توازن ، تحقیقات حسابداری و حسابرسی

بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 10 مرداد 1389

عوامل مختلفی در موفقیت یك اسنان نقش دارند اما نقش اصلی با خود انسان است. و معتقد هستیم كه عامل اصلی در هر موفقیت و یا شكستی خود فرد می باشد ...

عوامل مختلفی در موفقیت یك اسنان نقش دارند اما نقش اصلی با خود انسان است. و معتقد هستیم كه عامل اصلی در هر موفقیت و یا شكستی خود فرد می باشد و در این كتاب سعی كرده ایم تا به عوامل، ویژگی ها و راه كارهای عملی كه انسانهای موفق از آنها بهره گرفته اند اشاره كنیم و شما هم می توانید با استفاه از این راه كارها به موفقیت و پیروزی برسید. 

انسان موفق كیست؟
چگونه میتوان موفق شد؟
دیگران چگونه به موفقیت در زندگی دست یافته اند؟
آیا میتوان موفق شد؟
سوالات متعدد و متنوعی در این زمینه ذهن بسیاری از نوجوانان و جوانان را به خود مشغول ساخته است. ولی نكته مهم اینجاست كه آیا این سوالات و سوالاتی از این قبیل، واقعا پاسخی قانع كننده دارند؟ ما عقیده داریم صد در صد.
عوامل مختلفی در موفقیت یك اسنان نقش دارند اما نقش اصلی با خود انسان است. و معتقد هستیم كه عامل اصلی در هر موفقیت و یا شكستی خود فرد می باشد و در این كتاب سعی كرده ایم تا به عوامل، ویژگی ها و راه كارهای عملی كه انسانهای موفق از آنها بهره گرفته اند اشاره كنیم و شما هم می توانید با استفاه از این راه كارها به موفقیت و پیروزی برسید.
اما با یك شرط، آن هم اینكه مطالعه و به كارگیری راه كارهای پیشنهادی را با تمام وجود و بدون تردید و با ایمان به موفقیت، شروع كنید.
اگر تردیدی در خود احساس می كنید این كار را برای فرصتی دیگر موكول كنید.
راه كاره و عوامل مهم در پیروزی
1-      عجیب ترین راه زندگی این است:
(انسان به درستی همان می شود كه به آن فكر می كند.)
آیا فكر می كنید می توانید موفق شوید. باورتان در مورد خود و آینده و موفقیت در تصمیمات تان چیست. اگر قدم های خودتان را در راهی كه انتخاب كرده اید با تردید و سستی بردارید و حتی در اندیشه خود هم تردید به خود راه دهید، مطمئن باشید در راه رسیدن به پیروزی دچار مشكل خواهید شد پس از این راز به خوبی استفاده كنید.
 
2-      این مطلب را فرموش نكنید و حتی در صورت امكان با خط زیبا بنویسید و آن را در مقابل دید خود نصب كنید:
(دیگران چون به جایی رسیده اند، من هم می توانم)
در این راز لازم است این نكته را درنظر بگیرید كه نسبت به اطرافیان، هم نوعان خود توجه و شناخت واقع بینانه داشته باشید. انسانهایی كه در میحط زندگی تان و در شهر و كشورتان و حتی فراتر از آن در دنیایی كه شما در آن هستید وجود دارند، غافل نباشید و آنها را هم نابغه نپندارید. خیلی از آنها مثل شما افرادی عادی هستند یا در نوجوانی و جوانی شان مثل شما بوده اند حتی ممكن است ضعیف تر از شما بوده و در موقعیت های بدتری از شما قرار داشتند. پس چون دیگران به جایی رسیده اند، به مقام علمی ، به موقعیت های شغلی ممتاز دست یافته اند، شما هم می توانید.
خودتان را دست كم نگیرید و موفقیت های بزرگ دیگران را هم معجزه نپندارید.
البته در قطب مخالف دیگران موفق ، دیگران شكست خورده هم وجود دارند از دیدن آنها هم غافل نشوید.
در كل انسانها را به سه دسته تقسیم كنید:
انسانهای پیروز
انسانهای عادی
انسانهای شكست خورده
كافی است الگوی خودتان را انتخاب كنید و تلاش كنید به آن برسید. هرچند در موفقیت و شكست، عوامل فردی و اجتماعی فراوانی مانند: خانواده، جامعه، دوستان، رسانه ها، آموزش و پرورش و ... نقش دارند ولی باز هم روی این عقیده پافشاری می كنیم نقش خود فرد مهمتر از تمام عوامل بیرونی است.
پس دیگران كه وزیر شده اند،
دیگران كه رئیس جمهور شده اند،
دیگران كه استاد دانشگاه شده اند،
دیگران كه ملعم شده اند،
دیگران كه مهندس و پزشك و روانشناس و مشاور و قاضی و ... شده اند،
دیگران كه بدبخت شده اند، معتاد، زندانی، بزهكار، فاسد و ... شده اند،
و دیگران كه ورزشكار، خواننده، هنرمند، تاجر و ... شده اند،
پس من هم می توانم با تلاش و اراده خودم یكی از این دیگران موفق با شكست خورده شوم.
 
