تاریخ پیدایش سیستم های حسابداری بی ارتباط با تاریخ تكوین حسابداری نیست چرا كه هركجا در مورد روش ارائه اطلاعات مالی و نحوه تهیه گزارشات صحبت شود،...
بایگانی اسناد مالی
لوحههای قلعه (استحكامات) و لوحههای خزانه در سالهای ۱۹۳۳-۱۹۳۴ و ۱۹۳۶-۱۹۳۸ به وسیله كاوشگران آمریكایی در پرسپولیس كشف شد. یك مجموعه در زاویه شمال – شرق صفه و مجموعه دوم در بخش جنوب – شرق. بهدلیل محل كشف الواح به آنها اسم سنتی لوحههای قلعه و لوحههای خزانه داده شد. این الواح در سال ۱۹۴۸ به وسیله ژ.ژ. كامرون انتشار یافتند و انتشار آن در سالهای بعد نیز ادامه یافت.
الواح مزبور به تعداد ۱۲۹ مجموعهاند و سالهای سیامین سال پادشاهی داریوش (۴۹۲) تا هفتمین سال سلطنت اردشیر اول (۴۵۸) را در بر میگیرند. به استثنای یك لوح اكدی كه در زمستان (۵۰۲) نوشته شده است.
لوحههای قلعه – تاریخگذاری شده از سیزدهمین تا هجدهمین سال داریوش (۵۰۹-۴۹۴) بسیار چشمگیرترند. در سال ۱۹۶۸، ر.ت هالوك ۲۰۸۷ لوحه آن را انتشار داد و ده سال بعد به انتشار ۳۳لوحه دیگر همت گماشت. بعضیها هم پس از آن به طور مجزا و جداگانه منتشر شدهاند.
اما در مورد ۵۸۰ مهر (از جمله ۸۶ مهر توام با نوشته) كه در لوحهها منقوشاند، بخشی از آنها منتشر شدهاند كه حاوی ۱۶۳ نوشته آرامیاند و در سال ۱۹۷۰ مضامین آنها بهوسیله ر.ا.بوومن انتشار یافته است. این اشیا (به صورت فرضی) تاریخ دوران سلطنتی خشایارشاه و اردشیر (فاصله سالهای ۴۷۹-۴۷۸ و ۴۳۶-۴۳۵) را دارند.
صدها متن و سرلوحه آرامی هنوز منتشر نشده باقی ماندهاند. علاوه بر آن چند متن نادر كه به یك متن كوتاه به زبان یونانی و یك متن دیگر به زبان فریگیهای. بنابراین اكنون چندین هزار لوحه و كتیبه در اختیار مورخان امپراتوری هخامنشی است.
در واقع الواح پرسپولیس جنبه داستانی و روایتگونه ندارد و در هیچ یك از آنها نه به شرح لشكركشیها پرداخته شده و نه اشارهای حتی به صورت غیرمستقیم به تاریخ سلسلهای شده است. عمده مطالب در الواح استحكامات مربوط به عملیات گردآوری، انبارداری و توزیع مواد غذایی و آذوقه است و استفادهكنندگان از این مواد عبارتند از شاه و خانواده او، صاحبمنصبانه رتبه دیوانی (سازمان اداری)، كهنه (یا خدمتگذاران دینی)، چارپایان و بهخصوص كارگران كه در دبیرخانهها، تاسیسات كشاورزی دهات، كارگاههای تبدیل مواد و كارگاههای پرسپولیس كار میكنند.
در یك زنجیره دراز از این الواح (كه به عنوان سری Q مشخص شده است)، تحویل جیرههای غذایی به افراد و گروههایی كه از نقطهای به نقطه دیگر امپراتوری سفر میكنند، ثبت شده است. در سه سری دیگر از الواح، نامهها، یادداشتهای روزانه و صورتحساب انبارها نوشته شده است. اما در الواح خزانه بهخصوص واریز جیره به صنعتكارانی كه در كارگاههای پرسپولیس در دوران داریوش، خشایارشاه و اردشیر اول كار میكردهاند، ثبت شده است و مشخص میكند كه از سالهای ۴۹۳-۴۹۴ بخشی از جیره به صورت پول پرداخت (یا ارزیابی) شده است و نه به شكل محصولات غذایی.
