موضوع این مقاله1 تشریح مبانی، اجزا و ساختار انواع نوشتار است که نتایج هرگونه تحقیق، مطالعه و بررسی که در کار پاسخ به پرسشی، وضع یک نظریه2 ...
کارکردها و ویژگیهای نتیجهگیری
کارکرد اصلی «نتیجهگیری»42، عرضه منسجم، مستدل، فشرده، صریح و مستقیم یافتههای تحقیق موضوع مقاله (Ballenger, 1998; Maltha, 1976) [4و 8] است؛ به نحوی که با مطالعه آن هرگونه تردید و ابهام احتمالی خواننده در مورد درک بحث و بررسیهای مقاله و نظریات نویسنده از میان برداشته شود (Dees, 2000) [7]. در این قسمت باید بین نکات کانونی مقاله و یافتههای آن با نظمی منطقی پیوند برقرار گردد (Hashimoto et al., 1982) [6]. نتیجهگیری باید تفسیر روشنی از نظریه مقاله، مصادیق آن و پاسخ پرسش اصلی به دست دهد (Dees, 2000; Hashimoto, 1982) [6 و7]؛ آشکار سازد که نظریه مقاله معنیدار و دارای اعتبار است (Hashimoto, 1982) ]6]؛ درجه تعمیمپذیری آن را توضیح دهد (Norman, 1987) [10] و سرانجام چشمانداز بحث آینده را بگشاید (Dees, 2000) [7]. درحالی که خواننده از طریق مقدمه مقاله بـه محـدوده مشخص موضوع بـحـث هـدایت مـیشـود، در نتیجهگیری باید به چشمانداز گستردهتری ارجاع داده شود (Dees, 2000; Ballenger, 1998) [8 و7]. با این حال در قسمت نتیجهگیری نباید بحث جدیدی آغاز شود، یا موضوع دیگری جز آنچه در طول مقاله ارایه شده مطرح گردد، و یا اطلاعات و شواهد جدیدی عرضه شود؛ که در غیر این صورت موجبات گمراهی و سردرگمی خواننده را فراهم خواهد ساخت (صلحجو، 1368) (Robertson, 1992; Dees, 2000; Maltha, 1976) [12 و9و7و4]. در صورتی که نتیجه-گیری با دقت و مهارت تنظیم گردد، از طریق استحکام بخشیدن به مطالب عرضه شده قبلی، بر کیفیت مقاله میافزاید (Ballenger, 1998) [8]. بالنجر (1998) [8] توصیه کرده است اگر نتیجهگیری مقالهای به این حد از تاثیر نرسید، مناسبتر است مجدداً تنظیم گردد؛ منتها بر پایه همان اطلاعات و شواهد عرضه شده در قسمتهای قبلی مقاله؛ چرا که خواننده باید با مطالعه متن (بدنه) مقاله بـه کلیه اطلاعـاتی کـه مبنـای نتیجهگیری قرار میگیرد رسیده باشد و از طریق منطق حاکم بر تجزیهوتحلیل همان اطلاعات به درک نتیجهگیری نایل شود (حری،1371) [9]. برخی نتیجهگیری را گزارشی از یافتههای مقاله که با تصریح و تاکید مستدل بر نظریه نهایی (Dees, 2000) [7] همراه میشود تعریف کردهاند. نظریه مقاله در نتیجهگیری باید با واژهها و طرز بیان متفاوت (Norman, 1987; Ballenger, 1998) [10و8] و حسب مورد همراه با اطلاعات و آمار و ارقام ارایه گردد تا چنانچه عرضه آن در متن ابهام داشته، در نتیجهگیری ابهام آن برطرف گردد (Hashimoto, 1982) [6]. در غیر این صورت از کارایی نتیجهگیری کاسته خواهد شد. در حالی که بحث مقاله بیشتر با «توضیح» و «توصیف» پیش میرود، نتیجهگیری حاصل استنتاج منطقی نویسنده از شواهد مربوط به موضوع مورد بررسی است که پیشتر در متن مقاله عرضه شده است. به نظر مالتا (1976) [4] استنتاج نویسنده در این زمینه با استنباط شهودی43 همراه می شود؛ خلاقانه و مبتکرانه است؛ از عمق دانش نویسنده بر میآید و جلوه-هایی از طبع انسانی پژوهشگر و سرشت علمی اوست(Maltha, 1976) [4]. از نظر دیس (2000) [7] نتیجهگیری حاصل اندیشیدن دیگر بار نویسنده به متن است که در این کار باید به دو موضوع توجه نماید؛ یکی تاکید و تصریح مجدد بر بیانیه نظریه44، بدون این که آن را کلمه به کلمه تکرار نماید؛ دیگر آنکه به نحو کامل توضیح دهد مقاله چه گفته است (Dees, 2000) [7].
