توازن ، تحقیقات حسابداری و حسابرسی

بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 9 اسفند 1389

موضوع این مقاله1 تشریح مبانی، اجزا و ساختار انواع نوشتار است که نتایج هرگونه تحقیق، مطالعه و بررسی که در کار پاسخ به پرسشی، وضع یک نظریه2 ...

ویژگیها و طرز تنظیم «مقدمه»
در حالی که «چکیده» مشخصات کلی از مقاله به دست می‌دهد، «مقدمه» ساختار و پیکربندی مقاله و موقعیت موضوع مورد بررسی را در ادبیات رشته مربوط توضیح می‌دهد. در حالی که خواننده یا جوینده از طریق «چکیده» با موضوع کلی بحث و بررسی مقاله آشنا می‌شود، از طریق «مقدمه» كه معرفی کاملی از مقاله به دست می‌دهد، به اطلا‌عات ضروری در مورد موضوع بحث و آگاهیهای مورد نیاز در مورد اخذ تصمیم نهایی برای مطالعه مقاله دست می‌یابد. از این نظر، «مقدمه» می‌تواند تاثیر مثبت یا منفی قاطع و تعیین‌كننده بر تصمیم خواننده در مورد مطالعه مقاله داشته باشد (Robertson, 1992) [12]. در واقع مقدمه می‌تواند از طریق معرفی موضوعهای اصلی مقاله، از جمله «بیانیه نظریه»38  (که در ادامه مورد بررسی قرار می‌گیرد)، مشخص سازد که در حوزه علا‌ئق کدام گروه از خوانندگان قرار می‌گیرد (Dees, 2000) [7].
ساختار «مقدمه» و اجزای آن را برخی به صورت قیفی به شکل زیر نمایش داده‌اند:


               بیانیه نظریه و دلایل عام
برگرفته از (Hashimoto et al., 1982 and Robertson, 1992) [12و6].
«پیشینه موضوع» در نمودار بالا‌ بیانگر نتیجه بررسی نویسنده است در زمینه مباحث در جریان و نظریه‌های عرضه شده درباره موضوع مقاله، از طریق مرور منابع و ادبیات مربوط. پیشینه موضوع به طور معمول به صورت توصیفی، روایتگرانه و گزارشی عرضه می‌شود. در طرح «موضوع کانونی» مقاله بر مرکز توجه مقاله، اهمیت، فایده آن، و بر انگیزه تحقیق انجام گرفته تاکید می‌شود، و اینکه موضوع مقاله چرا و چگونه مورد توجه قرار گرفته است. موضوع مقاله در مقدمه باید روشن، شفاف و به دقت تعریف شود و در صورت ضرورت می‌توان آن را به صورتها و با عبارتهای گوناگون توضیح داد تا با مطالعه آن ابهامی برای خواننده باقی نماند. در مقدمه باید توضیح داده شود «پرسش اصلی» و «اهداف» آن کدام است و «دامنه بررسی و چارچوب آن (حدومرزهای بررسی)» چیست. و سرانجام «بیانیه نظریه» پاسخی است به پرسش اصلی مقاله و فرض بر این است که به طور مشخص و کامل مورد قبول نویسنده مقاله قرار دارد. یا در واقع ایده‌ای است که نویسنده علا‌قه‌مند به طرح و اثبات آن است و قرار است اعتبار آن را از طریق عرضه شواهد، تجزیه‌وتحلیل و استدلا‌ل پشتیبانی کند. بیانیه نظریه جزء اصلی هر مقاله «نظری»39 است(Lester, 1998b) [11] و باید با دلا‌یل پشتیبانی کننده مربوط همراه باشد (حری، 1371) (Hashimoto et al., 1982; Robertson, 1992; Dees, 2000; Maltha, 1976) [4،6،7،9،12]. بیانیه نظریه خلا‌صه‌ای است از آنچه که نویسنده تصمیم دارد به تفصیل در متن توضیح دهد و باید قادر باشد توجه خوانندگان را به سمت موضوع مقاله جلب کند (Lester, 1998b) ]11]. همچنین باید آشکار سازد نویسنده موضوع را چگونه پرورانده است، از چه جنبه‌ای در بحث مشارکت کرده است و «نظریه‌پردازی»40 اش بر چه اساس و اسلوبی استوار است. همچنین از طریق بیانیه نظریه باید روشن ساخت که نویسنده از نظریات مخالف نظریه خود درخصوص موضوع بحث آگاه است (Hashimoto et al., 1982) [6].
نقش دیگر بیانیه نظریه این است که موضوع بحث و دامنه آن را کنترل می‌کند و به نویسنده در مورد تمرکز بحث روی موضوع اصلی یاری می‌رساند، به مقاله در جزییات نظم و یکپارچگی می‌بخشد و آن را در جهت پیش‌بینی‌شده هدایت می‌کند (Lester, 1998b) [11]. محتوای بیانیه نظریه باید با «نتیجه‌گیری»41 مقاله همخوانی داشته باشد.
لستر پیشنهاد کرده است تناسب، دقت و کفایت محتوای بیانیه نظریه از طریق پاسخ به پرسشهای زیر سنجیده شود. (همان، پیشین):
• آیا موضوع تحقیق به روشنی توضیح داده شده است؟
• آیا فایده مقاله و آثار آن معلوم شده است؟
• آیا معلوم است چه چیز نو یا متفاوتی به خواننده عرضه شده است؟
• اگر نویسنده گرایش نو یا رویکرد جدیدی به موضوع دارد، آیا به روشنی توضیح داده است؟
• آیا روشن است چه راه‌حلی برای مسئله مورد تحقیق عرضه می‌کند؟
• آیا نظریه نویسنده مقاله به طور دقیق توضیح داده شده است؟
متن بیانیه نظریه باید تا حد امکان کوتاه، و نحوه توضیح مطالب آن مستقیم، بدون ابهام بوده و سبکی گزارشی و روایتگرانه داشته باشد. مناسب است بیانیه نظریه تا آنجا که امکان دارد زودتر مطرح گردد تا سمتگیری مقاله را هرچه سریعتر برخواننده معلوم گرداند.
نحوه گردآوری اطلا‌عات و راه و روشهای گردآوری اطلا‌عات (متدولوژی) و شیوه استنتاج را در مقدمه باید توضیح داد، تا خواننده اطمینان یابد که پژوهش به روالی محکم و سنجیده انجام شده است. همچنین محدودیتها و دشواریهای کار تحقیق و بررسی که محقق با آن رویاروی بوده و بر انجام و فرجام تحقیق تاثیر قابل ملا‌حظه داشته باید در مقدمه توضیح داده شود (حری، 1371) [9].
اغلب توصیه می‌شود یافته‌های تعیین‌کننده کمی و کیفی به همراه مفهوم اصطلا‌حات کلیدی مقاله که می‌تواند نقش موثری در ترغیب خواننده به مطالعه مقاله داشته باشد با حداکثر اختصار در مقدمه عرضه و توضیح داده شود.
اگر موضوع مورد بررسی مقاله و نظریه مورد بحث آن پیش از این مورد توجه یا بررسی پژوهشگرانی که در زمینه موضوع تحقیق و مقاله نامورترند قرار گرفته است، مناسب است از طریق نقل قول از آنان در راستای اخذ حمایت و پشتیبانی درخصوص نظریه، یافته‌ها و راه‌حلهای مقاله بهره گرفت. منتها در مقدمه به هیچ‌وجه نباید وارد بحث شد. در مقدمه فقط موضوعهای مشخص توضیح داده می‌شود، آنهم در حدی که خواننده را از کلیات و چارچوبهای مقاله آگاه گرداند (Ballenger, 1998 a) [8]. در مقدمه مناسبتر است بیشتر از واژه‌های کلیدی مضمون مقاله و واژه‌ها، اصطلا‌حات و عبارتهای سرفصلهای مقاله استفاده کرد تا بر یکپارچگی متن مقاله و بر تعمیق درک و ارتباط آن با خوانندگان افزود و کار مطالعه آن را آسانتر ساخت.
در پایان مقدمه می‌توان از کسانی که به محقق و نویسنده در کارش یاری داده‌اند سپاسگزاری نمود (همان، پیشین).
قاعده معینی در مورد طول مقدمه نیست. منتها همگان تاکید دارند مقدمه تا حدامکان کوتاه باشد، مشروط بر اینکه آگاهیهای مورد نیاز مخاطبان بالقوه را برای تصمیمگیری نهایی در مورد مطالعه و بررسی مقاله با صرف حداقل زمان در اختیار آنان قرار دهد (Dees, 2000) [7] و در عین حال خواننده از طریق مطالعه آن بتواند به ارتباط موضوع مقاله با علا‌ئق و انتظاراتش پی‌ببرد.
برای حصول اطمینان از کامل بودن و کفایت مقدمه مقاله، دست کم باید آگاهیهای زیر در مورد موضوع مقاله، پیشینه موضوع و مسئله‌ای که در چارچوب موضوع مقاله مورد بررسی قرار گرفته عرضه شود:
موضوع: طرح دقیق موضوع مشخص بحث، همراه با تعریف ومحدوده آن.
پیشینه: عرضه آگاهیها و اطلا‌عات مهم تاریخی و خطوط کلی بررسیها، یافته‌ها و نظریه‌های دیگران که قبلا‌ً درباره موضوع مورد بررسی مطالعه کرده‌اند؛ به همراه چکیده‌ای از چند منبع معتبر درخصوص موضوع کانونی مقاله.
مسئله: تعریف مسئله مورد تحقیق در چارچوب موضوع کانونی مقاله و طرح ویژگیها و پیچیدگیهای آن.