به استثنای جیرههای سفر (در سری Q مشخص شدهاند) مابقی اسناد به یك حوزه جغرافیایی، از فارس مركزی تا سوشیان و از شوش در شمال غربی تا نیریز در جنوب شرقی محدود میشوند. الواح خزانه تنها مربوط به فعل و انفعالاتیاند كه در پرسپولیس روی دادهاند. از طرفی، تقسیمبندی زمانی نیز بسیار نامساوی است زیرا به عنوان مثال ۵/۴۶درصد الواح قلعه مربوط به سالهای ۲۲ و ۲۳ سلطنت داریوش (۵۰۰-۴۹۹) هستند و این نسبت برای الواح سری Q (جیره سفرها) به ۷۲درصد میرسد. از الواح خزانه بیش از ۶۰درصد مربوط به دوران سلطنت خشایارشاه هستند و در این زمان (۴۸۶-۴۶۶) بیش از ۶۰درصد آن به سال ۴۶۶ تعلق دارند و طبیعی است كه نتیجهگیری تاریخی از این درصد دشوار است. به نظر میرسد كاشفان تنها بخشی ناچیز از بایگانیهای مركزی پرسپولیس را از زیر خاك بیرون كشیدهاند. بخشی مهم از امور اداری بدون شك ابزار و لوازم فاسدشدنی را ثبت كردهاند. الواح قلعه بیشتر از منشیان و كاتبان بابلی نام میبرند كه بر پارشمن (پوستهای حیوانات) مینوشتهاند و روش تحریر آنان نه تنها به وسیله مولفان كلاسیك مانند هرودت تصریح شده است، بلكه از طریق كشف بخشی از مكاتبات كه روی پوست نوشته شده نیز مسجل شده است.
حتی در این خصوص اشارهای واضح در پرسپولیس وجود دارد كه عبارت است از نامه شاهزاده خانم «ایردبم» كه بر لوحهای از خاك رس نوشته شده و در آن اشاره به سندی شده است كه روی پارشمن نوشته شده است.
بخشهایی از نوشته های هرودت صراحت دارند بر این كه علاوه بر این وسایل، استفاده از لوحههای چوبی موماندود نیز كه در بابل در دوران بابلی (و قبل از آن به وسیله اقوام هیتیت و آسوریها) رایج بوده همچنان ادامه داشته است.
باید قبول كنیم كه در این شرایط به بایگانیهای بیش از چند دبیرخانه دسترسی پیدا نشده است و بایگانی دفاتر دیوانهای دیگر – كه با توجه به اسناد حاصله از سایر قلمروهای پادشاهی و شرق میانهای قدیم – مامور حفظ و نگهداری و اداره امور داراییهایی از قبیل اشیای قیمتی، سلاحها یا البسه بودهاند، در اختیار نیست.
از طرفی این همان واقعیت مهمی است كه روایات قدیمی به سبك و روش خود منتهی به وضوح و روشنی تمام آن را نقل كردهاند كه همان غارت و تاراج پرسپولیس به وسیله مقدونیان است (به عنوان مثال كنت – كورث در كتاب پنجم خود در فصل ششم، صفحات ۳ تا ۵ از غارت پارچهها، مبل و اثاث، البسه شاهی، ظروف و گلدانها و غیره) نام میبرد.
سیستم انبارداری
اكنون به كمك لوحهای دیوانی مشخص شده است كه تخت جمشید مركز سازمان اداری پارس بوده و سررشته تمام امور در تخت جمشید به هم پیوسته است.