مناسب است نتیجهگیری با طرح پرسش اصلی و هدف بررسی موضوع، به فشردهترین صورت (در یک عبارت کوتاه) آغاز گردد (Robertson, 1992) [12] و با آخرین جمله یا عبارت نتیجه-گیری که باید قویترین بخش آن باشد، نتیجهگیری را به مقدمه مقاله برساند. در جهت تاثیرگذاری بیشتر، محتوای این عبارت میتواند در قالب یک حکایت، یک نقل قول یا اندیشهای از دیگران که از اصلیترین نکته نتیجهگیری مقاله پشتیبانی کند ارایه شود (Ballenger, 1998) [8].
پـیشنهـادهـای پـژوهشگر نیز بهطور معمول در بخش نتیجهگیری عرضه میشود. از همینرو بسیاری موارد عنوان «نتیجهگیری و پیشنهاد» به آن داده میشود (Dees, 2000) [7]. پیشنهادهای مقاله باید از نتیجهگیری آن برخاسته باشد و دربرگیرنده چارهجویی در مورد رفع کمبودها و از میان برداشتن کاستیها و نقاط ضعفی باشد که در متن به آنها اشاره شده است، و تحقق آنها در شرایط متعارف با تمهیداتی قابل حصول و امکانپذیر باشد. در این زمینه باید از عرضه پیشنهادهای غیرعملی- هرچند وسوسهانگیز و مطبوع- پرهیز کرد (حری، 1371) [9]. همچنین در نتیجهگیری باید مواردی از پرسش اصلی که بدون پاسخ مانده بهروشنی توضیح و به پژوهشهای آینده ارجاع داده شود (Robertson, 1992) [12].
اگر چه نتیجهگیری بخش مهمی از مقاله و آخرین فرصت تاثیرگذاری بر خواننده است باید مختصر باشد (Maltha, 1976; Robertson, 1992) [12و4].
در مقالههای کوتاه، حتی برخی از مقالههای متوسط مناسبتر است از اختصاص بخشی از مقاله به نتیجهگیری پرهیز کرد و آخرین جمله مقاله را که بهتر است جملههای خوشساخت باشد و حاصل مقاله را به خوبی آشکار میسازد، به این کار اختصاص داد (Norman, 1987) [10].
کارکردها و ویژگیهای خلاصه
«خلاصه»45 آخرین قسمت هر مقاله، قبل از یادداشتهای آن است. در حـالـی کـه نتیجهگیری به بازتوضیح یافتههای تحقیق می پردازد، خلاصه، کل محتوای مقاله را بازتولید میکند. به همین دلیل اغلب آمیختن نتیجهگیری و خلاصه مقاله را توصیه نمیکنند (Maltha, 1976) [4]. خلاصه فشرده کردن کل مقاله است که ایده اصلی موضوع بحث یا درونمایه متن مقاله را دربرمیگیرد (Ballenger,1998) [8]. خلاصه کم و بیش به روش تنظیم چکیده تهیه میشود (Maltha, 1976)[4]. با این تفاوت که هدف تدوین چکیده آن است که در دسترس سایر پژوهشگران در رشته تخصصی نویسنده و تمام مخاطبان بالقوه در سطح جهان قرار گیرد تا آنان از انتشار مقاله آگاه گردند؛ حال آنکه خلاصه برای مطالعه خوانندگان مقاله پس از اینکه از کموکیف مقاله آگاه شدهاند فراهم می آید تا بتواند تصویری یکپارچه از مقاله را، بهصورت فشرده، مرور کند. به همین دلیل است که «چکیده» اغلب لحنی توصیفی دارد، در حالی که «خلاصه» میتواند از محتوایی اطلاعاتی نیز بـرخـوردار بـاشـد (همان پیشین). همانگونه که در مورد نتیجه-گیری گفته شد، مقالههای کوتاه نیازی به خلاصه کردن ندارد (Hashimoto, 1982) [6].