کارکردهای متن
"متن پیکره اصلی نوشته تحقیقی است" (حری، 1371) ]9] و باید پاسخ قانع‌کننده‌ای برای پرسش اصلی تحقیق (مقاله) عرضه كند (Robertson, 1992) [12]، نظریه موضوع تحقیق را به روشنی، با وضوح وصراحت توضیح دهد و به یاری تحلیلهای هوشمندانه و عمیق ‌بر روی واقعیتها، نظریه‌های دیگران و شواهد و یافته‌های مربوط و مرتبط با موضوع مورد بررسی، اعتبار نظریه مضمون مقاله را آشکار سازد (Norman, 1987) [10]. اهمیت این موضوع از آنجاست که هدف اصلی هر مقاله (متن) توضیح و عرضه سازمان‌یافته نظریه مضمون آن است و بسط و پیشرفت متن مقاله از این طریق امکانپذیر می‌گردد. رسالت متن (مقاله) توضیح صرف عقاید نویسنده نیست، بلکه وظیفه آن عرضه قضاوتی مستدل درباره موضوع تحقیق و نظریه مربوط به آن است به منظور قرار گرفتن در معرض درک و داوری خوانندگان. کارکرد اصلی متن همچنان این نیست که خواننده را متقاعد سازد بیانیه‌ها و گزارشهایی که در متن در مورد نظریه مورد بحث  مطرح شده است  صادق‌اند، بلکه کارکرد مهمتر آن این است که خواننده را متقاعدگرداند بیانیه‌ها و گزاره‌های عرضه شده «مسئله»اند و درخور توجه، برای اندیشیدن و پژوهش و پیگیری (همان، پیشین.)


پیش‌نیازها و فرایند تنظیم متن
پیش از ورود به مرحله تنظیم متن، باید اطمینان داشت که درک مقتضی و بسنده از مطالب، داده‌ها، اطلا‌عات و شواهد گردآوری شده به این منظور حاصل است و تصویر (ذهنی)، طرح، نظر و رای روشنی نزد نویسنده در مورد نظریه مضمون مقاله پدید آمده است (همان‌پیشین)، همچنین حصول اطمینان از اینکه مدعای نویسنده دارای اعتبار، محکم و منطقی است و نویسنده آماده است بحث و بررسیهای پیش‌بینی شده را در چارچوبی منطقی پیش برد و شواهد فراهم آمده نیز از قابلیت و کفایت پشتیبانی از بحث و بررسیها برخوردارند. آگاهی عمیق و دقیق از دیدگاهها و نظریه‌های دیگران درباره موضوع مورد بحث از دیگر پیش‌نیازهای تنظیم متن مقاله است. در این مرحله همچنین ضرورت دارد مروری بر یادداشتهایی که برای تنظیم متن فراهم آمده است انجام گیرد و از کفایت و پیوند و ارتباط منطقی آنها با موضوع مقاله و نظریه و با یکدیگر و از نبود تضاد میان آنها اطمینان حاصل گردد. مناسبتر است که در این مرحله هرگونه کاستی در هر یک از موارد برشمرده بالا‌ برطرف گردد (Dees, 2000) [7].
فرایند تنظیم متن (بدنه) سه مرحله تنظیم«پیشنویس»، «تنطیم نهایی» و «بازنویسی» (دو مرحله اخیر در بخشهای بعدی این مقاله در شماره‌های آینده مورد بررسی قرار خواهد گرفت) را دربر می‌گیرد. از این میان تهیه پیش‌نویس مهمترین و در عین حال وقتگیرترین مرحله تنظیم متن مقاله است؛ که دربرگیرنده فعالیتهای خواندن، اندیشیدن، برنامه‌ریزی و سازماندهی مطالب، داده‌ها، اطلا‌عات و شواهد گردآوری شده و یادداشتها در راستای بحث و بررسی نظریه مقاله است (Norman, 1987) [10] و وظیفه آن بسط سازمان‌یافته نظریه مضمون مقاله است که هسته اصلی بحث را تشکیل می‌دهد و برقرار کردن پیوند و ارتباط منطقی میان مطالب، داده‌ها، اطلا‌عات و شواهد گردآوری شده از طریق تجزیه‌وتحلیلهای منطقی. درخور ذکر است که تا زمانی که نظریه مضمون مقاله به صورتبندی منطقی و محکمی، درحدی که خود نویسنده نسبت به استحکام آن متقاعد شده باشد، و تا زمانی که شواهد پشتیبانی‌کننده سازمان‌نیافته باشد، تنظیم متن نهایی (درمرحله پیش از بازنگری)، امکانپذیر نیست. پیشنویس رسیدن به این مرحله از تنظیم متن را هموار می‌سازد (همان،پیشین.) مناسبتر است که پیش‌نویس متن (مقاله) را به عنوان نوشته مقدماتی به رای و نظر دیگران واگذاشت تا از کم و کاستیها و امتیازات مقاله پیش از تنظیم نهایی و انتشار آن آگاه شد.