به عنوان یك كارمند در سفر، همیشه گذرنامهای ممهور به همراه داشت.
در این گذرنامه آمده بود كه دارنده گذرنامه از سوی چه كسی ماموریت دارد، چه مسیری را طی میكند و چه میزان آرد، نوشیدنی و همچنین گوشت برای مصرف شخصی خود و در صورت لزوم برای همراهان و همكاران زیردست باید دریافت كند و این هزینهها بر روی گل ثبت میشد.
نویسنده كلوچههایی از گل برمیداشت و آن را به شكل لوح در میآورد. در اغلب موارد اثر این دستهای بر گل فشرده شده دیده میشود.
در برخی از این لوحها، رد انگشتان گل كار نیز برجای مانده است.یك روی لوح با دست شكل گرفته، بر میزی كوبیده میشد تا سطح آن هموار شود.
سرانجام كارمند مسوول روی سمت چپ همین سطح مهر خود را میفشرد.
تهیه لوح به عهده شاگردی بود تا دست نویسنده به گل آلوده نشود.
چند لوح استفاده نشده كه از ساختمانی، درست رو به عمارت خزانه تخت جمشید به دست آمده، این مطلب را تایید میكند.
به كمك قلم مخصوص، نشان میخی را بر لوح نرم میفشردند، كالای تحویل شده را به دقت ثبت میكردند، كارمند مسوول با مهر خود نوشته را تایید میكرد و دریافت كننده نیز نقش مهر خود را یا در قسمت پایین لوح و یا بر پشت لوح ثبت میكرد.
بنابراین هر عضو دربار هخامنشی كه به نحوی با سازمان اداری سر و كار داشت، همیشه مهر خود را همراه داشت.از همین رو برخی از كارمندان، مهر خود به گردن میآویختند.
مجسمه كوچكی از عاج كه سر آن از میان رفته، به خوبی نمایانگر این موضوع است.
علاوه بر این لوح، دو لوح دیگر نیز مهر زده میشد، زیرا از هر سند دو رونوشت نیز تهیه میشد.یك نسخه برای بایگانی محلی، نسخهای برای بایگانی مركز بخش و سومی به طور مستقیم به تخت جمشید فرستاده میشد.
به همین دلیل از هر لوح، نمونهای نیز در بایگانی تخت جمشید موجود است.
از طرفی نگهداری این لوحها چندان آسان نبود.
گمان میرود كه این لوحها را براساس مكان و سال طبقهبندی كرده، در سبد میریختند و سپس سبدها را در قفسه قرار میدادند.
برای جلوگیری از آشفتگی، هر سبد برچسبی خاص داشت. تعدادی از این برچسبها هم یافت شده است.بنابراین روی هر برچسب نام كالا، محل صدور سند، نام مامور مسوول و سال تحویل قید میشد.
سیستم حقوق و دستمزد
لوحهای به دست آمده در تخت جمشید، از نظام دستمزدها در زمان دایوش اطلاعات جالبی به دست میدهد.
طبقهبندی دستمزدها بسیار غنی و از جهاتی چنان «مدرن» است كه گاه پیشرفتهتر از امروز به نظر میآید.كارمندان دیوانی دو رده بسیار متفاوت دارند: اربابان و آزادان و خدمتكاران و پادوها.
مزد كارگران به طور عمده به صورت جنسی پرداخت میشد و پایه اصلی محاسبه آن جو و حداقل مزد یك مرد ۳ «بن» جو در ماه بود. یك «بن» ده «دقه» و هر «دقه» نود و هفت صدم لیتر بود. بنابراین یك «دقه» نزدیك به یك لیتر میشد كه به زحمت از آن نیم كیلو نان میپختند. مزد كارگر خدمتكار و آزاد برابر بود. اگر گاهی در سندی مزد آزادان كمتر است (به عنوان مثال دو «بن» در ماه) كمی حقوق به خاطر پایین بودن سن است.