3-      موفقیت یعنی به كارگیریی استعدادها و توانایی ها:
تابه حال برای حد و حدود استعداد و قدرت انسان مطلبی نوشته نشده و شاید از این به بعد هم نوشته نشود، چرا كه برای توانایی های انسان حد و حدودی متصور نیست و بهترین سند برای این ادعا این است كه در وجود انسان روح خدایی دمیده شده و در نتیجه میتوان گفت از سوی خداوند متعال در وجود انسانها توانایی ها و استعدادهای نامحدود  بی مقداری، قرار داده شده است.
اما سوال مهم این است چرا با این همه توانایی و استعداد باز هم برخی از جوانان و نوجوانان جمله (نمی توانم موفق شوم) را به كار می گیرند. یا (نمی توانم از عهده چند كتاب انگشت شمار برآیم) یا (نمی توانم از این مانع ناچیز عبور كنم) یا نمی توانم از دست فلان عادت ناچیز و بسیار جزئی مانند ترك عادت سیگار و .. كه در برابر قدرت انسان كم ارزش هستند خلاص شوم یا فكر می كنم نتوانم از فلان آزمون یا مصاحبه موفق بیرون آیم و...
پاسخ این سوال را باید كسانی بدهند كه آن نمی توانم ها را به كار می گیرند ولی یك جواب كوچك هم می دهم ، آنها توانایی های خودشان را نمی شناسند.
 
4-      پیروزی یعنی هدف مند زندگی كردن:
برخی ها از دید روانشناسی، پیروزی و موفقیت را داشتن هدف مناسب و رسیدن به آن تعریف می كنند. البته میتوان اهداف را از چندین بعد طبقه بندی نمود مثل اهداف مناسب، اهداف خیالی، اهداف بسیار بزرگ، اهداف ناچیز و بسیار كوچك و ... لازم است این نكته را فراموش نكنید گاهاً بی هدفی بسیار شایسته تر از داشتن اهداف خیالی و بسیار بزرگ است. چون در حالت بی هدفی هرچند پیروزی نیست ولی اراده و اعتماد به نفس و عزت نفس انسن به اندازه موقعیتی كه در آن، اهداف بسیار بزرگی كه شخص ناتوان در رسیدن به آن است، آسیب نمی بیند.
پس سعی كنید اهداف متناسب باتوان، استعداد، موقعیت، محدودیتها و شرایط زندگی تان درنظر بگیرید و خود را در مسیر رسیدن به آنها قرار دهید.
آدلر اهداف را به سه دسته تقسیم می كند كه عبارتند از: اهداف غائی، اهداف میانی و اهداف فعلی یا كوتاه مدت و انسان موفق آن است كه برای رسیدن به اهداف خود از هر سه استفاده نماید.
برای مثال موفقیت در كنكور و رسیدن به رشته مورد دلخواه در دانشگاه یك هدف غائی است كه فرد برای رسیدن به آن، اهداف میان مدتی درنظر می گیرد.
مثلاًدر آزمون های آزمایشی شركت می كند.
برنامه های سه ماهه یا چند ماهه برای خود تدوین می كند.
در صورت نیاز از كلاس های تقویتی استفاده می كند.
تحت نظر یك مركز مشاوره مورد اعتماد به حل مشكلات روحی و روانی احتمالی خود می پردازد.
در نهایت برای رسیدن به اهداف میان مدت، لازم است اهداف كوتاه مدت و آنی درنظر گرفته شود. مانند مراجعهبه مراكز مشاوره، ثبت نام در كنكور آزمایشی و شركت در ازمون های آنها، اجرای برنامه های روزانه و فهتگی ، شركت در كلاس های پیش دانشگاهی و كلاسهای تقویتی و مطالعه دروس آنها، داشتن برنامه وزانه و اجرای آن.
بنابراین با تدوین اهداف (كوتاه مدت و آنی) فرد می تواند به اهداف میان مدت دست یافته و بالاخره بعد از دست یافتن به (اهداف میانی) او به هدف غائی خود خواهد رسید.
 