ساخت و صورتبندی اجزای متن
ساخت متن منسجم، مستدل، معنیدار و روشنگر بر بنیاد رعایت یک رشته قواعد غالباً تجربی و عرفی شکل می‌گیرد. البته این چگونگی به میزان قابل ملا‌حظه‌ای از ماهیت موضوع متن نیز تاثیر می‌پذیرد. براین اساس برای تنظیم متنی که وجه غالب آن توصیفی است در مقایسه با متنی که وجه تحلیلی و استدلا‌لی در آن غالب است از قواعد یکسانی استفاده نمی‌شود. اگر متن نیازمند مقایسه و مقابله داده‌ها، اطلا‌عات و شواهد گردآوری شده است، و در پی توضیح همسانیها و ناهمسانیهاست، در این‌گونه موارد نخست داده‌ها و اطلا‌عات و شواهد مربوط باید همجنس و هم‌مقیاس گردند (Hashimoto et al., 1982) [6]. جایی که متن به بررسی روابط علت و معلولی می‌پردازد، علت و معلولهای متعدد مورد بررسی باید به دقت تفکیک گردد و برای هر مقوله علت و معلول، برحسب ماهیت آنها عنوانی مشخص و منحصر به فرد تعیین نمود. هشیموتو در این زمینه مثال می‌زند: "اگر موضوع بحث شما ناپایداری سیاسی در کشور بولیوی است که در طول 155 سال استقلا‌ل 189 کودتا در آن انجام گرفته است، باید برمقوله‌هایی که علت این ناپایداری بوده است متمرکز شوید؛ از جمله تاریخ سیاسی بولیوی، ساختار اقتصادی آن، اختلا‌فات قومی در جمعیت این کشور، مناسبات این کشور با سایر کشورها و تعیین درجه اهمیت هریک از آنها؛ علت (عامل)های موثرتر را باید آشکار ساخت و به روشنی توضیح داد که این‌گونه عوامل به چه ترتیب، چگونه و از چه راههایی بر اوضاع سیاسی بولیوی تاثیر می‌گذارد"(همان پیشین). طرح موضوعات در متن همچنین محتاج رعایت ترتیب و توالی است که براساس اهمیتی که طرح هر مطلب دارد، شکل می‌گیرد، یا "باید با  مطالب مهمتر آغاز کرد و به تدریج به مطالب کم اهمیت‌تر پرداخت، یا ترتیب و تقدم زمانی را ملا‌ک قرار داد که انتخاب هریک از این شیوه‌ها به ماهیت موضوع مربوط می‌شود" (حری، 1371 (Hashimoto et al., 1982 [9 و6].
متن باید طبقه‌بندی گردد. برای مثال اگر موضوع آن بحث و بررسی ایدئولوژی سیاسی است می‌توان متن و بحث و بررسیهای مربوط به آن را به قسمتهای مختلف کمونیسم، سوسیالیسم، توتالیتاریسم، فاشیسم، آنارشیسم و لیبرالیسم طبقه‌بندی کرد (Hashimoto et al., 1982) [6]. آشکار است امکانپذیر شدن این‌گونه طبقه‌بندیها باید در طرح مقدماتی (رجوع کنید به قسمت اول این مقاله) پیش‌بینی شده باشد و تنها در این مرحله در صورت ضرورت برخی بازنگریها در آن انجام گیرد.
متن از اجزای متعددی تشکیل می‌شود که برحسب ویژگیهای هر متن، از اندازه آن گرفته تا تنوع موضوعی یا طیف مخاطبان آن تغییر می‌کند. اجزای مهم متن در برگیرنده «سرفصل»، «بند (پاراگراف)» و «جمله»، در زیر توضیح داده شده‌اند:
سرفصل: متن برحسب تنوع موضوعی آن به سرفصلهای متعددی تقسیم می‌شود؛ سرفصلهایی که در طرح مقدماتی (مورد بحث قسمت اول مقاله حاضر) درنظر گرفته شده‌اند. تعیین سرفصلها از نظر تفکیک موضوعهای مورد بحث در مقاله و پیشگیری از آشفتگی متن دارای اهمیت بسیار است. به این خاطر توصیه می‌شود تا زمانی که سرفصلها تعیین نشده‌اند از اقدام به تنظیم متن خودداری شود (Dees, 2000) [7]. هر سرفصل تعدادی «بند (پاراگراف)» را در برمی‌گیرد.
بند (پاراگراف): بند توضیح یک مفهوم (موضوع) یگانه در متن را برعهده دارد (صلحجو، 1368) (Norman, 1987; Dees, 2000) [10و7و1] و از تعدادی جمله که هر یک یا هر گروه از آنها به کار بسط یک ایده می‌آید تشکیل می‌شود. خواننده با ورود به بند (پاراگراف) جدید باید احساس کند که به مرحله دیگری از پیشرفت (بسط موضوع) مقاله رسیده است. "هر بند (پاراگراف) باید توضیح دهد و تحلیل و پشتیبانی کند از ایده‌ی موضوع آن، نه اینکه صرفاً اطلا‌عات توی هم‌ رفته تحقیق را عرضه کند"(Lester, 1998) [11]. بند (پاراگراف) در این مفهوم "واحد اطلا‌عاتی است که پیرامون اندیشه خاص، که به آن اندیشه اصلی می‌گویند شکل می‌گیرد و باید مطمئن شد هر بند و هر جمله از آن، با اندیشه اصلی پژوهش مربوط است. بند مطلوب بندی است که خواننده بتواند از طریق ساخت و گستره آن، این اندیشه اصلی را به‌درستی و روشنی بشناسد. اندیشه