پایینترین سطح حقوق یعنی ۳۰لیتر جو در ماه، به خدمتكاران و پادوها تعلق میگیرد كه با دستمزد «كارگران خارجی» همسطح است كه از لیكیه، تراكیه و یا از بلخ میآمدند. از این كارگران بیشتر برای برداشت محصول استفاده میشد كه متناسب با فصل و نوع محصول، از منطقهای به منطقه دیگر فرستاده میشدند. بابلیها را «نگهبان جو» مینامیدند كه مسوول نگهداری بذر، بذرافشانی و برداشت بودند. تراكیهایها را به دامپروری و سوریها را به حفاظت از چوبهای سدر میگماردند. حقوق مهترها، كارگران خزانه، نخریسها، چوب كارها، نجارها، ظریفكارها، زرگرها، روغنسازان و پسربچههای پارسی كه از نبشتهها، رونبشته تهیه میكردند، پایینترین سطح حقوق بود.
همه كارگران كه حداقل جیره را میگرفتند، به عناوین و مناسبتهای گوناگون «اضافه درآمد» داشتند. به طور منظم، هر دو ماه یكبار «پاداش» داده میشد كه اغلب یك لیتر جو و نیملیتر نوشیدنی بود.
میزان دریافتی گروهی از حقوقبگیران ردههای بالا چشمگیر است و از همه بالاتر، دریافتی رییس تشریفات است كه همه تشكیلات دیوانی پارس، یعنی هسته مركزی حكومت ایران را زیر نظر داشت. حقوق ماهانه او عبارت از ۵۴۰۰لیتر جو، ۲۷۰۰لیتر نوشیدنی و ۶۰راس بز یا گوسفند بود. لااقل میدانیم كه «فرنكه» كه سالها رییس تشریفات داریوش بود، این مقدار دریافتی داشت. تنها «گئوبروه»، پدرزن داریوش كه در براندازی «گئوماته» و انتقال حكومت به داریوش سهمی داشت و «نیزهدار» او بود، نوشیدنی بیشتری دریافت میكرد. در سنگ نگاره بیستون نیز نفر دوم پس از داریوش «گئوبروه» است. او برای هر ماه ۳۰۰۰لیتر نوشیدنی دریافت میكرد. از دیگر سهمیههای او چیزی در دست نیست. قائممقام رییس تشریفات در زمان زمامداری داریوش برای سالهای طولانی «چیسه و هوش» بود كه فقط یك سوم «فرنكه» جو و نوشیدنی دریافت میكرد. یعنی ۱۸۰۰لیتر غله و ۹۰۰لیتر نوشیدنی و در عوض گوشت بیشتر، یعنی ۴۵راس بز یا گوسفند.
از آنجا كه پرداخت حقوق به شكل جنسی دشوار بود، اندكاندك پرداخت نقره در مقابل یك سوم تا نیمی از حقوق بهخصوص به جای نوشیدنی و گوشت متداول شد. لوحهای تختجمشید مربوط به زمان حكومت «خشیارشا» (۴۸۶-۴۶۵پ.م) و ابتدای حكومت اردشیر اول (۴۶۵-۴۲۴پ.م.) اغلب از پرداخت نقره به كارگران گواهی میدهد. پرداخت نقدی بهطور قطع مورد استقبال كارگران قرار میگرفت، زیرا به هنگام تقسیم گوشت بز یا گوسفند، ناگزیر به یكی گوشت خوب و به دیگری گوشت نامرغوب میرسید و نارضایتی به وجود میآمد.