5-      پیروزی یعنی داشتن رفتارهای مسئولانه و قبول مسئولیت:
مسئولانه رفتار كردن یعنی نسبت ندادن عواقب و نتایج اعمال و رفتارهای خود به عوامل بیرونی و دیگران. انسانهای موفق علل و عوامل موفقت ها و شكست هایشان را می شناسند. موفقیت هایشان را كه خودشان عامل اش بوده اند به دیگران و عوامل بیرونی نسبت نمی دهند و برعكس مسئولیت شكست ها و ضعف هایشان را هم می پذیرند.
از طرف دیگر قبول مسئولیت یعنی فرار نكردن از قبول برخی امور، زیر بار برخی كارها و فشارهای ناشی از آن رفتن و شانه خالی نكردن از وظایف زندگی و سختی های زندگی، انسانهای موفق در خودشان احساس برتری و اقتدار دارند و این احساس را از طریق قبول مسئولیت ها، درگیری با زندگی و عهده دار شدن وظایف و انجام آنها در زندگی و مشاهده موفقیت ها و عواقب تلاشهای خود و ... به دست آورده اند پس شما هم برای رسیدن به پیروزی بهتر است عهده دار وظایف و نقش ها و مسئولیت ها و پذیرش سختی های آنها باشید.
6-      پیروزی یعنی محبت كردن، صمیمیت و همكاری و دوستی با دیگران:
انسان در زندگی اش جدا از دیگران درنظر گرفته نمی شود، هرچند در خیلی از تصمیمات زندگی ممكن است فرد احساس كند فقط تلاش های فردی و پشت كارش باعث رسیدن به اهداف اش خواهد شد. اما در این تلاش چگونگی ارتباط با دیگران، افراد خانواده، دوستان و فامیل و حتی همه مردم كه به نوعی با آنها ارتباط داریم نقش به سزایی دارند.
در محیط خانه، كتابخانه یا در هر محیطی كه شما برای رسیدن به موفقیت تلاش می كنید حضور دیگران، صدای دیگران می تواند سه نوع احساس را ایجاد كند.
1-      احساس خوشایند (شادی، لذت، خنده ، رضایت و ..)
2-      احساس ناخوشایند (نفرت، خشم، عصبانیت، ناراحتی و ...)
3-      حالت خنثی و بی اثر
بوجود آمدن احساس های ناخوشایند از انرژی روانی، دقت و تمركز و شادابی شما در فعالیت می كاهد و برعكس احساس های خوشایند به انرژی روانی تان می افزاید و در نهایت روی فعالیت های شما اثر مثبت می گذارد.
پس بهتر است با دیگران رابطه صمیمانه و دوستانه برقرار كنید و محبت و روحیه همكاری را ایجاد كنید و اگر نمی توانید یا نمی خواهید حداقل از عكس آن بپرهیزید.
برای اینكار شما نیاز به یك خانه تكانی عاطفی و روانی دارید ، سعی كنید تمام ناراحتی ها، عقده ها و دلخوری ها و عصبانیت های خودتان را در مورد تمام انسانها از دل و حافظه تان پاك كنید و این كار را در درجه اول به خاطر آرامش خودتان انجام دهید و در درجه دوم به خاطر دیگران و برای بهبود روابط خود با دیگران. كه آنهم در نهایت به خودتان باز می گردد. انسانهای موفق از این طریق توانسته اند از هدر رفتن بسیاری از انرژی های روانی خود جلوگیری كنند و با دلی آرام و روحیه ای سرشار از شادی و لذت و رضایت به تلاش پر موفقشان ادامه دهند.
 