اصلی در واقع فشرده تمام مطالب بند (پاراگراف) است. به عبارت دیگر، مطلبی که در چارچوب این اندیشه اصلی جایی نداشته باشد، نمی‌تواند متعلق به آن بند (پاراگراف) باشد؛ از سوی دیگر، آنچه به این چارچوب تعلق می‌یابد، نباید ناگفته رها شود" (همان پیشین). به بیان دیگر "در هربند (پاراگراف) حرف تازه یا ایده خاصی مطرح می‌شود که هویت و یکپارچگی آن با حرفی که در پاراگراف قبل زده می‌شود نمایان است و ذهن به راحتی می‌تواند مرز بین آن را حس کند" (صلحجو، 1368)[1]. ضمن اینکه هر بند (پاراگراف) باید با بند بعدی پیوند منطقی داشته باشد، به نحوی که سرانجام آغاز و پایان مقاله به هم برسد (Norman, 1987) [10]. "هربند باید به یک موضوع- و تنها به یک موضوع- بپردازد" (حری، 1371) ]9]. بند (پاراگراف) ساختی مشابه متن دارد (Norman, 1987) ]10]،  ممکن است به مقایسه اجزا و عناصر یک پدیده، به بیان روابط علت و معلولی، یا به توصیف گام به گام یک رویداد و نظایر آن بپردازد. منتها باید نوعی توالی منطقی بین اجزای بند حاکم باشد (حری، 1371) [9]. برای حفظ توالی بند (پاراگراف) سه شیوه بکار می‌رود. یکی روشی که در آن حرکت اندیشه از عام به خاص است؛ بدین‌ترتیب که نخست اندیشه اصلی بیان می‌شود، آنگاه بقیه بند (پاراگراف) به مثابه شواهد و مصادیق آن تلقی می‌گردد (روش قیاسی). یا آنکه بند (پاراگراف) با بیان و توصیف اجزا و عناصر آغاز و ادامه می‌یابد تا به اندیشه اصلی برسد (روش استقرایی). ممکن است نوع استدلا‌ل ایجاب کند که هـر دو روش بـه صورت یکجا در بندی واحد به‌کار رود (روش تركیبی) (همان، پیشین). در واقع بند (پاراگراف) جای عرضه شواهد مورد نیاز استدلا‌لی است که متن را به نتیجه‌ای که در واقع اندیشه اصلی بند است می‌رساند. هر بند باید ساختی یکپارچه و یگانه، اما از نظر موضوعی هم‌پیوند با کل مقاله داشته باشد (Norman, 1987) [10].
باید مراقب طول بند (پاراگراف) بود، به‌ویژه از تکرار مطالب در بند (پاراگراف)های متعدد احتراز کرد. "طول بند (پاراگراف) باید آن‌قدر باشد که مطلبی واحد به طور جامع و مانع در آن بیان شود" (حری، 1371) [9].
جمله: گفته شد هر بند (پاراگراف)ی از تعدادی جمله تشکیل می‌شود. "هر جمله از بند باید پاره‌ای اطلا‌عاتی به گستره آن بیفزاید تا اینکه اندیشه اصلی کاملا‌ً تبیین شود" (همان پیشین). "هرگاه اندیشه اصلی (در بند) در جمله‌ای واحد بیان شود آن جمله را «جمله اصلی» می‌خوانند. این جمله ممکن است در آغاز، میان یا پایان بند بیاید. جمله اصلی را باید تا حدامکان در آغاز بند بیان کرد. در چنین وضعی هم برای نویسنده و هم برای خواننده راهنمایی مفید خواهد بود؛ نویسنده به سهولت خواهد دانست که چه اطلا‌عاتی باید در آن بند بیاید و چه اطلا‌عاتی زاید شمرده می‌شود. خواننده نیز به آسانی درخواهد یافت که موضوع بند درباره چیست. سایر جمله‌های بند را که به تشریح و بازگشودن اندیشه جمله اصلی می‌پردازند جملا‌ت پشتیبان می‌خوانند". " گاه اندیشه اصلی در یک جمله بیان نمی‌شود، بنابراین، بند دارای جمله اصلی نیست، بلکه اندیشه اصلی به‌طور ضمنی بیان می‌شود" (همان پیشین). به طورمعمول اغلب بند (پاراگراف)ها با جمله‌ای که موضوع بند را به صراحت و روشنی و استحکام آشکار می‌سازد، آغاز می‌شود تا ابهامی درخصوص اصل موضوع بند برای خواننده پدید نیاید؛ یعنی موضوعی که قرار است در آن بند (پاراگراف) بسط داده شود. جمله آخر هربند نیز در پی بسط موضوع در طول بند، باید جمله آغاز بند را تایید و اعتبار موضوع آن را در ذهن خواننده تقویت کند.
از میان جمله‌هایی که هر بند و در مجموع مقاله را تشکیل می‌دهد، جمله یا جمله‌هایی که بیانیه نظریه (رجوع کنید به بخش دوم این مقاله) به وسیله آنها عرضه می‌شود دارای اهمیت بسیار است و مهمترین بخش یک مقاله است. دستورعمل درسی دانشگاهی یادشده در بخشهای پیشین این مقاله تاکید دارد که تا زمانی که متن بیانیه نظریه مقاله (متن) تنظیم نشده باشد، مقاله در کلیت آن شکل نمی‌گیرد. از دیدگاه این دستورعمل این جزء از متن است که نشان می‌دهد کل مقاله برچه مبنایی استوار است (Clement, 1999) [13].