كارگران ساده با اندك جیره دریافتی به زحمت گذران میكردند و پرداخت حقوق به صورت جیره سبب یكنواخت شدن تغذیه آنان میشد. با اسنادی كه امروز در دست است، پی بردن به میزان واقعی درآمد در زمان هخامنشیان كار بسیار دشواری است، با این همه مسلم است كه حقوق و جیره طبقهبندی شده بود و هر كس به نسبت مهارت و میزان كار حقوق دریافت میكرد. كوشش میشد تا به عناوین مختلف، دریافتكنندگان حداقل دستمزد، ناگزیر از انجام كارهای سخت نیز بودند، با اضافه پرداختهایی تامین شوند. به همین دلیل حداقل حقوق از حقوق معمولی در بینالنهرین پیش از هخامنشیان كه جیره یك منشی، باغبان، خیاط، كشاورز، كوزهگر، نجار و چوببر، سراج و آهنگر ماهانه فقط ۲۰لیتر جو بود، بالاتر است. در زمان داریوش كمكهای پراكنده دولتی را نیز باید بر حقوق كارگران و كاركنان دولت افزود. این كمك، هم شامل كارگرانی میشد كه شرایط كاری فوقالعاده سختی داشتند یا به دلیلی دیگر مستحق دریافت پاداش بودند و هم شامل حال زنانی كه وضع حمل كرده بودند. حقوق زن و مرد برای كار یكسان، برابر بود. زنان میتوانستند ساعات كار كمتر و یا به عبارت دیگر كار «نیمهوقت» بردارند. محیط كاری زن و مرد یكی بود و امكانات كارآموزی و ارتقای شغلی برای هر دو یكسان فراهم میشد. در میان اسناد موجود تعداد مدیران و سرپرستان زن كم نیست.
سیستم پولی
به موازات ایجاد و توسعه عوامل اقتصادی و بسط تجارت كه موجب رفاه عمومی افراد امپراتوری میشد، حكومت هخامنشی توجه خود را به تاسیس یك ضرابخانه و امور دیگری به منظور توسعه تجارت و داد و ستد معطوف كرد. اولین نقاطی كه به منظور ضرب سكه تعیین شد، كشور «لودیا» و جزیره «آیگیتا» از جزایر یونان بوده است.
اگرچه قبل از حكومت هخامنشیان و ایجاد امپراتوری ایران، سكه وجود داشته، اما پادشاهان هخامنشی در بدو تاسیس امپراتوری، سیستم پولی ایران را با وضع جدید انطباق دادند، تناسبی بین ارزش طلا و نقره قائل شدند و آن را با زندگی تجاری رعایای جدید خود انطباق دادند و سعی كردند اشكالاتی را كه بر اثر وجود ارزشهای پولی مختلف در هر قسمت امپراتوری پدید آمده بود، رفع كنند و سیستم پولی را تحت قاعده واحدی درآورند. یكی از خصوصیات ضرابی هخامنشی ضرب سكه طلای خالص است. «دریك» به این علت اعتبار فوقالعاده بهدست آورد.
بودجهریزی
تاریخ نگارانی نظیر «هرودوت» كه از عصر هخامنشیان روایت كردند، اشاراتی به سیاستهای اقتصادی دولتها كردهاند، ولی كمتر وارد جزئیات شدهاند. تنها منبعی كه اطلاعات به نسبت جامعی از اوضاع اقتصادی هخامنشیان ارائه كرده، اثری است به نام «اقتصادها» كه یكی از نمایندگان مكتب ارسطو آن را تالیف كرده و به ارسطوی دروغی معروف است، كه تنها در این كتاب است كه یك تحلیل كلی از نظام اقتصادی هخامنشیان یافت میشود.
در عصر هخامنشیان و به ویژه در دوره داریوش اول نظام اقتصادی به گونهای سامان یافته بود كه دولت هرگز با مشكلات مالی برخورد نمیكرد و در عین حال طبقات مختلف مردم نیز تحت فشار سنگین نبودند.
«پیر بریان»، ایرانشناس فرانسوی در كتاب امپراتوری هخامنشی مینویسد: علت علاقه نویسنده «اقتصادها» به هخامنشیان این است كه به یونانیان امكان تعمق در یك نمونه از تشكیلاتی را میدادند كه در آن برخلاف دولت شهرهای یونانی، دولت هرگز با مشكلات مالی برخورد نمیكرد.