بازنگری
«بازنگری»46 مقاله تمام اجزا، ساخت منطقی و استدلالی، ساختار مفهومی و محتوایی آن را دربرمیگیرد. در این مرحله هیچ جزیی از مقاله نباید از نظر دور بماند. همه پژوهشگران، حتی آنها که تجربه طولانی در مقالهنویسی دارند، اثر خود را بارها بازنگری میکنند، و اغلب در هر بار مرور کردن به انجام تغییرات و اصلاحات جزیی یا کلی برانگیخته میشوند. تعداد دفعات تجدیدنظر در پیشنویس مقاله به تجربه و مهارت نویسنده و حتی محل درج مقاله بستگی دارد. برخی نویسندگان مقالات مجلههای علمی گاه تا ده بار به تجدید نظر در کار خود میپردازند (حری، 1371)[9]. مناسبترین شیوه برای بازنگری مقاله آن است که پیشنویس مقاله را" ... مدتی کنار بگذاریم و کاملاً آن را از یاد ببریم و به کاری متفاوت بپردازیم" (همان پیشین) تا چندی بعد که آن را در مقام خواننده مورد مطالعه و بررسی قرار دهیم. "دادن نوشته به شخص (اشخاص) دیگر و تقاضای خواندن آن به روش انتقادی (صلحجو، 1368) [1] روش دیگری است که میتواند ابهامها و پیچیدگیهای متن را که نیازمند اصلاح یا توضیح بیشتر است آشکار گرداند؛ به این طریق نگاههای متفاوت از زوایای متفاوت مقاله را از نظر خواهند گذراند "(همان، پیشین). آشکار است سپردن متن نهایی به ویراستار علمی نویسنده را از نظرها و پیشنهادهای قاطع و قابل اتکاتـری بهرهمند میسازد.
در این مرحله باید تمام متن، یعنی هر بند (پاراگراف) آن تا حصول اطمینان از اینکه موضوع و محتوای هر یک، با نظریه مقاله ارتباط کامل و منطقی دارد، بررسی شود و در صورت نیاز به اصلاح یا حذف و اضافه این کار انجام گیرد (Dees, 2000) [7]. همچنین باید از پیوند منطقی بین بند (پاراگراف)ها و هم در عین حال از استقلال آنها مطمئن شد؛ هم از اینکه متن، بحث را به اندازه کافی پرورده؛ موضوعها و مفاهیم اصلی و کلیدی به میزان مورد نیاز برجسته شده و اصطلاحات پیچیده تنها برحسب ضرورت مورد استفاده قرار گرفتهاند اطمینان حاصل کرد؛ بالاخره اینکه در هر بند (پاراگراف) به اندازه کافی اطلاعات و مثالهایی که موضوع آن را توضیح دهد وجود دارد (همان پیشین) و عاری از مطالب کلی و گنگ است (حری، 1371)[9]. حری پیشنهاد میکند که هر جمله از نوشته باید با شاهد و دلیل پشتیبانی شود (همان، پیشین).