تنظیم متن بحث و بررسی (بدنه) مقاله
در مرحله تنظیم متن بحث و بررسی (بدنه) یادداشتهای فراهم آمده در راستای پشتیبانی از بسط و اثبات نظریه مضمون مقاله، به طرزی سیستماتیک، منطقی و متقاعدکننده به هم پیوند داده می‌شود و هر مطلبی که ارتباط سیستماتیک و منطقی با نظریه مضمون مقاله ندارد در جهت پیشگیری از فروپاشی متن باید حذف گردد (Robertson, 1992) ]12]. در انجام این کار باید همواره مراقب ارتباط منطقی اجزای متن و بیانیه نظریه بود، در غیراین صورت خواننده متن را نامنسجم خواهد یافت. البته بیانیه نظریه در مقاله‌های طولانی ممکن است به اجزای متعددی تقسیم شود. در این حالت هر بخش از بیانیه نظریه ممکن است در سرفصل جداگانه‌ای از مقاله جای گیرد (Hashimoto et al., 1982) [6]. در حالیکه طرح هر ایده (موضوع)یی در بدنه مقاله باید به وسیله شواهدی از واقعیتها، داده‌ها، اطلا‌عات و نظریه دیگران درخصوص موضوع مقاله پشتیبانی شود، باید با تجزیه‌وتحلیل و تفسیر نویسنده (پژوهشگر) پیرامون موضوع اصلی و بیانیه نظریه نیز همراه گردد (Dees, 2000) [7]. به بیان دیگر در این قسمت تفسیر نتایج تحقیق و بررسی در پیوند با یافته‌های دیگران عرضه می‌گردد. منتها هیچگاه موضوعی را که خود نویسنده در مورد آن قانع نشده نباید مورد بحث قرار داد، در غیر این صورت مقاله مناسبی از کار در نخواهد آمد.
در این قسمت شرح تحقیق دربرگیرنده چگونگی انجام آزمایشها، تجربه‌ها و جستجوگریها، گردآوری داده‌ها و بررسی در منابع گوناگون و متدها (روشها)یی که در کار تحقیق بکار گرفته شده نیز عرضه می‌شود و یافته‌های تحقیق که اغلب به صورت داده‌های عددی است ارائه می‌گردد. به بیان ساده‌تر در این قسمت توضیح داده می‌شود چه کارهایی، چرا و چگونه انجام شده است، از کدام منابع استفاده شده است و نتایج حاصل کدام است و به چه ترتیب پاسخ پرسش اصلی تحقیق بدست آمده است (Maltha, 1976) [4]. البته برخی معتقدند که در قسمت بحث و بررسی، «روشهای تحقیق» باید به تفصیل تشریح گردد و توضیح داده شود، در حالی که برخی دیگر عقیده دارند با توضیح روشهای تحقیق در مقدمه دیگر نیازی نیست که در بدنه مقاله و بخش بحث و بررسی به آن پرداخته شود. به هرحال چنانچه محقق و نویسنده در اجرای تحقیق و بررسی خویش به روش جدیدی دست یافته است، توضیح آن باید در حدی باشد که پژوهشگران دیگری که علا‌قه‌مند به بهره‌گیری از آنند، بر بنیاد توضیحات مقاله بتوانند آن را بکار گیرند و با استفاده از روشهای پیشنهادی به همان نتیجه برسند.
درخور ذکر است که هرنام، مفهوم و اصطلا‌ح ناآشنا در متن باید به اندازه کافی توضیح داده شود که خواننده بتواند به آسانی بحث مقاله را دنبال کند.