یكی از نكات جالب توجه در عصر هخامنشی تنوع منابع درآمدی دولت است. در «اقتصادها» به شش منبع اشاره شده كه عبارتند از: خراج، هدایا، منافع حاصل از اماكن تجاری، مالیات بر زمین و عوارض گلهداری و مالیات صنعتگری.
نكته قابل توجه دیگر در تنظیم سیاستهای اقتصادی عصر داریوش، تعیین منبع خراج از سوی حاكم پس از مشورت با حاكمان ایالات است.
داریوش همچنین نخستین كسی است كه دفتر دولتی خراجگذاری را منتشر كرد. او فهرست خراج همه ایالات را مشخص و منتشر كرد، تا همه ایالات از میزان خراج اطلاع داشته باشند.
همچنین «فرانتس آلتهایم» در كتاب «تاریخ اقتصاد دولت ساسانی» مینویسد: درآمدهای مالیاتی یكی از چند منبعی بوده كه بودجه ساسانیان به آن متكی بوده است. در كنار درآمد پولی اقتصاد كالایی نیز نقش اساسی ایفا میكرده است.
عمده درآمد دولت ساسانی از مالیات بود، با این تفاوت كه این مالیات پس از «قباد اول» و «انوشیروان» سازمان جدید یافت. میزان مالیات ارضی براساس برداشت محصول درجهبندی شده بود. «طبری» برای مالیات دوره پیش از اصلاح ارضی انوشیروان مقیاسها و محصول را ذكر میكند و در حقیقت این نسبتها نه در محدوده تكتك مناطق، بلكه از منطقهای به منطقه دیگر تغییر میكرد.
«طبری» مبنای این درجهبندی را آبگیری و آبادانی هر منطقه ذكر میكند. از این جمله تنها میتوان استنباط كرد كه به زمینهای مرغوب میزان مالیات بیشتر و به زمینهای نامرغوب مالیات كمتری تعلق میگرفت. بدینسان، نحوه مالیاتگیری باید بر مبنای تقسیم عادلانه بار مالیاتی و یك اصل عادلانه پایهگذاری شده باشد.پس از قباد، نحوه اخذ مالیات تغییر كرد. اصلاحات مالی كه با مساحی نواحی آباد زراعی در زمان قباد اول آغاز شد و در عهد انوشیروان به انجام رسید، با این نیت بود كه مالیاتگیری مستقیم را كه تا آن زمان فقط در كورههای وابسته به شهرها ممكن بود، در تمامی نقاط دیگر گسترش دهد. این هدف به مدد یك سلسله از شرایط تاریخی خاص در زمان انوشیروان محقق شد.در دوره انوشیروان علاوه بر مساحی كل كشور، درختان نخل و زیتون نیز شمارش شد. شیوه مالی خسرو و جانشینانش به ویژه خسروپرویز نیز مورد توجه خاص اعراب بوده است. این تاثیر تا بدان حد بود كه كل نظام مالیاتی دوران امویان و اوایل عباسیان به شالودهای كه آخرین شاهان ساسانی ریخته بوده، استوار بود.
این نظام جدید مالی، نیرویی به انوشیروان بخشید كه تا آن زمان برایش ناشناخته بود و این در سیاست خارجی وی هم تاثیر گذاشت و امپراتوری روم شرقی با تمام وجود قدرت بازیافته همسایه خود را لمس كرد.علاوه بر اصلاح قانون مالیاتی انوشیروان در ترقی و توسعه كشاورزی و وسایل آبیاری نیز كه عامل اساسی برای بالابردن سطح درآمد كشاورز و در نتیجه تامین سهم دولت بود، اقدامات قابلتوجهی انجام داد. او در ساختن سدها و بندها و سایر وسایل آبیاری قدمهای وسیعی برداشت.