حری پاسخ به پرسشهای زیر را برای ارزیابی کفایت بازنگری یک اثر به وسیله نویسنده آن توصیه میکند:
• آیا تعداد شواهد برای نتیجهگیری در هر مورد کافی است؟
• آیا شواهدی که ممکن است از اعتبار تحقیق یا نتیجهگیری مقاله بکاهد، حذف شدهاند؟
• آیا توالی زمانی بین عناصر و پدیدهها به جای رابطه علتومعلولی در نظر گرفته نشده است؟
• آیا پیشداوریها و گرایشهای شخصی پژوهشگر سبب نشده است که ارتباط جنبههای از یک موضوع با سایر جنبهها گسسته شود (همان، پیشین)؟
یک جزوه درسی [7] حصول اطمینان از بازنگری مقاله را (هم در مورد سر فصلها و عنوانها و هم در مورد متن) از طریق کنترل موارد زیر مناسب میداند:
• آیا مفاهیم یا موضوعهای متناقضی در مقاله وجود ندارد؟
• آیا بحثها در روال منطقی و بهم پیوستهای ادامه یافته است؟
• آیا وقفهای در زنجیره استدلالها به چشم نمیخورد؟
• آیا هنوز اصطلاحی وجود دارد که بهخوبی توضیح داده نشده باشد؟
• آیا هیچ عبارت نامربوط یا جزمی47 در مقاله موجود نیست؟
نتیجهگیری و مقدمه نوشته در آخرین مرحله مورد بازنگری قرار میگیرند، چرا که «مقدمه» باید معرفی کاملی از مقالهی بازنگری شده عرضه نماید. نتیجهگیری از نظر محتوا نیز با مقدمه پیوند و شباهت دارد، و باید با محتوای آن سازگار باشد. در این راستا بازخوانی و بازنگری مقدمه از این نظر نیز اهمیت مییابد، که مطمئن شویم قادر است علاقه مخاطب را به خواندن مقاله و دنبال کردن بحث و بررسیهای آن برانگیزد؛ بویژه حصول اطمینان از اینکه بیانیه نظریه با وضوح و دقت کافی توضیح داده شده است. باید مطمئن شد که نتیجهگیری مقاله نیز به خواندنش میارزد و خواننده را به دنبال کردن آن تا پایان ترغیب میکند، و سرانجام اطمینان از اینکه هیچ موضوع جدید و بدون ارتباط با بحث اصلی در آن وارد نشده است (Dees, 2000) [7].
بازنویسی
بازنگری و بازنویسی48 مقاله با هم پیوند دارند. منتها در بازنویسی بیشتر «شیوه تنظیم متن بحث و بررسی (بدنه) مقاله» و «طرز نوشتن (نگارش) آن» مورد بازبینی قرار میگیرد، در حالی که بازنگری اندیشیدن دیگر بار به متن است در راستای استحکام و وضوح بیشترآن؛ بازنویسی از تغییر برخی کلمات و واژهها و اصطلاحها گرفته تا تغییر عمده در متن از جمله طرز نوشتن مقاله را ممکن است دربرگیرد. یک متن ممکن است به تجدیدنظرهای متعدد و در مواردی به تجدیدنظر در کل آن نیاز پیدا کند (همان، پیشین). همانگونه که در مبحث «بازنگری» مطرح شد، روش موثرتر برای بازنویسی متن آن است که چندی آن را کنار گذاشت و پس از چندی نگاهی تازه به آن انداخت و در مورد اصلاح اشکالات و ابهامهای آن اقدام نمود. به همین ترتیب توصیه میشود متن به بررسی دیگران نیز سپرده شود که نگاهی متفاوت بر آن بیفکنند؛ بویژه به ویراستار ادبی که به ابهامها و نارساییهایی توجه مییابد که ممکن است به آسانی از نظر نویسنده دور بماند؛ افزون بر این، متن را روانتر و خواندنیتر میسازد. در مرحله بازنویسی باید هر نکته نامربوط و نامناسب با دقت و جدیت حذف گردد تا آنکه اطمینان حاصل شود که نوشته بحث را به روانی از موضوعی به موضوعی دیگر پیش میبرد (Norman, 1987) [10].