طرز نوشتن (نگارش) متن
آغاز به نوشتن کردن یا تنظیم مدخل بحث کاری تا اندازه‌ای پیچیده است؛ همان‌گونه که در سخن گفتن و هنگامه آغاز سخن بویژه طرح و عرضه «جمله اول». برخی معتقدند که نخستین جمله هر مقاله می‌تواند تاثیر درخورتوجهی بر تصور خواننده از مقاله بگذارد. این کار به‌ویژه در هموارکردن همراهی خواننده‌ی مقاله و جلب توجه او اهمیت دارد. نرمن (1987) [10] می‌گوید تنظیم نخستین جمله پیچیده‌ترین کار در مقاله‌نویسی است و پیشنهاد می‌کند، مقاله را می‌توان با طرح یک واقعه تاریخی برجسته، یک تجربه مرتبط با موضوع مقاله، تعریف یک اصطلا‌ح کلیدی و مانند آن آغاز کرد، یا آنکه با شرح موضوع کلی مقاله آغاز کرد و به تدریج به طرح موضوع اصلی مقاله پرداخت. می‌توان در آغاز مقاله به طرح دیدگاه کسانی که نویسنده با نظریات آنها موافقت ندارد و نتایج بررسی او نادرستی نظریه‌های آنان یا کاستیهای آنها را آشکار کرده است، پرداخت. به هرحال هر روشی را که در این باره برگزینیم، باید با نظریه کانونی مقاله پیوند داشته باشد.
به طورکلی کار نگارش (نوشتن) حتی برای کسانی که در کار نوشتن چیره‌دستند نیز از دشوارترین کارهای مربوط به پدید آوردن مقاله است. عمل نوشتن البته با تنظیم پیش‌نویس آغاز می‌شود. در این مرحله باید نوشتن را بدون تعلل و تردید آغاز کرد. باید به خاطر داشت که وظیفه‌ پیش‌نویس، کشف و افشای برداشتها و یافته‌هاست، به صورت آزاد و به دور از هرگونه محدودیتی. ویراستن متن کاری است که باید در مراحل بعدی از جمله در مرحله بازنگری و بازنویسی انجام گیرد. وظیفه نویسنده در مرحله تنظیم پیش‌نویس فقط انتقال یادداشتها، واژه‌ها و کلمات بر روی کاغذ است. نویسنده نباید در این مرحله خود را مهار یا کنترل نماید. می‌تواند هرآنچه را آنگونه که می‌داند و احساس می‌کند بر کاغذ بیاورد. در این مرحله باید گذاشت جریان نوشتن راه خودش را پیدا کند و این جریان را باید با احتیاط هدایت کرد، اما نباید آن را کنترل (مهار) نمود. بنابه تجربه، یادداشتها و دست‌نویسهای پژوهشگر و نویسنده به صورت خودبه‌خودی امکان بسط و توسعه مقاله را  تا رسیدن به سطح جدیدی از دانش ارتقا می‌دهد (Lester, 1998) [11]. "اگر در این مرحله نویسنده هر لحظه از آنچه در ذهنش (درخصوص موضوع مقاله) می‌گذرد ثبت نکند (تا در اولین فرصت آنها را منظم سازد)، بخش عمده‌ای از بهترین ثمرات فکری خود را از دست خواهد داد" (حری، 1371) [9]. در این مرحله نویسنده باید ایده‌هایش را در اسرع وقت به محض حصول در ذهن برکاغذ بیاورد. باید آن را با هر واژه‌ای بنویسد و متوقف نشود، که واژه دقیقتری به فکرش برسد. می‌توان برای واژه مناسبتر یک جای خالی پیشبینی کرد. اشکالا‌ت و ابهامات کم‌اهمیت را در این مرحله باید نادیده گرفت؛ حتی برخی اشکالا‌ت فاحش را. در این مرحله تنها باید گذاشت ایده‌کلی شکل بگیرد (Norman, 1987) [10]. منتها در همان حال، هرگاه یادداشتی برای بحث بی‌ارتباط به نظر رسید، لزومی ندارد به صرف اینکه برای گردآوریش زحمت کشیده شده است در نوشته جای داد. این‌گونه یادداشتها را می‌توان به کناری نهاد