شیوههای حسابرسی
اما نظام كنترل هخامنشی تنها در جمعآوری و بایگانی یكایك این سندها خلاصه نمیشد. هر دو ماه یكبار باید گزارشی از عملكرد همه حوزهها تهیه میكردند. این روند، كار كنترل مركزی در تختجمشید را آسانتر میكرد. خوشبختانه به تصادف در میان لوحهای به دست آمده، گاهی هم سندهای یك حوزه و هم گزارش جمعبندی (دو ماه یا سالانه) این سندها موجود است. مثلا از حوزه كردوشوم در منطقه عیلام گزارش عملكرد دو ماه سال ۲۲ (۵۰۹پ.م) را یافتهایم. از اغلب سندهای منفرد این محل گزارش جمعی نیز در دست است.
برای سندهای متفرق نمونهای نیز از گزارش سالانه در دست است. در این گزارش همه دریافتها و پرداختهای یك سال در یك جا جمعبندی شده است. بالطبع لوحهای گزارشهای دو ماهه یا سالانه از اندازه بزرگتری برخوردار بوده است. تصدیق درستی این ترازنامهها با سه كارمند بوده كه نخست از كسی كه مسوول بخش مربوط در آبادی مربوطه بوده است، نام برده میشود. به عنوان مثال وقتی حسابرسی غله انجام میشود، مسوول مربوط رییس كل انبار نامیده میشود.
در اینجا عنوان، هم به عیلامی میآید هم به فارسی باستان، البته فارسی باستان به خط عیلامی. مسوول نوشیدنی عنوانی مانند نوشیدنیدار یا نوشیدنی بر دارد. این مقام اغلب مسوول میوه نیز بوده است. در این میان عنوان خاصی نیز شبیه به میوهدار یا میوهبر وجود دارد. به ظاهر وجود این مقام بستگی به آن داشت كه یا در بخش مربوطه باغهای بزرگ میوه وجود داشته باشد یا اینكه به سبب كمبود، به اجبار میوه را از آبادیهای همسایه برای مصرف كارگران تهیه كرده باشند.
پس از رییس كل انبار، مقام دوم همیشه یك «آتشریز» است . این مقام رسمی روحانی محل است كه از سوی حكومت برای انجام مراسم آیینهای دولتی تعیین میشد. او هم باید همزمان، امور اداری را كنترل میكرد و با مهر خود مسوولیت صحت صدور سند را به عهده میگرفت. این كه به روحانیها هم وظیفهای دیوانی سپرده شود در بینالنهرین از دیرباز یك تجربه شناخته شده بود. داریوش نیز بایستی این شیوه را خیلی موثر تشخیص داده باشد. زیرا از سویی روحانیون ستاینده اهورامزدا، به شدت قابل اعتماد بودهاند و از سوی دیگر این روحانیون در خدمت دولت، لابد در كنار انجام وظایف دینی، وقتی هم برای خدمت در كارهای دیوانی پیدا میكردهاند.
مقام سوم نگهبان انبار نامیده شده است كه اغلب به تاكید در زیر اسناد آمده است: «حساب رسمی در مجموع به وسیله این سه مقام انجام شده است.»
در كنار اینها یك حسابرس ویژه نیز وجود داشت. این حسابرسها مسوولیت همه حسابهای یك حوزه را به عهده داشتند. آنها در منطقه خود به همه جا سركشی و موجودی محل را كنترل میكردند. كار اینها بیشتر در پایان سال و در ماههای نخستین سال بعد انجام میشد. زیرا نوبت رسیدگی به همه ترازنامهها، سالانه بود. جای شگفتی نیست اگر آنها همیشه قادر نبوده باشند به همه حسابهای منطقه خود در یك زمان (پایان سال) رسیدگی كنند. به این ت
طبقه بندی: تاریخچه حسابداری ایران وجهان،