7-      انسانهای پیروز زندگی عاشقانه دارند:
زندگی عاشقانه یعنی وجود عشق، علاقه و شور و اشتیاق در كل وجود انسان، برخی از انسانها در تمام امورات زندگی شان اشتیاق و علاقه و شور و نشاط را دارند، هیچ كاری را با سستی و حالت های كسالت و بی میلی شروع نمی كنند ، عشق به همه چیز دارند . حتی از ساده ترین فعالیت زندگی مثل نگاه كردن یا راه رفتن یا آب خوردن یا .. گرفته تا پیچیده ترین فعالیت زندگی مثل مطالعه، تفكر و .. را طوری انجام می دهند مثل اینكه تشنه انجام آن هستند.
در این ارتباط شعار زندگی انسانهای پیروزمند این است ، یا كاری را انجام نده و یا اگر آنرا انجام دادی با تمام وجود و با شوق و علاقه و با جدیت و نشاط كامل انجام بده.
لذا روانی انسان از زندگی و امورات زندگی در مقابل غلبه بر خستگی و احساس نارضایتی از زندگی و فعالیت های روزمره و تلاش ها به این اصل یعنی زندگی عاشقانه وابسته است. پس هر كاری را كه شروع می كنید هر تصمیمی را كه اتخاذ نموده اید ، هر مسیری را كه شروع كرده اید، خلاصه هر فعالیت و كاری حتی امورات بسیار جزئی را كه می خواهید انجام دهید آنچنان قدم بردارید كه گویی تشنه آن هستید و با تمام وجود به آن علاقه دارید و به آن عشق می ورزید.
البته در كنار این عشق ، عشق به انسانها ، عشق به تمام هستی و خالق آن ، عشق به تمام زیبایی ها و ... نیز از ضروریات زندگی است.
 
8-      زندگی توام با برنامه:
داشتن برنامه یعنی تزریق نظم به زندگی، یعنی استفاده به جا و درست از اوقات، یعنی استفاده حداكثر از حداقل زمان و اوقات در زندگی، یعنی رهایی از هرچه پیش آید خوش آیدها، یعنی نتیجه گرفتن از تلاش ها، یعنی رهایی از سرزنش های خود، یعنی رهایی از پوچی و بی هدفی و سرگردانی و ...
البته وجود برنامه یا برنامه ریزی در زندگی مفهوم اش این نیست كه انسان مانند یك ابزار خود را اسیر یك برنامه یا برگ كاغذ تحت عنوان برنامه نماید و براساس ساعات و دقایق تعیین شده در آن حركت كند. بلكه برنامه یعنی اندیشه قبل از عمل و آگاهانه و براساس یكسری اهداف، عمل كردن است و برنامه ریزی یعنی هركاری را در جای خود و به موقع انجام دادن و تقسیم زمان به تمام فعالیت های روزمره و مورد دلخواه و مورد نیاز و فدا نكردن یك فعالیت مثل مطالعه یا تفریح به یك فعالیت دیگر مانند خواب.
انسانهای پیروز وقتی صبح برمی خیزند تا شب می دانند چند ساعت ورزش دارند، چند مدت مطالعه و چقدر فعالیت شغلی و چه میزان خواب و قدم زدن و ... و می دانند چه فعالیتهایی را در آن روز باید انجام دهند. و اوقات از دست رفته شان را به حداقل می رسانند و اگر نیاز نداشته باشند و ضرورتی نباشد به دوسشتان هم زنگ نمی زنند از خانه بی هدف بیرون نمی آیند. در خانه كسی را بدون دلیل نمی زنند و سرگردان در خیان و پارك آنها را نمی توان دید و اگر هم در خیابان یا در پارك قدم می زنند دلیلی بر آن دارند ، آن هم رفع یك نیاز یا رفع خستگی و لذت بردن از زندگی و محیط و ایجاد تنوع در زندگی و آن هم در حد معقول خواهد بود.
پس اگر طالب پیروزی هستید:
خود را از سرگردانی برهانید و نظم را در زندگی ایجاد كنید.
 