و اگر در مباحث بعدی نیز کاربردی نداشت، از مجموعه یادداشتهای تحقیق خارج ساخت (حری، 1371) [9]. در جریان تنظیم پیش‌نویس فقط باید به مطالب فکر کرد، نه به دستور زبان (صلحجو، 1368) ]1]، تا آنکه در جریان بازنگری و بازنویسی متن و پس از آن در مرحله ویرایش کاستیهای واژگانی و دستوری آن را برطرف ساخت. منتها در هرحال نویسنده باید آنچه را که خود برداشت کرده است، بنویسد و نه آنچه را که فکر می‌کند دیگران خواستار شنیدن آن هستند. به علا‌وه در همین حال باید مراقب پیوند مطالب در هر بند نیز بود (Lester, 1998) [11] و ..."توجه داشت که هر بخش از نوشته با اندیشه اصلی تحقیق مرتبط باشد...". ( حری، 1371) [9].
می‌توان پیش‌نویس مقاله را به صورت یکجا از آغاز تا پایان تنظیم کرد، و کوشید تا نکات عمده با یکدیگر ارتباط سیستماتیک بیابند یا می‌توان از هرجای موضوع مقاله آغاز کرد و آن قسمت را به پایان رسانید و موضوع بعدی را دست گرفت و در پایان هر موضوع را برحسب طرح تنظیم مقاله درجای خود قرار داد. چنانکه پیش از این نیز اشاره شد به طور معمول یادداشتهای دقیق و مرتبط با موضوعِ نویسنده، نقش موثری در حفظ تمرکز نویسنده به موضوع ایفا می‌کند (Lester, 1998) [11].
متن (مقاله) تحقیقی باید مبتنی بر واقعیت باشد؛ یعنی به تشریح هر آنچه که در واقعیت روی می‌دهد و مورد بررسی و آزمون قرار گرفته و نتایح حاصل از آن بپردازد، شواهد کافی ارائه کند و به تجزیه‌وتحلیل آنها با یکدیگر بپردازد. یک نویسنده واقع (عینیت)گرا در هنگام نوشتن باید از موضوع فاصله بگیرد، و تا حدامکان سعی کند در جریان نوشتن نسبت به واقعیتها و یافته‌ها بی‌طرف بماند. چنین رویکردی مانع از این نمی‌شود که نویسنده احساسات انسانی و حساسیتها و علا‌قه و شور و هیجان خود را پنهان نماید اما نباید بروز این احساسات برتمرکز نویسنده در طرح واقعیتها آسیب برساند. لستر می‌گوید کاملا‌ً عینی‌گرا بودن، حتی در تنظیم مقاله‌های تحقیقی نیز بعید و غیرمحتمل است (همان، پیشین). با این حال باید به نحو جدی از ذهنی‌گرایی افراطی در قبول فرضهایی از قبیل اینکه تحقیق مورد گزارش از هر حیث خدشه‌ناپذیر و تردیدناپذیر است و از اصرار ورزیدن بر نظر خویش، یا طرح مسایل به صورت دوپهلو جداً  احتراز کرد. در این زمینه پیش گرفتن اعتدال و بیطرفی می‌تواند هم از ورود هیجان افراطی و هم از دخالت عینیت‌گرایی وسواسی پیشگیری نماید (همان، پیشین).
نویسنده باید نسبت به منابعی که از آنها بهره برده است با دقت و احترام برخورد کند. نام نویسندگان و نام منابع را با دقت و به نحو مقتضی ذکر نماید، و در مواردی که مطلبی را عیناً از دیگران برگرفته است، باید نام نویسنده همراه با ذکر شماره صفحه‌هایی که نقل قول از آنجا استخراج شده را مشخص نماید (همان، پیشین).


ادامه در قسمت سوم




طبقه بندی: مقالات علمی و پژوهشی، 
برچسب ها: پورغفار، جواد،
ارسال توسط جواد پورغفار
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
صفحات جانبی
امکانات جانبی
blogskin

شارژ ایرانسل

دانلود

قالب وبلاگ

اخبار سینما

خرید پستی

خرید اینترنتی