانی با مخاطبان بالقوه ارتباط برقرار کند. در همین راستا معنا و مفهومی که عنوان مقاله به استفادهکننده منتقل مینماید باید با «مسئله» مورد تحقیق و «نتیجه» آن همخوانی داشته باشد (Maltha, 1976) [4]. رعایت این نکات در مورد طراحی و انتخاب عنوان مقاله ایجاب میکند که تصمیمگیری برسر عنوان مقاله پس از نوشتن و ویراستن آن انجام گیرد (Maltha, 1976; Lester, 1998b) [11و4]؛ یعنی زمانی که موضوعها و مفاهیم مورد استفاده مقاله بهطور کامل و بهدقت تعریف و توضیح داده شده است. منتها به این دلیل که عنوان مقاله در کنترل حدود و ثغور موضوعی مقاله در زمان تنظیم آن نقش موثری ایفا مینماید، بهتر است در آغاز، یک عنوان موقت برای مقاله درنظر گرفت و از نقش هدایتگر آن بهرهمند شد و برای طراحی و انتخاب عنوان دقیق، اصلی و نهایی، تا پایان مقاله تامل کرد.
عنوان مقاله باید گیرا، زنده و برانگیزاننده، روشنگر و حاوی حداقل اطلاعات (در مفهوم عام اطلاعات که میتواند دربرگیرنده اطلاعات کیفی یا کمی باشد) در حد ظرفیت و گنجایش یک عنوان مختصر و فشرده باشد تا بتواند ارتباط به نسبت موثری بین «نظریه» مضمون مقاله و مخاطبان بالقوه آن برقرار کند (Norman, 1987) [10]. عنوان مقاله میتواند با استفاده از واژههای کلیدی مقاله نیز طراحی و ساخته شود.
عنوان مقاله باید حتیالمقدور کوتاه باشد. کوتاه بودن عنوان مقاله بویژه از این نظر اهمیت دارد که مقاله بتواند از طریق راهنماهای اینترنتی به مخاطبان بالقوه معرفی شود. بهطور معمول قرار گرفتن عنوان مقالهها برروی اینگونه راهنماها نیازمند آن است که طول عنوان مقاله از 150 کاراکتر کمتر باشد؛ اگرچه برخی بررسیها آشکار ساخته است که حتی عنوان مقاله با 100 کاراکتر هم از نظر خوانندگان طولانی ارزیابی میشود. تنها استثنای به نسبت رایج و اغلب پذیرفته شده بر این قاعده عرفی، در مورد طول عنوان مقالههای تحقیقی دانشگاهی است (Lester, 1998b) [11] که در مواردی عنوان آنها حتی از یک عبارت به نسبت طولانی تشکیل میشود. عنوان مقاله باید به آسانی از نظر و نگاه خواننده بگذرد، بدون ابهام و بهسرعت معنی خود را آشکار سازد و درک آن نیازمند تامل ویژه نباشد. عنوان ناقص، غیردقیق، مبهم و گمراهکننده، صرفنظر از اینکه نمیتواند با جستجوکنندگان مقاله ارتباط برقرار کند، سبب میشود در بسیاری موارد در راهنماهای اینترنتی یا سیستمهای جمعآوری اسناد35 در طبقهبندی دیگری جز طبقهبندی مربوط به موضوع آن قرار گیرد و دسترس به آن دشوار یا در مواردی ناممکن گردد.
در مورد مقالات تحقیقی که بهعنوان فصلی از یک کتاب یا به عنوان مقالهای مستقل در نشریات ادواری علمی و پژوهشی به چاپ میرسد، عنوان مقاله علاوه بر نام مولف یا مولفان آن، با عنوان شغلی و نشانی سازمانی آنان نیز همراه میشود تا علاقهمندانی که پرسش، نقد یا پیشنهادی در مورد مطالب مقاله دارند به آسانی بتوانند به مولف یا مولفان آن مراجعه کنند. در این موارد توصیه میشود پیشینه شغلی مولف یا مولفان نیز به اختصار در زیرنویس صفحه عنوان مقاله درج شود. قاعده عرفی در مورد مقالههایی که بیش از یک مولف دارد این است که اسامی آنان به ترتیب سهم و میزان مشارکتشان در تحقیق یا برحسب حروف الفبا و یا برحسب ارشدیت منعکس گردد(Maltha, 1976) [4]. البته در این مورد گاه کسی به عنوان مولف معرفی میشود که گزارش را تنظیم کرده است، بدون درنظر گرفتن اینکه چه کس یا کسانی تحقیق را انجام دادهاند.
ویژگیها و طرز تنظیم «چکیده»
«چکیده» شرحی است فشرده، موجز و مختصر از موضوع مقاله، نظریه حاکم بر آن، رویکرد و هدف نویسنده به موضوع، به همراه مهمترین یافتههای تحقیق مورد بررسی (Hashimoto, et al., 1982; Ballenger, 1998a) [8 و6]. چکیده از نظر صورت و محتوا نزدیکی بسیاری با «نتیجهگیری» مقاله (که در ادامه این مقاله مورد بررسی قرار میگیرد) دارد، با این تفاوت که کوتاهتر است و با ذکر هدف نویسنده همراه است. همگان، همیشه مقالهشان را با چکیده همراه نمیسازند. در بیشتر موارد در کتابهایی که دربرگیرنده مجموعهای از مقالات پژوهشی است، یا در مقالاتی که در نشریات ادواری علمی به چاپ میرسد از چکیده استفاده میشود. منتها همراه با گسترش فزاینده کاربرد اینترنت، بهمنظور جستجو و معرفی مقالهها، الگوی تنظیم چکیده، به عنوان مناسبترین معرف مختصر موضوع، محتوا و رویکرد مقالات بیش از پیش مورد استفاده قرار میگیرد. بهطور معمول در چکیده از عرضه هرگونه رهنمود خودداری میشود. شماری از نویسندگان توصیه میکنند در چکیده تاکید بیشتری برعرضه یافتههای مهمی که دربرگیرنده اطلاعات در مفهوم عام آن است انجام گیرد.
در انتهای چکیده میتوان فهرستی از واژهها و اصطلاحات کلیدی مقاله ارائه کرد. این واژهها و اصطلاحات دربرگیرنده آنهایی است که در فرهنگهای مفهومی36 و اصطلاحات مندرج در نمایههای37 منابع مرتبط با موضوع مقاله آمده و شناخته شده است. امتیاز عرضه فهرست اصطلاحات و واژههای کلیدی این است که در جستجوی منابع از طریق اینترنت میتوان از آنها برای دستیابی به مقالهها و منابع مورد جستجو سود جست. از همینرو به چکیده مقالات، برگه ولادت مقاله نیز گفتهاند، زیرا به وسیله آن میتوان دیگران را از انتشار مقاله و موضوع آن آگاه کرد؛ از جمله آن را در معرض توجه پژوهشگران در رشته مربوط قرارداد و درعین حال امکان نقد و داوری گسترده مقاله را فراهم ساخت. در همین راستا توصیه میشود «چکیده» مقاله حتماً به زبان انگلیسی نیز تهیه و عرضه شود.
اهمیت یا حساسیت «چکیده» در آن است که ارتباط خواننده با محتوای مقاله در آغاز از این طریق برقرار میشود، در نتیجه نقش تعیینکنندهای در تصمیم خوانندگان بالقوه به مطالعه مقاله دارد.
ادامه در قسمت دوم
طبقه بندی: مقالات علمی و پژوهشی،