9-      برخورد مناسب با شكست ها در زندگی:
در ارتباط با شكستها در زندگی به چند نكته مهم باید توجه داشت:
اول- شكست از زندگی انسان جدا شدنی و حذف شدنی نیست. حتی میتوان ادعا نمود كه شكست و خطا و اشتباه برای انسان یك امر طبیعی بوده و جزئی از زندگی انسان است.
دوم- وقتی شكست ها وجود دارند پس می توان از آنها درس گرفت. تجربه كسب نمود ، آنها را به حداقل رسانید و از تكرار آنها جلوگیری نمود.
سوم- این كه انسانها با شكست هایشان برخوردهای متفاوتی دارند برخی از انسانها از شكست عبرت می گیرند و همان شكست نیرو و انگیزه ای را در فرد برای جبران آن و كسب پیروزی های بزرگتر ایجاد می كند. این قبیل افراد هراسی از شكست ندارند، هیچ وقت تسلیم آنها نمی شوند و ذره ای ناامیدی و یاس را در خود ایجاد نمی كنند اما برعكس برخی از انسانها واكنش ناامیدی و یاس و كناره گیری و تسلیم را پیشه خود می سازند و از تلاش و جبران آن باز می مانند.
باید توجه داشت كه خیلی از شكست ها زائیده خود انسان نیست. هیچ فردی عمداً نمی خواهد شكست بخورد. گاهاً شرایط و موقعیت ها و كمبودها و محدودیت ها و موانع بیرونی باعث شكست انسان میشود. البته خیلی از شكست ها هم ممكن است به خود فرد بازگردند. لذا بهترین عكس العمل در برابر شكست های زندگی پس از عادی دانستن آنها، ریشه یابی و تامل درباره چرائی آن است.
ریشه یابی و یا بررسی چرائی ها به خاطر سرزنش خود نیست بلكه به خاطر تلاش برای جبران و پیشگیری از تكرار نشدن آنهاست.
پس این مطلب رافراموش نكنید، پیروزی بدون شكست معنا و مفهومی ندارد ، پس تلاش كنید و از شكست ها نهراسید و آنها را خوب تحلیل كنید و واكنش مناسب با آنها داشته باشید، مطمئناً پیروزی از آن شماست.
 
10-   
مثبت نگری یعنی یك تلاش آگاهانه و ارادی در جهت تشخیص و درك زیبایی ها و قوت ها در خود و محیط و پیرامون خود . در مقابل آن بدبینی قرار دارد كه افراد گرفتار به آن از تمام عالم تنها بدی ها و ضعف ها و كاستی ها را می بینند. البته در كنار این دو واقع بینی و دید انتقادی (در مفهوم صحیح آن) نیز وجود دارد كه خیلی پسنیدیده است.
یكی از آفت های مهم در دوره نوجوانی و جوانی حساسیت فرد نسبت به معایب و كاستی های خود و محیط زندگی و بزرگ نمودن آنها و مقایسه آنها با قوت ها و امتیازات دیگران در همان زمینه می باشد.
توصیه ای كه به نوجوانان و جوانان می توان نمود این است كه سعی نمایند زیبا شناس باشند. زیبایی ها و قوت هایی كه در خود و محیط اطراف خودشان وجود دارد را شناسایی كنند. حداقل اگر نمی خواهید مثبت نگر باشید ، واقع بین باشید چون درواقع بینی هم زیبایی ها را بیشتر خواهید دید، چون خالق هستی همه چیز را زیبا آفریده، اگر چیزی را هم زشت می بینیم به دلیل زشتی آن نیست بلكه دید ماست كه آن را بد می بیند. كافی است 10 روز تصمیم بگیرید به اطراف خود كه می نگرید به یك انسان كه نگاه می كنید، خودتان را وقتی تماشا می كنید، به یك محیط و تصویر و اثر كه نظری می افكنید یا می اندیشید در درجه اول زیبایی ها را ببینید و به دنبال قوت ها و زیبایی های آن باشید ، مطمئناً تغییرمثبت آن را در جسم و درون خود خواهید دید.
پس هرچه زودتر تصمیم بگیرید اگر می خواهید پیروزمند شوید ، زیباشناس و زیبا نگر باشید.
 
11-   
انسانهای پیروز از خودشان تعریف درستی دارند و قوت ها و ضعف ها و معایب خودشان را به طور واقع بینانه می شناسند. از استعدادها و توانایی های خود شناخت صحیح دارند. در زمینه هایی كه ضعف دارند براساس این خودشناسی تصمیم نمی گیرند و وارد نمی شوند و اگر وارد شدند با احتیاط كامل وارد می شوند و قدم برمی دارند. در رابطه با دیگران بویژه در برابر انتقادهای سازنده آنها مقاومت ندارند
 منبع:سایت رازنامه



طبقه بندی: داستان های موفقیت، 
ارسال توسط جواد پورغفار
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
صفحات جانبی
امکانات جانبی
blogskin

شارژ ایرانسل

دانلود

قالب وبلاگ

اخبار سینما

خرید پستی

خرید اینترنتی