در این مرحله تمام بند (پاراگراف)ها باید یک به یک خوانده شود تا اطمینان حاصل شود که بندها بیش از اندازه فشرده و مختصر یا بیش از حد طولانی نیستند و در صورت وجود چنین کاستیهایی نسبت به تفکیک یا ادغام آنها با بند (پاراگراف)های پسوپیش از آن اقدام نمود (Dees, 2000) [7]. باید مطمئن شد همه بندها، دارای جمله اصلی (موصوف در بخش سوم) است، طول جملهها کوتاه و از کلمات ساده استفاده شده است (حری ، 1371) [9] و سرانجام اینکه مقاله به روانی و آسانی قابل مطالعه است. بدین منظور توصیه میشود مقاله یکبار با صدای بلند خوانده شود تا نارساییهای نوشتاری آن آشکار گردد [7]. در صورتی که برخی واژهها به دفعات در مقاله تکرار شده باید واژههای متفاوت هممعنی در جهت پیشگیری از ملال خواننده جایگزین آنها نمود. مقاله را باید بارها خواند و تصحیح کرد تا از نبود اشکالات جزیی و تحریر نادرست کلمات و مانند آن اطمینان حاصل نمود (Dees, 2000) [7]. اصلاح اشتباهات چاپی آخرین مرحله بازنویسی مقاله است.
مختصر یا بیش از حد طولانی نیستند و در صورت وجود چنین کاستیهایی نسبت به تفکیک یا ادغام آنها با بند (پاراگراف)های پسوپیش از آن اقدام نمود (Dees, 2000) [7]. باید مطمئن شد همه بندها، دارای جمله اصلی (موصوف در بخش سوم) است، طول جملهها کوتاه و از کلمات ساده استفاده شده است (حری، 1371) [9] و سرانجام اینکه مقاله به روانی و آسانی قابل مطالعه است. بدین منظور توصیه میشود مقاله یکبار با صدای بلند خوانده شود تا نارساییهای نوشتاری آن آشکار گردد[7]. در صورتی که برخی واژهها به دفعات در مقاله تکرار شده باید واژههای متفاوت هممعنی در جهت پیشگیری از ملال خواننده جایگزین آنها نمود. مقاله را باید بارها خواند و تصحیح کرد تا از نبود اشکالات جزیی و تحریر نادرست کلمات و مانند آن اطمینان حاصل نمود (Dees, 2000) [7]. اصلاح اشتباهات چاپی آخرین مرحله بازنویسی مقاله است.
پانوشتها:
1- موضوع این مقاله در زمره علائق پیوسته مطالعاتی و تجربی نگارنده نیست. انگیزه عرضه آن مشاركت با دیگران در مستند ساختن تجربه مقاله نویسی است، از طریق در میان نهادن یافته هایی كه نگارنده در این زمینه از راه تجربه یا مطالعه، به مرور به آن دست یافته است.
2- از میان برابرهای متعددی كه برای وضع و بكاربرده شده است، «نظریه» را برگزیده ایم. درحالیكه به استناد فرهنگ اصطلاحات فلسفه و علوم اجتماعی، گردآوری و تدوین برنجیان، ماری (از انتشارات موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی) معادلهای دیگری مانند «برنهاده» را شیروانلو، فیروز در ضرورت هنر (1350) «وضع» یا «نهاد» را عنایت، حمید در فلسفه هگل (1327) «اصل» را زرباب خوبیی، عباس در تاریخ فلسفه (1336) «نهاده» را بزرگمهر، منوچهر در كانت (1360) «قضیه اصل» را فولادوند، عزتاله در فلسفه كانت (1367)، «نظر» را آشوری، داریوش در فرهنگ علوم انسانی (1374) و برهان منش، محمد در اقتصاد آموزش (1351) بكار برده اند. در عین حال دیگران «نظریه» را در برابر هم قرار داده اند (آریانپور، امیرحسین در زمینه جامعه شناسی، دریابندری، نجف در فلسفه غرب، آذرنگ، عبدالحسین در فلسفه غرو...) و رواج نسبی یافته است كه برخی از افراد این گروه در مواردی هم «نظریه» را در برابر بكار برده اند از جمله، دریابندری، نجف در فلسفه غرب. البته وجود این تفاوتها در اغلب موارد دلایل روش شناختی دارد و معطوف است به موضوع علائق مطالعاتی پژوهشگران نامبرده. منبع مورد استناد ما در این مقاله برای برگزیدن «نظریه» بهعنوان معادل برای فرهنگ معاصر هزاره انگلیسی- فارسی تالیف علی محمد حق شناس و دیگران (از انتشارات فرهنگ معاصر، 1380) است كه فرهنگی است متاخر، عمومی و مولف آن زبانشناس و فرهنگنویس است.
3- Idea
4- معادل «نواخت» نیز، همپای «لحن» در برابر به كار رفته است. ما لحن را واژه ای آشنا و ملموستر یافتهایم.
5- Michel Eyquem de Montaigne (1533-92), Essais
6- Francis Bacon (1561-1626)
7- برگرفته از یك رهنمود آموزشی دانشگاهی: Essay on How to Write an Essay
8- دركتاب Crows, F., The Rondom House Handbook, 2nd ed., NewYork, Random, 1977
9- «رساله» را بنابه توضیحاتی كه در مقاله عرضه كرده ایم، هم معنای «مقاله» گرفتهایم. اگر سهوی در این زمینه مرتكب شده ایم، مسئولیت آن را میپذیریم.
10- Descriptive
11- Narrative
12- Expositive
13- Argumentative
14- ، تقریباً با تقدم نسبی اغلب «حقیقت» را دربرابر پیشنهاد كردهاند. در حالیكه در اغلب موارد در متونی كه نزدیكی بیشتری با بحث این مقاله دارد، بهطور معمول «حقیقت» را با «واقعیت» همسان درنظر گرفتهاند.
15- Suggestive
16- Objective
17- Intuitive
18- Impulsive
19- Documentary
20- Completeness
21- Essentiality
22- Impersonal
23- Title
24- Abstract
25- Introduction
26- Method
27- Result
28- Discussion
29- Standard Format
30- Introductory Statement
31- Body
32- The Beginning
33- The Middle
34- The End
35- Document Systems
36- Thesaurus
37- Index
38- Thesis Statement
39- Theoretical
40- Theorizing
41- Conclusion
42- Conclusion/Ending
43- Intuitive
44- Thesis Statement
45- Summary
46- Revision/Editing
47- Dogmatic
48- Rewriting
منابع:
• صلحجو، علی، پژوهش و نگارش، راهنمای نوشتن مقاله، رساله و كتاب تحقیقی، تهران، موسسه انتشارات آگاه، 1368
• قائد، محمد، دفترچه خاطرات و فراموشی و مقالات دیگر، دیباچه به قلم بابك احمدی، تهران، انتشارات طرح نو، 1380، صص 7-16
• Gibaldi, J., MLA Handbook for Writers of Research Papers, 6th ed., The Modern Language Association of America (MLAA), New York, 2003
• Maltha, D.J., Technical Literature Search and the Written Report, Pitman Publishing, London, 1976•
• Essay on How to Write an Essay, A Course Guideline for Sociology, Carleton University, Ottawa, 1999
• Hashimoto, I.Y., Kroll, B. M. and Schafer, J. C., Strategies for Academic Writing: A Guide for College Students, Ann Arboor, The University of Michigan Press, 1982
• Dees, R., Writing The Modern Research Paper, 3th ed., Allyn and Bacon, USA, 2000
• Ballenger, B., The Curious Researcher: A Guide to Writing Research Papers, 2nd ed., Allyn and Bacon, USA, 1998
• حری، عباس، آیین گزارشنویسی، تهران، دبیرخانه هیئت امنای كتابخانههای عمومی كشور، 1371
• Norman, C., Writing Essays: A Short Guide, 2nd. Ed., Department of English Queen’s University at Kingston, Ontario, 1987
• Lester, J.D., Writing Research Papers: A Complete Guide, Longman, USA, 1998b
• Robertson, H., English Essay: A Guide to Essays and Papers, McGraw-Hill Ryerson Limited, Canada, 1992
• Graduate Guidelines for Sociology (Based on OCGR Revisions), Prepared by Wallace Clement, Graduate Co-ordinatior for Sociology, Carleton University, Ottawa, June 199
طبقه بندی: مقالات علمی و پژوهشی،


